شوخی با حافظ و مرور چند بیت او

شوخی با حافظ و مرور چند بیت او

شوخی با حافظ و مرور چند بیت او

نویسنده: محمد تسلی بخش

حتما شنیده‌اید که ادبا و علمای حوزه ادبیات گفته‌اند که شعر حافظ پر از طنز و کنایه و شوخی است. ما چند نمونه از این شوخی‌ها را در این مطلب جمع‌‏آوری کرده‌‏ایم و با حافظ هم تا جایی که شد شوخی کرده‌ایم که شاید برای شما هم جالب باشد.

فقط قبلش به شما بگویم که طنز در زمان‌های خیلی قدیم (که هنوز اسمش طنز نبوده) جز گونه‌های کمدی محسوب نمی‎شده و در آثار فاخر ادبی برای تلطیف فضای جدی یا غم‎انگیز اشعار به کار می‎رفته به خاطر همین شوخی‎های آن با کلماتی محکم و وزین و به صورت مفهومی ایجاد می‌شده. برای دریافت شوخی آثار قدما باید به عمق مفهوم ابیات توجه کنید تا بامزگی کار دستتان بیاید.

شوخی با حافظ

1. اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

شوخی این بیت معروف کاملا مشخص است. حافظ برای رسیدن به مقصودش وعده‌ای را می‌دهد که معلوم است توانایی انجام آن را ندارد.

اکثر شوخی‎های حافظ همین طوری است. شوخی‎های مفهومی با استفاده از اغراق و تناقض‌های کلامی خیلی شدید.

2. یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟

رقیب در زمان گذشته از کلمه مراقبت میامده نه رقابت. یک چیزی شبیه داداش بزرگه طرف بوده که نمی‌گذاشته نگاه چپ به محبوب بیفتد و کسی چهارکلمه با او هم‎سخن شود.

در این بیت حافظ از روزگار انتظار وفاداری دارد و اگر نشد آرزوی رسیدن به محبوب ولی اگر به این هم نرسید آرزوی آخرش مرگ رقیب است.

شوخی این بیت در این است که اگر حافظ از روزگار وفا و از یار وصال نبیند عملا مرگ رقیب به کارش نمیاید ولی چون آرزوی دیگری ندارد یک آرزوی بیهوده می‌کند. البته اگر رقیب را به معنی امروزی هم بگیرید باز از میزان شوخی شعر کم نمی‌شود.

3. من از بازوی خود دارم بسی شکر
که زور مردم آزاری ندارم

اصل این بیت متعلق به سعدی است که هم در یک شعر حکمت آمیز و هم در یکی از حکایت‌های پرمعنای گلستان در مذمت و نکوهش ظلم و جهل از آن استفاده کرده است ولی حافظ آمده و یکی دوتا از کلمات را جا به جا کرده و این بیت طنزآمیز را در وصف تندگستی و اوضاع خراب‎مالی‌ خودش ساخته (به هر حال ازکسی که در اوج تنگدستی در عیش می‎کوشد و مستی، این جور خوشحالی‎ها بعید هم نیست)

4. غیرتم کشت که محبوب جهانی اما
روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد

من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف
تا به حدی است که آهسته دعا نتوان کرد

یکی از سرحال‎ترین و خوش حال ترین اشعار حافظ همین غزل پر از کنایه‌های دو پهلو و بامزه است. حافظ از یک طرف از اینکه محبوب او یک محبوب جهانی است و کلی هواخواه و دلداده دیگر دارد ناراحت است و یک طرف هم نمی‎تواند با این همه عاشق سینه چاک و پرتعداد در بیفتد و از طرف سوم هرچه می‌گوید و هرچه می‌کند تا دل یار را بدست بیاورد و از بقیه پیشی بگیرد برعکس به محبوب بر می‌خورد و از دست او ناراحت و عصبانی می‌شود.

5. هر آنکه در این حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتوای من نماز کنید

شوخی این بیت در این است که حافظ نمی‌گوید کسی که عاشق نشده مثل مرده‎هاست بلکه می‌گوید به کسی که عاشق نشده حتی اگر زنده بود باید نماز میت بخوانید.

اینکه حافظ جایگاهی در علم فقه ندارد ولی با اعتماد به نفس بامزه‎ای این را یک فتوای شرعی از طرف خودش اعلام می‌کند هم شوخی جالبی (دقیقا شبیه بخشیدن سمرقند و بخار با دست خالی) است.

6. چو گل به دامن از این باغ می‎روی حافظ
چه غم ز ناله و فریاد باغبان داری؟

شوخی بامزه حافظ در این است که می‌گوید اگر گل‌های باغی را چیده‎اید از بد و بیراه و غضب باغبان ناراحت نشوید و بگذارید هرچقدر می‌خواهد سر و صدا کند و فحش بدهد.

البته برای اینکه نروید پشت سر خواجه حرف دربیاورید توضیح واضحات بدهم که این بیت استعاره‎ای از دنیا و آخرت دارد و حرف حافظ این است که اگر واقعا در طول زندگی در اطاعت خدا و عمل صالح کوشیده‌‏ای و با توشه پر از نیکی به آن دنیا می‎روی دیگر نگران حرف‎های بدخواهان و زاری و شیون دوستان در پشت سرت نباش و به راحتی با مرگ روبرو شو، که در آن دنیا قرار است خیلی به تو خوش بگذرد.

در ارادت حافظ به شوخی و طنز و طنزپردازان همین بس که در وصف آنها شعر هم سروده و آرزو و دعای خیر برای همه آن‌ها داشته است.

به طور کلی اشعار حافظ در قالب‎های دیگر، به شهرت غزل‎هایش نیستند ولی معروفترین رباعی او احتمالا همین است:

گفتم: لب تو، گفت: لبم آب حیات
گفتم: دهنت، گفت: زهی! حب نبات

گفتم:  سخنت، گفت که حافظ گفته است:
شادی همه لطیفه‌گویان صلوات.

پایان

سایر مقالات دفتر طنز را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید