حرف های ناگفته در تئاتر دشمن خدا
نویسنده: محمدمبین وکیلی
تئاتر دشمن خدا حاصل این ایده است که یک نفر خواسته راجع به دروغ و دروغگویی یک تئاتر بسازد و تصمیم گرفته ایدههایش را به روشی اجرا کند که از حجم سنگینی و قلمبه سلمبه بودنِ کار کم کند. بنابراین در اولین قدم اسم کار از یک عبارت معروف بچگانه وام گرفته شده، دروغگو دشمن خداست!
استفاده از دو دانش آموز کم سن و سال، سربازهای بیسواد و از شهرهای حاشیهای، دیالوگهای ساده و غیرپیچیده با بیان رئال، طراحی صحنه مینیمال، طراحی نور ساده و نداشتن بازی با نورهای مختلف و … همه در همین راستا هستند.
کارگردان از همه امکانات فنی و اجرایی کمک گرفته تا همه چیز را ساده برگزار کند به دور از ژست و ادا و ما در تئاتر دشمن خدا این را میبینیم.
این سادگی ولی در عین حال که نقطه قوت این کار هست، با حفظ سمت پاشنه آشیل این کار هم هست. اما سادگی اگر به سطحی بودن منجر بشود چه؟
وقتی در انتها از ما میخواهند قضاوت کنیم و با رای دادن مشخص کنیم که چه کسی دروغگو بود و چه کسی بیگناه یعنی که تئاتر بیخیال تاثیر بر مخاطب نبوده، مخاطب را رها نمیکند.
حرف های ناگفته در تئاتر دشمن خدا
از آن دسته تئاترهایی نیست که بگوید قصد من فقط سرگرم کردن شما بود و قصد انتقال هیچ پیام خاصی به شما را نداشتم.
از طرفی بارها در مذمت دروغ و تاثیر افراد بر جامعه دیالوگهایی گفته میشود بنابراین نمایش به طور واضح سعی دارد راجع به معضل دروغ یک چیزی را به ما بگوید ولی چرا نمیگوید؟
۱- ما ماحصل دروغگویی و آن ملغمهای که به خاطرش به پا میشود را دیدیم، این شرایط میتوانست غمگین یا احساسی یا واقعگرایانه اجرا شود و ما را یاد لحظاتی از جدایی نادر از سیمین بیندازد ولی خب کمدی اجرا شد و ما خندیدیم! پس خود این کشمکش و بحث فارغ از اینکه خندهدار باشد یا غمگین، به تنهایی هیچ نتیجهای ندارد.
۲- ما دیدیم که در مسائل محلِ دعوا یک تناقضی وجود دارد و بالطبع یک نفر دارد دروغ میگوید دقیقا همانطوری که در زندگی خودمان بعضی وقتها میدانیم قطعا یک نفر دارد دروغ میگوید و نمیدانیم کدامشان!
پس این هم چیز جدیدی برای ما نیست و چیزی هم به ما نمیافزاید. بنابراین کل نمایش یک دادگاه خندهدار با یک متهم قطعی مجهول بود!
این روند نتیجهای برای ما نداشت. در این نمایش نه دروغگو مشخص شد، نه پندی برای مخاطب داشت، نه نتایجِ بدِ دروغ گفتن عینی شد، نه دلایل دروغگویی افراد بررسی شد، نه راه حل ضعف سیستم تربیتی ما مشخص شد و نه هیچ چیز دیگری!
صرفا یک دعوای خنده دارِ «کی بود؟ کی بود؟ من نبودم.» دیدیم و خندیدیم و فهمیدیم که سیستمهای تربیتی غلط منجر به تداوم دروغگویی میشوند که خب از قبل میدانستیم!
بیشتر انگار یک تستی باشد برای یک قاضی تازه کار که استادانش از او میگیرند تا ببینند با توجه به شواهد و اظهارات طرفین متهم را درست تشخیص میدهد یا نه.
در نهایت تئاتر دشمن خدا یک تئاتر خوش ساخت با نقاط قوت فراوان اجرایی است اما در هدف خود دچار مشکل شده و به آن نرسیده، اگر اینکار صرفا یک تئاتر سرگرم کننده بود و دنبال اثر گذاری نبود بینظیر میشد.
ولی اینکه بخواهی به مخاطب چیزی اضافه کنی و در نهایت فقط او را خندانده باشی یعنی ناکامی و رایگیری آخر کار هم چیزی را عوض نمیکند.
پایان
سایر نقدهای «نمایش دشمن خدا» را بخوانید




واقعا افتضاح بود و ارزش ديدن نداره