فیلم املی چطور فیلمی است؟

فیلم املی چطور فیلمی است

فیلم املی چطور فیلمی است؟

نویسنده: بنیامین کلاچاهی ثابت

در هجده خرداد 1380 آقای «سید محمد خاتمی» با کسب 21 میلیون و 659 هزار و 53 رأی از مجموع 28 میلیون و 81 هزار و 930 رأی مأخوذه برای دومین بار به صندلی ریاست‌جمهوری ایران تکیه زد. رتبه دوم؟ آقای «احمد توکلی» با حدود چهار و نیم میلیون رأی.

در همان صبحِ روزِ اعلام نتایج، یک «احمد توکلی» دیگر -که بدون داشتنِ هیچ برادری، صاحبِ کارخانه‌ی برنجکوبی «برادران توکلی» بود- پشتِ فرمانِ پرایدِ سفیدِ صفرش نشست تا به واسطه‌ی آغاز تعطیلی مدارس، همسرِ معلم و دو فرزند دبستانی‌شان را از مبدأ روستای «دهنه‌سرِ شِیجان» در شهر «خمام»ِ استان «گیلان» به زیارت «مشهد مقدس» ببرد.

دقیقاً در حدِّ فاصل توقفِ خانواده‌ی توکلی در جلوی مدرسه‌ی راهنمایی «طالب آملی» (یکی از حوزه‌های رأی‌گیری شهرستان آمل)، صدای گریه‌ی نوزادی تازه‌متولدشده، فضای نزدیک‌ترین بیمارستان به آن حوزه‌ی رأی‌گیری را پُر کرد.

نوزاد دختر از یک خانواده‌ی اصالتاً آذری بود؛ تولدش در شهر غیرساحلی «آمل» مادرش را به این فکر انداخت تا اسم او را «ساحل» بگذارد! هم‌زمان در شهر غیرساحلی دیگری به نام «پاریس»، آقای «ژان-پیر ژونه» روی صندلی کوتاه‌ترِ پشتِ میزِ تدوین، با «اِروه اشناید» همکاری می‌کرد تا اکران تابستانی فیلم «آملی» در فرانسه را به قبل از مراسم تحلیف در ایران برسانند.

اگر تا اینجای متن حوصله کردید، احتمالاً از خودتان پرسیده‌اید: «این دیگر چه جور نوشتن عجیبی از تجربه‌ی تماشای فیلم است؟» پاسخ: «مقدمه‌ی بالا تلاش برای ارائه سبکی است که شیوه‌ی روایتِ فیلمِ «املی» را تقلید کند.»

کافی است فقط چند دقیقه‌ی ابتدایی فیلم را ببینید. یک کمدی فانتزی پُر از جزئیاتِ کم‌اهمیت در زندگیِ واقعی که پی‌درپی کات می‌خورد و قبل از آنکه فرصت سؤال کردن درباره‌ی اهمیت و ارتباط هرکدام از آن‌ها را داشته باشیم، ما را درگیرِ سوالِ دختری رویاپرداز به نام «املی پولن» می‌کند: «امکان کمک کردن به خوشحالیِ دیگران؟»

فیلم املی

در فیلم املی همه‌چیز با پیدا کردن یک جعبه‌ی کوچک در سوراخ دیوار توسط املی شروع می‌شود. او تصمیم می‌گیرد صاحبِ این جعبه -که چهل سال پیش آن را مخفی کرده بوده- را پیدا کند تا در صورت خوشحالیِ او، کارهای خوشحال‌کننده‌ی دیگری نیز برای دیگران انجام دهد.

دیگرانی مشتمل بر پدری گوشه‌گیر، پیرمردی که بیست سال از خانه خارج نشده، زنی در همسایگی که عزادار و دل‌شکسته‌ی مرگ و خیانتِ توأمانِ همسرش است، میوه‌فروشِ بداخلاقِ محله و شاگردِ مظلومش؛ و همکاران و مشتری‌های کافه‌ای که آملی در آن کار می‌کند.

در دنیای فانتزیِ فیلم املی، اکثر دغدغه‌های دنیای واقعی و هر موردِ غیرمرتبط با حلقه‌ی اطرافیانِ املی نادیده گرفته می‌شوند. سکانسِ پیدا شدن جعبه در سوراخ دیوار هم‌زمان با پخش خبرِ مرگِ پرنسس دایانا اتفاق می‌افتد؛ پخشِ این خبر تنها ثانیه‌ای بعد از آن است که گوینده‌ی نریشنِ فیلم به اتفاقی ناگهانی که زندگیِ آملی را برای همیشه تغییر خواهد داد اشاره می‌کند.

دوربین، با نمایش عبور املی از آن خبر و معطوف شدن کنجکاوی‌اش به جعبه‌ی توی دیوار، از تصمیمِ قطعیِ سازنده‌ی اثر برای تمرکز روی دنیای کوچکِ درونیِ آدم‌ها خبر می‌دهد.

نمایش تنهایی، اجتماع‌گریزی، بیماری، هیزی، تحقیر، ترس، دزدکی وارد خانه شدن و حتی مرگ عزیزان، کارگردان را وا نمی‌دارد تا اندکی از فضای سرخوشانه یا رنگ‌های گرم و طلایی قاب‌هایش بکاهد.

فیلم املی که با نام «زندگی شگفت‌انگیز املی پولن» نیز شناخته می‌شود، همه‌چیز را در خدمت شخصیتِ عجیب املی به کار می‌گیرد؛ شخصیتی که پیش از پیدا شدنِ آن جعبه نیز همین‌قدر سرخوش و ساده‌دل بوده است.

چنانکه در یکی از سکانس‌های ابتدایی فیلم املی، پس از آنکه مردی تقصیرِ تصادفِ ماشینش را به گردن املیِ کوچک می‌اندازد، با همین شخصیت آشنا شده‌ایم؛ جایی که گوینده‌ی نریشنِ فیلم از تصمیم املی برای انتقامِ بزرگ خبر می‌دهد و این انتقام در قطع و وصل کردن آنتنِ تلویزیونِ آن مرد، در زمانِ پخشِ مسابقه‌ی فوتبال خلاصه می‌شود.

تماشای خوشحالی‌های کوچکِ املی و ایده‌های خنده‌دار او برای کمک به خوشحالیِ هرکدام از اطرافیانش، دربردارنده‌ی لذتی است که توضیحِ زودتر درباره‌ی آن‌ها می‌تواند از لذتِ تماشای‌شان کم کند. اما ذکر این نکته لازم به نظر می‌رسد که در دنیای عجیبِ املی، عشقی عجیب هم به سراغ او خواهد آمد: عشق پسری به اسم «نینو» که کلکسیونرِ جمع‌کننده‌ی عکس‌های پاره‌ی آدم‌ها از زیر اتاق‌های عکاسی است!

کارهای املی برای ارزیابی عشق و کنجکاویِ ما درباره‌ی سرانجامِ آن، بُعدی جدید به داستان و شخصیتِ املی می‌دهد؛ بُعدی که شخصیت خانمِ صاحبِ کافه، پیش‌تر دیالوگی درباره‌ی آن داشته: «عشق! تنها مرضی که تا حالا گرفتارش نشده بود.»

این متن نه یک نقد کامل، بلکه توضیحاتی برای دعوت از مخاطب بالای هفده سال به دیدن یک فیلم «حال خوب‌کُن» است.

پایان

نقد و بررسی سایر برنامه‌های سینما و تلویزیون را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید