تا میتوانید درباره سینما نظر دهید
نویسنده: سبحان ملک محمدی
این روزها جشنواره فیلم فجر در حال برگزاری است و منتقد شدنِ همه مردم در طول جشنواره فیلم فجر در سالهای اخیر شدت گرفته است.
از همین رو خواندن کتابهای مفید در این زمینه میتواند برای نظر دادن مهم باشد. کتاب «در نظربازی عشاق جهان» مقالهای بلند از خانم مطروحه نظرآبادی نویسندهی مطرح ایرانی است که در 2999 صفحه و قطع رحلی بزرگ در تیراژ 3 نسخه به چاپ رسید.
این کتاب که طبق عنوانش یک کتاب عرفانی-عشقانی نبوده بلکه یک کتاب کاملاً جدی در حوزه اجتماعی است، شامل چهار باب و هر باب شامل چهار فصل بوده و به تشریح وضعیت کنشگری فعال، نیمه فعال و غیرفعال از ایران باستان تا عصر حاضر اقدام نموده است.
نظرآبادی در توصیف سیر تکامل نظردهی مردم ایران در مسائل مختلف، اینطور تبیین میکند که؛ انسان ایرانی در طول تاریخ از یک ایدهی ناظر در زندگی بهره میبرد و آن چیزی نیست جز این گزاره: «من باید در همه چیز نظر تخصصی دهم، به خصوص اگر در مورد آن چیزی ندانم.» او این خصیصه را از بهترین ویژگیهای ایرانیان دانسته و دورهی کنونی را نقطهی اوج این ویژگی میداند.
ابواب این کتاب عبارتند از؛
1- نظردهی در سیر تاریخ جهان از آغاز تا انجام
2- نظردهی در سیر تاریخ ایران از انجام تا آغاز
3- نظردهی در سیر تاریخ غرب آسیا از فروردین 1300 تا 22 بهمن 1403 (پایان جشنواره فیلم فجر) ساعت 5:37 دقیقه عصر
4- نظردهی در سیر تاریخ کرانه غربی رود هیرمند تا کرانه شرقی رود اروند از 12 بهمن 1361 (تاریخ آغاز جشنواره فیلم فجر) تا کنون
به علاوه، هرکدام از این سرفصلها شامل بسیاری از زیرعنوانهای جذاب بوده که به صورت جزئی، کنشگری مردم در هر یک از حیطهها را موشکافی کرده و این صحبتها.
نظرآبادی در باب چهارم، فصل فرهنگ، کافه و مانتوی جلو باز، بخش سینما، سینه موبیل و دوربین روی شکم، هستی شناسی انسان ایرانی را به کنش وابسته میکند و عنوان میدارد؛ «من نظر میدهم پس هستم.» او در این باب به صورت تفصیلی تاریخ نظردهی در ایران را به دو بخش قبل و بعد از افتتاحیهی اولین دوره جشنواره فجر در بهمن ماه 1361 تقسیم کرده و این جشنواره را عامل تحول در این موضوع میداند.
در بخشی از این فصل آمده است: «ناتانائیل! کوشش کن تا زیبایی در کمیت نظردهی تو باشد، نه در چیزی که درمورد آن نظر میدهی. هر انسانی باید پس از دیدن هر فیلم در جشنواره فیلم فجر به تحلیل همهی جوانب آن اقدام کند.
به عنوان مثال هر کس در مورد تأثیر دوربین روی دست در باورپذیری فیلمهای تاریخی و یا تأثیر استفاده از بازیگران کمدی در فیلمهای ملودرام و همذات پنداری مخاطب با آن و یا ارتباط دیالکتیکی شوخیهای زیرنافی بر گیشه و بالعکس تحلیل بیشتری ارائه کند، در راستای تکامل کنشگری انسان ایرانی گام برداشته است.»
او در جایی دیگر نیز در تبیین این مسئله قلم فرسایی میکند که؛ هر مقدار ربط بین تخصص هر فرد و موضوعی که در موردش اظهار نظر میکند، سواد و مطالعه او و… کمتر باشد تأثیر آن در افزایش کنشگری بیشتر خواهد بود.
ضمن این که نظرآبادی در جای جای این کتاب معتقد است سطوح کنشگری محدودیت نداشته و هر شخصی با هر میزان از بهره گیری از عقل و سواد و زمان و مکان و… میتواند در هر مورد به خصوص سینما نظرات کارشناسی دهد.
به صورت مصداقی میتوان در این مورد گفت اگر شخص نمیتواند نقدی منصفانه با جملهبندی دقیق و صحیح داشته باشد، به حداقلی ترین نوع نقد پرداخته و صرفاً در صفحهی مجازی اش به گفتن عبارات «بازیها عالی، کارگردانی افتضاح، سناریو سردستی، طراحی صحنه توهینآمیز، فیلمبرداری آشفته، گریم غیرقابل باور، پایان باز فوق العاده و…» اکتفا کند.
اما به هیچ عنوان عدم نظردهی را انتخاب نکرده و هرطور شده با ژستی هنرشناسانه، هر حرفی که میتواند در مورد یکی از مسائل مربوط به سینما بزند.
پایان
برای مطالعه سایر مطالب اینجا کلیک کنید



