وقتی همه گل های بفرمایید جام آفساید بود

وقتی همه گل های بفرمایید جام آفساید بود

وقتی همه گل های بفرمایید جام آفساید بود

نویسنده: منا محمدنژاد

«بفرمایید جام» را نمی‌شود صرفاً یک ویژه‌برنامه جام جهانی دانست. این برنامه بیشتر شبیه مهمانی شلوغی است که فوتبال در آن فقط بهانه‌ای برای روشن نگه داشتن چراغ مجلس است.

فیلیمو و دیجی‌کالا پروژه‌ای ساخته‌اند که از نام جام جهانی، هیجان فوتبال و چهره‌های وایرال استفاده می‌کند تا فرمول آشنای سرگرمی پلتفرمی را دوباره بسته‌بندی کند؛ فرمولی که امیرحسین قیاسی مدت‌هاست با شکل‌های مختلف آن را تکرار می‌کند.

قیاسی هنوز همان مجری‌ است که از دل اینترنت آمده؛ سریع، پرانرژی، مسلط به ریتم شبکه‌های اجتماعی و متخصص ساختن لحظه‌های کوتاه قابل‌انتشار.

او خوب می‌داند مخاطب امروز حوصله کافی ندارد؛ بنابراین مدام شوخی می‌سازد، وسط حرف مهمان می‌پرد، فضا را می‌شکند و گفتگو را به‌سمت لحظه‌ای می‌برد که فردا بتواند در قالب یک کلیپ در اینستاگرام بچرخد. مسئله دقیقاً همین‌جاست؛ «بفرمایید جام» بیش از آنکه برای تماشا ساخته شده باشد، برای تکه‌تکه شدن طراحی شده است.

«بفرمایید جام» در ظاهر فوتبالی است اما فوتبال در آن عملاً به حاشیه رانده می‌شود. نه تحلیل جدی وجود دارد، نه کشف تازه‌ای از جهان فوتبال، نه حتی مواجهه‌ای متفاوت با مهمانان ورزشی، حتی گاه مهمانان اصلا ورزشی نیستند و به قصد وایرال صرف دعوت می‌شوند مانند زوج مهرداد صدیقیان و هادی حجازی‌فر یا علی صادقی و اشکان اشتیاق.

در بفرمایید جام، گاه فوتبالی‌ها هم وارد استودیو می‌شوند تا وارد بازیِ شوخی‌های قیاسی شوند؛ همان بازی همیشگیِ کل‌کل، تکه‌پرانی و خنده گرفتن از موقعیت‌های پیش‌بینی‌نشده. در نتیجه، تفاوت چندانی میان حضور یک مربی فوتبال و یک بازیگر یا اینفلوئنسر دیده نمی‌شود. همه‌چیز در نهایت به شوخی‌سازی برنامه منتهی می‌شود.

بفرمایید جام

با این حال، برنامه هرازگاهی نشانه‌هایی از ظرفیت واقعی‌اش را بروز می‌دهد. مهم‌ترین نمونه، استندآپ‌های سید افشار مقدم است؛ بخشی که ناگهان و پراکنده در میان قسمت‌های مختلف ظاهر می‌شود و سطح طنز برنامه را چند پله بالاتر می‌برد.

اجرای او در آیتم «اخلاق فوتبالی و فوتبال اخلاقی» یادآور این نکته است که طنز هنوز می‌تواند فراتر از شوخی‌های دم‌دستی عمل کند. افشار مقدم از اغراق در گزاره‌های اخلاقی، از لحن‌های آشنا و کلیشه‌های فرهنگی، یک کمدی دقیق و حساب‌شده می‌سازد. بدنش، مکث‌هایش، تغییر تُن صدا و حتی نحوه ایستادنش روی صحنه، نشان می‌دهد با یک اجرای طراحی‌شده طرفیم، نه صرفاً چند شوخی پراکنده.

یکی از ضعف‌های برنامه وابستگی افراطی به شخصِ مجری است. قیاسی بیش از آنکه هدایت‌کننده گفتگو باشد، مرکز ثقل تمام لحظه‌هاست. مهمان‌ها اغلب فرصت کافی برای ساختن روایت شخصی خود پیدا نمی‌کنند، چون برنامه مدام به‌سمت واکنش‌های سریع و شوخی‌های فوری هل داده می‌شود.

تماس با همسر آرش برهانی، شوخی با جوان ماندن جواد نکونام یا واکنش به فال گرفتن نعیمه نظام‌دوست یا ارتباط مشکوک مهرداد صدیقیان با دختر مایکل اوون، همگی لحظات بامزه‌ای هستند اما این لحظات بیشتر به کلیپ شباهت دارند تا اجزای یک برنامه منسجم.

مشکل اصلی «بفرمایید جام» دقیقاً همین بحران هویت است. برنامه نمی‌داند می‌خواهد یک تاک‌شوی فوتبالی باشد، یک واریته طنز باشد یا یک کارخانه تولید محتوای وایرال. نتیجه، محصولی است که در همه‌چیز دستی دارد اما در هیچ‌چیز عمیق نمی‌شود. حتی طراحی بصری این آشفتگی را تشدید می‌کند.

در بیرون از قاب هم حواشی برنامه از خودِ آن پررنگ‌تر شده‌اند. بازگشت قیاسی و برخی چهره‌های دیگر به پروژه‌های پرهزینه اینترنتی، دوباره بحث قدیمی نسبت سلبریتی‌ها با مخاطبان را زنده کرده است.

بخشی از واکنش‌ها نه به کیفیت برنامه، بلکه به این پرسش مربوط می‌شود که آیا چهره‌هایی که زمانی در مرکز توجه افکار عمومی بودند، می‌توانند بدون پاسخ دادن به پرسش‌های انباشته‌شده، صرفاً با یک پروژه سرگرمی دوباره به صحنه بازگردند؟ «بفرمایید جام» ناخواسته زیر سایه همین پرسش‌ها قرار گرفته است.

با تمام این‌ها، نمی‌توان انکار کرد که برنامه لحظات خوش‌ساخت و سرگرم‌کننده کم ندارد. ریتم تند، شناخت درست قیاسی از ذائقه مخاطب آنلاین و حضور چهره‌های متنوع، باعث شده برنامه خسته‌کننده نشود. اما سرگرم‌کننده بودن الزاماً به معنای ماندگار بودن نیست.

«بفرمایید جام» بیش از هر چیز، نشانه دوره‌ای است که در آن برنامه‌ها دیگر برای حافظه جمعی ساخته نمی‌شوند؛ برای الگوریتم‌ها ساخته می‌شوند. برای بریده‌شدن، بازنشر شدن و چرخیدن در اکسپلور. فوتبال، مهمان‌ها، شوخی‌ها و حتی حاشیه‌ها، همه در خدمت همین چرخه‌اند.

شاید به همین دلیل است که بعد از چند قسمت، مهم‌ترین چیزی که از برنامه به جا می‌ماند نه یک ایده تازه، بلکه حسِ آشنای تماشای نسخه‌ای دیگر از همان فرمول قدیمی است؛ فرمولی که زمانی تازه بود اما حالا بیش از حد خودش را تکرار کرده است و ممکن است در ادامه دیگر پاسخگو نباشد.

پایان

نقد و بررسی سایر برنامه‌های سینما و تلویزیون را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید