«روزنامهي پاکستان» نام کتابي است از سيدامير ساداتموسوي که به همت دفتر طنز حوزه هنري و به دست انتشارات سورهي مهر روانهي بازار کتاب شده است. اين کتاب دربرگيرندهي خاطرات سفر ماجراجويانهي اين شاعر و نويسنده به کشوري است که هنوز براي مردم ما ناآشنا و غريبه مانده است. ساداتموسوي ميگويد: «در ابتداي سفر، حتي يک درصد هم به انتشار سفرنامهام فکر نميکردم. يک روز گذشت، دو روز گذشت و کمکم ديدم چقدر اين همسايه براي ما غريبه است. احساس کردم دردها و دغدغههاي جامعهي پاکستان، خيلي براي جامعهي امروز ايراني حرف دارد. اين شد که تصميم گرفتم هرطور شده خاطراتم را سر و سامان بدهم و منتشر کنم».
اين کتاب در 13 فصل با زباني طنزآميز نوشته شدهاست. مخاطب با خواندن اين کتاب با نويسنده همراه ميشود و تجربهي سفري در متن جامعهي پاکستان را تجربه ميکند. در خلال اين سفر با روحيات و رفتار اجتماعي مردم پاکستان و تفکرات آنها در مورد مسائل سياسي و بينالمللي آشنا ميشويم. اين کتاب حاوي اطلاعات ارزشمندي دربارهي جايگاههاي گروههاي تروريستي در پاکستان و تأثير آن بر اين کشور است. وضعيت زبان و ادبيات در اين کشور، نظام آموزشي و دانشگاهي و همچنين وضعيت شيعيان در اين کشور از ديگر مطالبي است که با زباني شيرين و طنزآميز در روزنامهي پاکستان مطرح شده است. در انتهاي کتاب نيز چند صفحهاي به تصاوير اين سفر اختصاص يافته است.
در بخشي از کتاب چنين ميخوانيم:
«ـ ببخشيد! دقيقاً مَرز کجاست؟
ـ همونجاها!
مأمور درباني با دستش به آن طرفِ در اشاره کرد. رفتم جلو و رسيدم به خودِ مرز. از روي مرز رد شدم و رفتم داخل پاکستان. بعد دوباره برگشتم توي خاک ايران. بازياَم گرفته بود. يک بارِ ديگر از مرز رد شدم. يعني دوباره رفتم پاکستان. باور ميکني که مرز فقط يک خط است. نه! حتي خط هم نيست. يک چيز عجيب و غريبي است که اين طرفش ميشود ايران و آن طرفش ميشود پاکستان. يک موجود فرضي که نقشههاي جغرافيايي را مجبور به رنگارنگ شدن ميکند. آدمها بعضي اوقات به خاطر جابهجا کردن اين موجودات فرضي با هم ميجنگند، خون همديگر را ميريزند، بچههاي هم را ميکشند. و دستِ آخر وقتي از جنگ خسته ميشوند، يک سيم خاردار روي آن موجودِ فرضي پهن ميکنند و مأمورهايشان را اسلحه به دست کنار آن قرار ميدهند تا مبادا کسي به اين موجود فرضي بياحترامي کند. بگذاريد خيالتان را راحت کنم. من فکر ميکنم اولين بار «مرزهاي سياسي» را «مرضهاي انساني» به وجود آوردهاند.
ترسيدم که مأمور درباني عصباني شود و چيزي بگويد. ميدانيد که با مأمورها نميشود شوخي کرد. چون مأمورند و معذور. اين شد که زياد رو?ِ مرز نماندم و حرکت کردم. کمي که جلوتر رفتم، به يک تابلوي بزرگ رسيدم: به پاکستان خوش آمديد!»
سورهي مهر اين کتاب را در 2500 نسخه و با قيمت 6 هزارتومان، منتشر کرده است. امکان خريد اينترنتي آن هم – با ارسال رايگان- در سايت انتشارات سورهي مهر فراهم شده است:
http://sooremehr.ir/fa/book/2366/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86


