اخراجی های یک دیگر تکرار نمی شود
نویسنده: علیرضا عبدی
معرفی فیلم
«اخراجیها» به کارگردانی و نویسندگی مسعود دهنمکی، محصول سال ۱۳۸۵ است. فیلمی که ناگهان به پدیدهای بیسابقه تبدیل شد.
داستان درباره «مجید سوزوکی» است؛ اراذل و اوباشی از جنوب تهران که عاشق دختر پیرمرد عارفی به نام «میرزا» میشود. میرزا که از لاابالیگری مجید به تنگ آمده، شرط ازدواج را سر به راه شدن او میگذارد. مجید برای اثبات خود، به همراه چند تن از دوستانش راهی جبهههای جنگ میشود؛ اما نه با نیت شهادت، که با نیت فرار از وضعیت موجود و به دست آوردن «آبرو» پیش میرزا…
فیلم اخراجی های یک در زمان اکران، با استقبال میلیونی مواجه شد و رکورد فروش سینمای ایران را در آن سالها شکست. اما بیش از فروش، آنچه «اخراجیها» را به یک پدیده تبدیل کرد، ترکیب عجیب و غریب ژانرها بود: یک کمدی عرفانی اکشن. کسی تا پیش از این، چنین چیزی در سینمای ایران تجربه نکرده بود.
۲۰ سال بعد: تکتیری که پیر شد
حالا ۲۰ سال از اکران «اخراجی های یک» میگذرد. در آن سالها، سینمای دفاع مقدس تقریباً در بنبست قرار داشت. به جز چند مورد، فیلمها یا بیش از حد شعارزده و سوگوارانه بودند، یا آنقدر ضعیف ساخته میشدند که هیچ مخاطبی جذب نمیکردند.
«اخراجی های یک» با یک تیر چند نشان زد: هم مخاطب عام را به سینما کشاند، هم ژانر کمدی را به دل سینمای جنگ برد، هم توانست بدون شعارزدگی، پیامهای اخلاقی و عرفانی را منتقل کند. در آن روزگار، واقعاً «تکتیر» بود. هیچ رقیبی نداشت. همه سعی کردند از آن تقلید کنند، اما هیچکس به پایهاش نرسید.
اما ۲۰ سال بعد، تصویر دیگری رقم خورده است. مسعود دهنمکی، آن کارگردان جنجالی و پرسروصدا، امروز دیگر آن روزها را ندارد. فیلمهای بعدیاش – «رسوایی»، «معراجیها»، «رسوایی ۲»، «زندانیها» – هیچکدام نتوانستند موفقیت «اخراجیها» را تکرار کنند.
برخی از این فیلمها حتی در گیشه هم شکست خوردند. دهنمکی تلاش کرد با ساخت سریالهای خانگی مثل «آزادی مشروط» و «رستگاری» دوباره قد علم کند، اما استقبال چندانی نشد. حالا منتظر اخراجیهای چهار هستیم تا بیاید و شاید معجزه کند.
اخراجی های یک
طنز فیلم: شوخی از جنس تضاد
طنز در «اخراجیها» از یک منبع ساده اما بسیار مؤثر تغذیه میکند: تضاد. تضاد میان دو جهان کاملاً متفاوت. از یک سو، شخصیتهایی که تا دیروز در کوچهپسکوچههای جنوب تهران با لاتبازی و چاقوکشی روزگار میگذراندند؛ از سوی دیگر، فضای نظامی و مقدس جبهه، با قوانین سختگیرانه، انضباط آهنین، و مربیانی جدی و سرسخت.
هنگامی که مجید و دوستانش (بایرام، بیژن و دیگران) برای اولین بار وارد پادگان آموزشی میشوند، نمیتوانند با این فضا کنار بیایند. آنها هنوز با همان لحن کوچهبازاری و همان طرز فکر قبلی خودشان عمل میکنند. نتیجه؟ هر حرکت آنها تبدیل میشود به یک اتفاق کمیک.
طنز کلامی، ماندگار در ادبیات عامه
طنز کلامی فیلم هم کم از موقعیت ندارد. جملاتی مثل «گوزینه میدم»، «بشین تا توفیقت بشه»، «به ریش نیست که به ریشهس»، «من دختر میرزا رو بدون این آب و خاک نمیخوام.» و… وارد زبان روزمره مردم شد.
مردم این دیالوگها را در موقعیتهای مختلف به کار میبردند و میبرند. این نشانه موفقیت یک طنز است: وقتی مرز فیلم و زندگی واقعی برداشته میشود.
قوتهای طنز: چرا پس از ۲۰ سال هنوز یادمان است؟
۱. ضدقهرمانِ باورپذیر
سینمای ایران پر است از قهرمانهای ابرانسانی که دست به کارهای خارقالعاده میزنند. اما مجید سوزوکی از جنس دیگری است. او لات محله است، حرفهای درشت میزند، گاهی بیادبی میکند و دروغ میگوید. اما در لحظات بحران، آدم دیگری میشود.
این دوگانگی، هم برای طنز کار میکند، هم برای درام. مخاطب او را از نزدیک دیده و به همین دلیل، خنده بر رفتارهایش خندهای از سرِ آشنایی است.
۲. دیالوگهایی که زنده ماندند
«اخراجیها» از آن فیلمهایی است که مردم دیالوگهایش را حفظ میکنند. این اتفاق برای فیلمهای کمی میافتد. دیالوگها نه لوس و تصنعی هستند، نه فاخر و دور از فهم عام. دقیقاً در همان حدی که هم خندهدار باشند و هم طبیعی.
۳. بازیگران طنزِ درجه یک
اکبر عبدی در نقش بایرام، یکی از بهترین اجراهای کمدی کارنامهاش را ارائه داد. امین حیایی هم که تا پیش از آن بیشتر در نقشهای جدی دیده شده بود، اینجا ثابت کرد که در کمدی هم حرف برای گفتن دارد.
کامبیز دیرباز از یک بازیگر صرفاً اکشن، تبدیل به بازیگری شد که چهرهاش با لبخند و گریه توأمان گره خورد. هر سه آنها، نقشی اساسی در ماندگاری طنز فیلم داشتند.
ضعفهای طنز: شکاف میان کمدی و عرفان
بزرگترین نقد به «اخراجی های یک» این است که نمیتواند میان طنز و عرفان تعادل برقرار کند. در نیمه دوم، فیلم آنقدر ناگهانی از کمدی به گریه و زاری و فضای عرفانی میرسد که مخاطب سردرگم میشود.
انگار دو فیلم متفاوت چسبیده شده به هم. مرز میان «طنز تلخ» (که میتواند به سمت تراژدی برود) و «عوض کردن ناگهانی ژانر» رعایت نشده است. نتیجه میشود سکانسهایی که مخاطب در حالی اشک میریزد، یاد شوخی دو دقیقه قبل میافتد و حس میکند فریب خورده است.
جمعبندی: پیروزی و شکست در یک قاب
«اخراجی های یک» فیلمی است که در اوج، سینمای ایران را تکان داد و راهی تازه پیش روی ژانر دفاع مقدس گشود. طنز ماندگارش، دیالوگهایش و سهضلعی اکبر عبدی، امین حیایی و کامبیز دیرباز، آن را به یک پدیده بیتکرار بدل کردند. اما ۲۰ سال بعد، فیلم هم مثل کارگردانش، از آن روزهای اوج فاصله گرفته است.
دهنمکی اما هنوز ایستاده. در آخرین روزهای بهار ۱۴۰۵، هنوز حرف از فیلم جدید میزند. شاید حق با او باشد. شاید هنوز بتواند دوباره بلند شود. اما یک چیز روشن است: «اخراجی های یک دیگر تکرار نمیشود؛ نه توسط او، نه توسط هیچکس دیگر. و شاید همین، بزرگترین دستاورد و بزرگترین حسرت یک هنرمند باشد.
پایان
نقد و بررسی سایر برنامههای سینما و تلویزیون را بخوانید



