فیلم سینمایی مرد عینکی شلوغ و بی منطق است

فیلم سینمایی مرد عینکی شلوغ و بی منطق است

فیلم سینمایی مرد عینکی شلوغ و بی منطق است

نویسنده: علی بهاری

بخشی از کمدی‌های پرفروش سال‌های اخیر، بیش از آنکه بر موقعیت کمدی تکیه کنند، بر شلوغی و بازی بازیگران متکی‌اند و فیلم سینمایی مرد عینکی هم از این قاعده مستثنی نیست.

این فیلم از همان اول با این امید دیده می‌شود که قرار است یک کمدی بامزه و پرانرژی باشد، مخصوصاً چون از تیم سازنده‌ی «فسیل» آمده است. اما مشکل اصلی فیلم این است که نه کمدی‌اش درست از کار درمی‌آید و نه منطق قصه‌اش مخاطب را راضی می‌کند.

شوخی، حتی وقتی اغراق‌آمیز است، باید منطق خودش را داشته باشد. اگر تماشاگر حس کند اتفاق‌های عجیب، در جهان خود فیلم قابل قبول‌اند با آن همراه می‌شود، اما در فیلم سینمایی مرد عینکی این اتفاق نمی‌افتد.

فیلم سینمایی مرد عینکی

حلیم رایگان، شخصیت اصلی با بازی بهرام افشاری مدام توسط گروه‌های مختلف دزدیده و از این دست به آن دست می‌شود، بدون اینکه این رفت‌وآمدها منطق روشنی داشته باشد.

این بی‌منطقی در بعضی صحنه‌ها واقعاً آزاردهنده می‌شود. نمونه‌ی روشنش آنجایی است که دزدان دریایی آفریقایی، چلنگر، مترجم سابق تیم ملی فوتبال را ناگهان از دریا به عرشه کشتی می‌آورند.

صحنه‌ای که نه فقط خنده‌دار از کار درنمی‌آید، بلکه بیشتر شبیه شوخی سرهم‌بندی‌شده‌ای می‌ماند که به شعور مخاطب توهین می‌کند. کمدی قرار نیست هر چیز نامعقولی را به بهانه باحال بودن به مخاطب عرضه کند. این آشفتگی تا پایان فیلم ادامه پیدا می‌کند؛ جایی که حتی معلوم نمی‌شود سرنوشت چلنگر چه شده است.

مشکل دیگر فیلم، چرخش پایانی شخصیت حلیم است. تا بخش زیادی از فیلم، او یک آدم ساده، دست‌پاچه و بی‌خبر از همه‌جاست. اما ناگهان در پایان قرار است باور کنیم که او یک تروریست یا دست‌کم یک مهره‌ی پیچیده‌ی امنیتی بوده که همه چیز را از قبل طراحی کرده است.

این تغییر، چون زمینه‌سازی درستی ندارد، باورپذیر نیست. فیلم می‌خواهد ادعا کند همه این‌ها بخشی از طراحی خود حلیم بوده است، اما در برخی موقعیت‌ها او تا دم مرگ می‌رود و کاملاً اتفاقی نجات پیدا می‌کند. این که گفته شود عملیات نجات را خود او از پیش طراحی کرده بوده بسیار باورناپذیر است.

در این میان، باید گفت بهرام افشاری واقعاً بازیگر خوبی است و حضورش مثل همیشه انرژی‌بخش است و می‌تواند مخاطب را جذب کند. او در بعضی لحظه‌ها تلاش می‌کند با ریتم، بدن و لحنش موقعیت‌ها را نجات بدهد.

اما مسئله اینجاست که بازی خوب نمی‌تواند جای سناریوی خوب را بگیرد. وقتی فیلمنامه منسجم نیست و شوخی‌ها منطق ندارند، بازیگر هرچقدر هم توانا باشد فقط می‌تواند بخشی از ضعف‌ها را بپوشاند، نه همه‌شان را.

در میان شوخی‌های نه‌چندان موفق فیلم سینمایی مرد عینکی، البته یکی دو لحظه پیدا می‌شود که ظرفیت خنده دارد. مثلاً جایی که پلیس، ویدئو‌های غیراخلاقی گوشی پدرش (مهدی هاشمی) را پیدا می‌کند و او برای توجیه ماجرا می‌گوید این‌ها مربوط به یک‌سری مشاغل کاری مثل لوله‌کش و تعمیرکار است.

این ایده، در مقایسه با بقیه شوخی‌های فیلم، بامزه‌تر است، اما همین شوخی نسبتاً خوب هم به خاطر نوشتن ضعیف دیالوگ خراب می‌شود. عبارت «مشاغل کاری» اضافه و حشو است.

در مجموع، مشکل فیلم سینمایی مرد عینکی این است که فیلم منطق کمدی را جدی نگرفته است. شوخی وقتی جواب می‌دهد که در دل یک موقعیت قابل‌قبول شکل بگیرد، نه اینکه صرفاً با کنار هم گذاشتن اتفاق‌های عجیب و بی‌ربط ساخته شود.

«مرد عینکی» آن‌قدر به شلوغ‌کاری و غافلگیری وابسته است که فراموش می‌کند حتی بی‌منطق‌ترین کمدی‌ها هم برای خنداندن، به حداقلی از انسجام نیاز دارند.

پایان

نقد و بررسی سایر برنامه‌های سینما و تلویزیون را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید