از پشت میز عدلیه و انتخاب سوژههای درست
نویسنده: محمدرضا زروندی
کتاب از پشت میز عدلیه مجموعه خاطرات یک دادیار دادسرا است که به طنز نوشته شده است. این کتاب در بازار مورد استقبال قرار گرفت و البته موجب دردسرهای قضایی برای نویسندهاش شد.
در کتاب از پشت میز عدلیه ما با اثری مواجهیم که توقع خاصی برای مخاطب ایجاد نمیکند و رضایت او را به دست میآورد.
در همان ابتدا قالب اثر خاطره و زبانش طنز معرفی میشود. مخاطب در خوانش خاطره کمتوقع است و به دنبال پیچیدگی و تکنیک و مهارت خاصی نیست.
طنز اثر نیز رقیق و کمرنگ است و بیشتر بر پایه سوژههای واقعی است که ذاتاً بانمک و طنز هستند. این طنز رقیق هم بخشیدنی است.
نویسنده با نقل خاطرات قضاییاش روی خطقرمز و لبه تیغ ممیزی حرکت میکند. دست و بالش بسته است و همزمان باید مراقب باشد تا اثری تولید کند که قابلیت انتشار پیدا کند و گرفتار ممیزی نشود و هم نظر مخاطب را جلب کند.
البته نویسنده در خلق شوخیها بهنوعی ناتوان است. مدام برای خلق شوخی به سراغ سینما و فیلمهایی میرود که تماشا کرده و سعی میکند از خواننده خنده بگیرد. این عمل آنقدر به تکرار میرسد که دست نویسنده را در نبود شوخی طبعی به مقدار کافی رو میکند.
یکی از نقاط مثبت اثر انتخاب سوژههای درست است. سوژههایی که ذاتاً طنز هستند و بهخودیخود کافی هستند حتی اگر با لحنی زمخت و جدی بیان شوند.
گزارش این سوژهها از زبان دادیار مخاطب را به درون عدلیه میکشد. او را با فضای حاکم بر دادسرا و دادگاه آشنا میکند. فاصله او با قاضی و دستگاه قضا را کوتاه میکند، چیزی که بهعنوان دلیل نگارش کتاب در مقدمه ذکر شده است.
هرچند نویسنده در نقل خاطراتش دچار کلیگویی شده و از اشاره به جزئیات جامانده است. جزئیاتی که میتواند خواننده را به شناخت عمیقتری از مفهوم جرم و مجازات و شاکی و متهم برساند.
البته اثر خالی از جزئیات نیست و یکی از جزئیات جذاب آن بیان رفتار متهمین در یک موقعیت مشابه است. مانند توجیهی که معمولاً دزدها در محکمه میکنند و میگویند مال را در زبالهها پیدا کردهاند.
یکی از نکات جالب اثر، قضاوتکردن نویسنده است. یک قاعده کلی است که میگویند نویسنده قاضی نیست و در متن از قضاوت پرهیز میکند؛ اما وقتی یک قاضی نویسنده شود در متن هم قضاوت میکند.
این قضاوتکردنها نشان میدهد که نویسنده در دل موقعیتها و شخصیتهای خاطراتش فرونرفته است و مواجه سطحی با آنها دارد. نویسنده در لابهلای نقل خاطراتش طرفهای پرونده را بابت جرم ارتکابی و یا رفتاری خاص مذمت میکند. این نکته نشان میدهد ما با خاطراتی سطحی از دادگاه مواجه هستیم.
یکی دیگر از نقاط مثبت اثر افشاگری نویسنده است. چیزی که میتواند اثر را جذاب و سطح آن را بالا ببرد؛ اما متأسفانه کم دیده میشود. یکی از نمونههای این افشاگری تخلف قضایی قاضی است که در هنگام دادرسی مرتکبش میشود.
نمونه این مطلب خاطرهای است که قاضی در دعوای یک زن و شوهر وقتی حق را با طرف زن میبیند به او کمک میکند تا بتواند شوهرش را گرفتار حبس کند.
نکات گفتنی درباره اثر زیاد است؛ اما در مجموع نگارش چنین آثاری خصوصاً در زمانهی ما ستودنی است. از پشت میز عدلیه نیز اثر قابلقبولی است که تمام ارزشش را از تجربه زیسته نویسندهاش دارد. تجربهای که در قالب یک مکتوب روایت نشده و یا کمتر روایت شده است.
این کتاب را میتوانید از این لینک تهیه کنید.
پایان
همچنین در دفتر طنز بخوانید: کتاب از پشت میز عدلیه خاطرات طنز یک قاضی دادگستری



