فصل هفتم پایتخت؛ طنز قدیمی با شیرین‌کننده‌های رژیمی

فصل هفتم پایتخت؛ طنز قدیمی با شیرین‌کننده‌های رژیمی

فصل هفتم پایتخت؛ طنز قدیمی با شیرین‌کننده‌های رژیمی

نویسنده: بنیامین کلاچاهی ثابت

«چون چند سال سریال ساخته نشده بود، سازندگان اثر پر از ایده بودند.» این نقطه قوت عنوان شده در مصاحبه ریاست محترم «سیمافیلم» درباره فصل جدید سریال «پایتخت» به تنها نقطه ضعف یکی از بهترین سریال‌های طنزِ تاریخِ تلویزیون تبدیل شده است.

البته که اساس پیگیری‌ها برای ساخت سریالی که توانست بار دیگر بسیاری از خانواده‌های ایرانی را در ضیافتی شبانه به میزبانی خانواده «معمولی» دور تلویزیون جمع کند، جای تقدیر فراوان دارد؛ تنها سریال طنز سال‌های اخیر که اکثر عوامل آن، در اثر جدید خود نیز استانداردهای لازم برای سرگرمی مخاطب را لحاظ کرده‌اند.

با این حال پایتخت هم از همه‌گیری ویروسی که از ابتدای قرن جدید به جان تمامی آثار طنز افتاد، در امان نماند؛ ویروسی که ابتدا وجود ایده مرکزی قوی در فیلمنامه را درگیر می‌کند و بعد از نابودی آن، به سراغ از بین بردن مرزِ حیاتی میانِ طنز واقع‌گرا و طنز فانتزی می‌رود.

کافی است دهه طلایی طنز در تلویزیون ما (یعنی دهه هشتاد) را به یاد بیاورید. از ماجرای سفر جعلی آقاماشالله به مالزی تا قصه مهاجرت خانواده هاشم‌آقا به تهران یا داستانِ خرید خانه در پایتخت توسط همین خانواده «معمولی»، همگی ایده‌های مرکزی واقعگرایانه بودند؛ ایده‌هایی که مجموعه‌ای از خرده ایده‌های قابل باور و متناسب با خط اصلی داستان را در دل خود جای می‌دادند.

سازندگان آن آثار به خوبی می‌دانستند که ایده‌پردازیِ خوب برای طنز واقعگرایانه آنقدر دشوار است که تعدد ایده‌ها ممکن است آن‌ها را به سمت طنز فانتزی ببرد.

طنز فانتزی که اگرچه در جای خود شیرین و پرطرفدار بود اما ترکیب آن با دنیای واقعی مصداق ریختن قیمه‌ها در ماست‌ها محسوب می‌شد! تصور کنید که یکی از شخصیت‌های «خانه به دوش» به زبان «برره‌ای» صحبت می‌کرد یا شخصیت «شازده» در «متهم گریخت» مثل شخصیت‌های «مسافران» از فضا آمده بود.

نقطه قوت جدیدترین فصل پایتخت، همان شیرین بودن شخصیت‌های قدیمی و چالش‌های معمولی آن‌ها در محیط واقعی خانه و خانواده است.

حتی اگر«نقی معمولی» از آن پدر فداکار خانواده در فصل اول به مرد میانسالی لجباز و حسود تبدیل شده باشد یا حتی اگر پسرخاله صاف و ساده و عاشق‌پیشه او یعنی «ارسطو عامل» از آن صفا و صمیمیتی که داشته، دور شده باشد. ماجراهای عشقی بین «رحمت» و «فهیمه»، نوع مواجهه خانواده با خواستگار و داماد، شیرین‌کاری‌های بچه تازه‌وارد و امثالهم در سریال به سبک طنز شیرینِ قدیمی پیش می‌روند.

در مقابل اما، ماجراهای غیرمعمولی متعددی هستند که هیچ منطق روایی نیز برای آن‌ها در نظر گرفته نشده است. برای مثال اگر در فصول قبل برای ماجرای دور از ذهنی مثل گیر افتادن خانواده معمولی بین داعشی‌ها هم مقدمه‌چینی دقیق و باورپذیری در نظر گرفته شده بود، در این فصل اما همه اتفاقات عجیب به مانند همان شهاب‌سنگِ داستان، ناگهان از آسمان وارد فیلمنامه می‌شوند: نوع و علت مریضی عجیب بهتاش، چرایی و چگونگی علاقه همسر ارسطو به سفر بی‌بازگشت مریخ، طلاق رحمت از همسرش، مرگ بهبود و خیلی چیزهای دیگر که به نظر به داستان وصله شده‌اند؛ آن هم وصله‌هایی نه‌چندان جور!

امیدوارم که گروه سازنده «پایتخت» به ساخت این یادگار روزهایی که بیشتر می‌خندیدیم، ادامه دهند و البته برای ساخت فصل‌های بعدی این یادگار ارزشمند، از چندین نویسنده دیگر نیز دعوت به عمل آورند.

پایان

برای مطالعه نقد و بررسی سایر فیلم‌های کمدی اینجا کلیک کنید.

1 دیدگاه برای “فصل هفتم پایتخت؛ طنز قدیمی با شیرین‌کننده‌های رژیمی”

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید