دیگه کی صدا و سیما نگاه می‌کنه؟

دیگه کی صدا و سیما نگاه می‌کنه؟

دیگه کی صدا و سیما نگاه می‌کنه؟

نویسنده: بنیامین کلاچاهی ثابت

آورده‌اند که روزی مردی شیپور در دست به میدانِ اصلی شهر رفت و بر بلندی میدان، شروع به شیپور زدن کرد. مردم از هر سو جمع شدند تا خبر مهمی را که در راه است، بشنوند.

تمام اهالی شهر جمع شده بودند که بالأخره کسی از میان جمعیت فریاد زد: «شیپورچی! همه آمده‌اند. بگو بدانیم چه خبر شده؟!» شیپورچی با تعجب جواب داد: «خبر؟! خبری نیست؛ شیپور جدید خریده‌ام!»

هر بار که سوال «دیگه کی صدا و سیما نگاه می‌کنه؟!» را در نظرات کاربران فضای مجازی می‌‌بینم، به این فکر می‌کنم که طبیعتاً صاحب نظر، آن را با یک گوشی هوشمند نوشته است؛ وسیله‌ای که صاحبش با آن به همه فیلم‌ها و برنامه‌های روز دنیا، دسترسیِ آنی دارد.

احتمالاً یک هارد پُر از سریال‌های ندیده در گوشه اتاق او خاک می‌خورد و یحتمل فاصله وی تا سالن سینما و تئاتر و کنسرت و …. نیز نزدیک باشد. همه این‌ها اما نباید جای صداوسیما را بگیرد.

چرا که تلویزیون نه فقط تنها ابزار سرگرمی بخش زیادی از سالمندان یا هموطنان مناطق محروم، که تنها سرگرمیِ جمعیِ بسیاری از خانواده‌ها در شهرهای بزرگ است. به خصوص حالا و با وضعیت اقتصادی جدید که یک گردش خانوادگی در شهر هم برای بسیاری از خانواده‌ها گران تمام می‌شود.

با این وجود، حکایت ما با صداوسیمای سال‌های اخیر، اغلب حکایتِ مردم و شیپورچیِ ابتدای متن شده است. حجم بالایی از برنامه‌های پر سروصدا که حرفی برای گفتن ندارند و معلوم نیست برای که و چه ساخته می‌شوند!

یکی از این برنامه‌ها در سال گذشته، برنامه‌ی شعبده‌بازی «عمارت» بود؛ برنامه‌ای که شگفت‌انگیزترین شعبده آن به انتخابِ ترکیبِ پژمان بازغی، وحید شمسایی، خاله شادونه و لیلا اوتادی به عنوان مدعووین ثابت برنامه برمی‌گشت.

شگفت‌انگیزترین ترکیب چهارنفره تلویزیون اما به برنامه طنز «چارپایه» مربوط می‌شد؛ تنها برنامه‌ی جهان که موفق شد ضمن ساعت‌ها نمایش حضور چهار کمدین، حتی یک لحظه کمدی هم خلق نکند!

طنزترین لحظات تلویزیون در سال گذشته را هم استاد «جواد خیابانی» به وجود آورد؛ مجریِ معتقد به جوانگرایی در تیم ملی فوتبال در سالی که از تلویزیون خداحافظی کرده بود! آنقدر در قاب برنامه‌های مختلف ظاهر شد که بارها سوژه صفحات فضای مجازی شود؛ اتفاقی که مثل همه این سال‌ها با یک مصاحبه آخر سال و ابراز خرسندی از اینکه حرف‌های وی باعثِ خنده ملت ایران شده، مصادره به مطلوب شد.

اکثر سریال‌های تلویزیون هم فارغ از ژانرشان در وضعیتی تراژیک از نظر استقبال مخاطبین به نمایش درآمدند. البته که همه این برنامه‌های کم مخاطب در مقایسه با هر برنامه طنز و سرگرمی که در برابر انتقاد به سطح کیفی پایینش پشت مواضع سیاسی و فرهنگی‌اش سنگر می‌گیرد، بااَرزش‌تر هستند اما نکته اینجاست که صداوسیما باید نگاه جدی‌تری به سرگرمی‌سازی داشته باشد.

همانطور که بازگشت «ایرج طهماسب» در برنامه «مهمونی» با عروسک‌هایش، اجرای «محمدرضا گلزار» در برنامه «پانتولیگ» با فن‌پیج‌هایش، احیای شخصیت «جناب‌خان» در برنامه «1001» با شوخی‌هایش و حتی فصل تازه «مردان آهنین» با «فرامرز خودنگاه»ـَش! ، توانستند بخش‌هایی از این مهم را برای مخاطبین فراهم کنند.

همانطور که احتمالاً حتی تعداد زیادی از صاحبان نظریه «دیگه کی صداوسیما نگاه می‌کنه؟!» هم منتظر پخش فصل جدید سریال «پایتخت» هستند.

صدا و سیما هنوز می‌تواند از طریق جذب حداکثری مخاطبین، به مقبولیت عمومی بیشتری دست یابد. شاید اولویت بخشیدن به عنصر کیفیت به جای کمیت از یک طرف و فراهم کردنِ درگاهی مناسب برای دریافت و بررسی ایده‌ها و فیلمنامه‌های بکرِ مردمی از طرف دیگر، راهگشای جذب بیشتر مخاطبین باشد.

پایان

برای مطالعه نقد و بررسی سایر فیلم‌های کمدی اینجا کلیک کنید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید