فیلم رد وان و اسطوره ای رنگی در اثری کلیشه ای
نویسنده: مونا محمدنژاد
آیا تاکنون به مفهوم آنچه در پس اسطورهها و داستانهاست فکر کردهاید و چه مقدار از آنها را عقلانی و قابل توجیه میدانید؟
بله درست است، اینبار هم استودیوهای فیلمسازی جهانی به سراغ پرسشهای کودک درون ما از یک اسطوره رفتهاند؛ بابانوئل و اینکه چگونه ممکن است بتواند سوار بر سورتمه از قطب شمال بیاید و یکشبه آن همه هدیه را به همه بچههای روی زمین برساند؟
فیلم سینمایی رد وان (Red one) با بازی دنیل جانسون و کریس ایوانز محصول 2024 یک کمدی ماجراجویی و فانتزی است که حول مفهوم دوگانه نیک و بد در جهان اسطوره میگردد و میخواهد به پرسشهای اسطورهای پاسخهای منطقی درخوری دهد؛ البته از نظر نگارنده، پاسخ همچنان در پس دروغهای زیبا و جذاب مثل آبنباتهای رنگی به خورد مخاطب نوجوان داده میشود تا مدتی بتواند فرهنگ و اسطورهای را زنده و مولد نگه دارد.
فیلم رد وان به کارگردانی جیک کاسدان محصول سه شرکت فیلمسازی آمازون، کریس مورگان و سون باکس است. فیلمنامه این فیلم را نیز کریس مورگان و هیرام گارسیا بهصورت مشترک، به نگارش درآوردهاند.
تهیهکنندگی فیلم رد وان را دوئین جانسون، هیرام گارسیا، دنی گارسیا، جیک کاسدان، ملوین مار و کریس مورگان بهصورت مشترک برعهده داشته، موسیقی متن آن اثر هنری جکمن است.
فیلم رد وان اولین قسمت از یک فرنچایز بالقوه محسوب میشود که اسطورههای تعطیلات کریسمس را بازسازی کرده و دوباره به تصویر میکشند.
فیلم رد وان
نقطه تعلیق این فیلم زمانی رخ میدهد که بابانوئل به دست گروهی ناشناس بیستوچهار ساعت پیش از کریسمس از جایی در قطب شمال دزدیده میشود.
این فیلم توانسته با یک نمایش رنگارنگ، اسطوره غبارگرفته بابانوئل را از صندوقچه خاطرات کودکی بیرون بکشد و رنگآمیزی کند.
کریسمس همواره در فرهنگ غربی و مسیحی نمادی از شادی، نور و جادوست؛ جادویی که در فرهنگهای مختلف از دل تاریخ رنگورورفته
بهشکل اسطورهای پیچیده در زرورقی برفی پر از نورهای رنگی خود را عرضه میکند. «رد وان» نیز در محاصرهی درخشندگی و تلألؤ نور و جادو فارغ از محتوای خود، چشمنواز مینماید.
در ابتدای فیلم از سوی یک کودک بازیگوش فلسفه کریسمس به پرسش گرفته میشود؛ آنچه حتی بزرگسالان برای آن پاسخی نمییابند و بقیه فیلم صرف توضیح فلسفه این اسطورهی رنگی میشود.
سوژه اصلی فیلم حول محور مأموریت نجات کریسمس شکل میگیرد و در فضایی پر از ماجراجویی و تعقیب و گریزها، داستان پیش میرود. جنبه طنز داستان با شوخیهایی در بیاندیشگی و تکراری بودن خود به استحاله میروند.
جلوههای ویژه زیاد در صحنه ربودن بابانوئل و حتی پیش از آن در محل آمادهسازی اسباببازیهای هدیه کریسمس فیلم را بهسوی جلوهگری ضعیف و سطحی میراند.
این جلوههای ویژه در میانه فیلم در مواجهه با برادر بابانوئل که یک غول بیشاخ و دم است و در پایان نیز فیلم را بسیار تصنعی میسازد. بازی متوسط و شخصیت کلیشهای دنیل جانسون نیز بر ضعف اثر میافزاید.
در پایان، رد وان پیامهای کریسمسی و اهمیت خانواده را به مخاطب القا میکند که چرا باید کریسمس را باور داشته باشیم.
باید اذعان داشت با وجود بازیگران چون دنیل جانسون و کریس ایوانز، این فیلم نتوانسته چندان موفق جلوه کند، زیرا محتوای تازهای ارائه نمیکند و فقط در یک سرگرمی باقی مانده است.
پایان
نقد و بررسی سایر برنامههای سینما و تلویزیون را بخوانید



