الگفتگو!

شُرطه‌اي در حج، مرا ديد و گريبانم گرفت

گفتمش: حُرمت بدار احرام من افسار نيست

 

گفت: ساکت! مي‌کشم بيرون زبانت را ز حلق

گفتمش: تا عقل دارم، بي‌زباني عار نيست

 

گفت: عقل ما کجا و عقل ايراني کجا؟

گفتمش: احسنت! فرقش قابل انکار نيست

 

گفت: اين بلبل‌زباني کار دستت مي‌دهد

گفتمش: در چنته‌ات چيزي به جز کشتار نيست؟

 

گفت: اي حاجي! چرا بيهوده تهمت مي‌زني؟

گفتمش: انکار کن، انکار حق دشوار نيست

 

گفت: چاکر در حرم‌ها گرم خدمت کردنم

گفتمش: خدمت‌سرايت واقعاً شک‌دار نيست!

 

گفت: صرفاً امر خيري را مکرر کرده‌ام

گفتمش: جز اين چرا خير تو را تکرار نيست؟!

 

گفت: قرآن گفته مرد و زن براي هم چه‌اند؟! *

گفتمش: آري! ولي زن عينهو شلوار نيست

 

گفت: چون آل سعود الحق و الانصاف کو؟

گفتمش: خب «چيز» هم در قوطي عطار نيست!

 

گفت: راه شيعه و سني ز وهابي جداست

گفتمش: گل گفتي آري کفتر از کفتار نيست

 

گفت: بس کن! کاسه‌ي صبرم دگر لبريز شد

گفتمش: آن هم چو مغزت کاسه‌اش جادار نيست!

 

گفت: لازم نيست آن را پر کني با حرف‌هات

گفتمش: البته! جاي رشد گل، شنزار نيست

 

گفت: يک پولي بده پنهان و خود را وارهان

گفتمش: هستم که فعلاً، جان تو اصرار نيست

 

گفت: اِمشي! لعنت الله عليکم! و السلام!

گفتمش: «قالو سلاما»! با تو ما را کار نيست **

 

– – –

* آيه 187 سوره بقره: هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ :: همسران شما، لباس شما هستند و شما لباس آنها.

** آيه 63 سوره فرقان: وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذينَ ?َمْشُونَ عَلَي الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً :: و بندگان (واقعي خداي) رحمان کساني هستند که بر (روي) زمين با آرامش و فروتني راه مي‌روند، و چون افراد نادان آنها را (به گفتار ناروا) طرف خطاب قرار دهند آن‌ها سلام (سخني مسالمت‌آميز و دور از خشونت) گويند.

 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید