فیلم بچه مردم؛ تنها بچه مردمی که میتوان تو سر بچههای دیگر زد
نویسنده: بنیامین کلاچاهی ثابت
«همهی فیلمهام مثل بچههای من هستند!» جوابِ متداولِ فیلمسازانِ ایرانی به سوالِ متداولِ «کدام فیلمتون رو بیشتر از همه دوست دارید؟!» است.
مصاحبههایی که اغلب مخاطبانِ پشیمان از دیدن این فیلمها را (بلاتشبیه) به یاد ضربالمثل «سوسکه بچهاش از دیوار بالا میرفت، میگفت قربون دست و پای بلوریت!» میاندازد.
«بچه مردم» اما آنقدر بچه موفقی از آب در آمده که میشود آن را با خیالِ راحت تو سر آن فیلمهای لوس و بیمزه زد. فیلمی که تهیهکننده برنامه «خندوانه» آن را تهیه کرده، همان قبل از شروع تیتراژ ابتدایی با همه ابزار سینما به مخاطب اعلام میکند: «ما خیلی باحالیم.» و تا نزدیکیهای پایان، سرِ قولش میماند.
سپردن کارگردانی به «محمود کریمی» برای فیلم تهیه شده توسط «سید علی احمدی» به اندازه سپردن اجرای خندوانه به «رامبد جوان» درست و حسابشده بوده است.
حساب و کتابی که اگر انجام نمیشد، سفارشدهندگان اثر را مجبور میکرد برای رسیدن به چنین کیفیتی تا «هتل بزرگ بوداپست» بروند و از «وس اندرسون» بخواهند که فیلمشان را کارگردانی کند.
محمود کریمی صاحبِ همان صدای پشت دوربینِ مصاحبههای شهری و استودیویی برنامه خندوانه است که به واسطه چند سال بازیگوشیهای سرخوشانه با دوربین، خیلی بَلا شده است!
احتمالاً همین تمرینِ همه روزه ساخت کلیپهای کوتاهِ بانمک به او کمک کرده تا بتواند ماجراهای متعدد پیچیده را با چند نما و دیالوگِ کوتاه به ثمر برساند و بلافاصله سراغ ماجرای بعدی برود.
مجموعه خرده روایتهای بامزه کوتاهی که تعدد آنها لطمهای به یکپارچگی کل اثر نزده، بلکه برگ برنده فیلمی است که در عصر سلطنتِ کلیپهای چند ده ثانیهای، به سینماها میآید و زور فرم در آن آنقدری هست که مخاطبِ کمحوصله امروزی در طول تماشای فیلم به سراغ تلفن همراه خود نرود.
در خلاصه داستان فیلم که از رفاقت چهار پسر در یک مرکز نگهداری کودکان بیسرپرست آغاز میشود، دیالوگی از رئیس مرکز آورده شده است: «تاجی: هر قصهای رو دقت کنید میبینید قهرمانش از یه جایی رو پای خودش وایساده. الیور توییست یه جور، سهراب و فریدون اون جور، حضرت یوسف چهار سالش بود رفت عزیز مصر شد. حضرت موسی رو بگو؛ همین دنیا که اومد دادنش به آب. ماشالا نره غول شدین، پاتون اینجاس سرتون اونجا. وقتشه خودی نشون بدین…»
داستان رفته رفته بر یکی از این چهار پسر که به دنبال مادر خود میگردد، متمرکز میشود تا جایی که او بتواند خودی نشان بدهد. علاوه بر هماهنگی خوب چهار بازیگر جوانِ فیلم، بازیِ بازیگران شناختهشده اثر همچون گوهر خیراندیش و رضا کیانیان هم دلپذیر از آب در آمده و هر کدام از آنها هم در فصل حضورشان، چیزی به فیلم و مخاطب اضافه میکنند.
فیلم هم در خنده گرفتن و هم در به گریه انداختن مخاطب موفق و خلاق است ولی در هیچ کدام از این دو زیادهروی نمیکند. برای مثال در یکی از سکانسهای خندهدار ابتدایی فیلم، چهار نوجوان به قصد سرقت مدارک هویتیشان وارد اتاق بچههای شیرخوار مرکز میشوند و برای پیدا کردن فرصت فرار، بچهها را از تختهایشان بیرون میآورند تا حرکت چهاردستوپای آنها روی زمین مانع تعقیب شدن توسط پرستارها شود.
صحنه مشابهی هم در میانه فیلم هست که نوجوان نقش اول فیلم در واکنش به مصیبت پیش آمده به اتاق نوزادان بیمارستان وارد میشود و صدای گریه او، گریه همه بچهها را در میآورد. خلاصه که دیدنِ فیلم بچه مردم به همه مردمِ ایران توصیه میشود.
پایان
برای مطالعه نقد و بررسی فیلمهای کمدی اینجا کلیک کنید.



