سریال کلینیک رویا و ناکامی یک کمدی در اجرا 

سریال کلینیک رویا و ناکامی یک کمدی در اجرا 

سریال کلینیک رویا و ناکامی یک کمدی در اجرا

نویسنده: مهدی صالحی

سریال کلینیک رویا با ادعای کمدی روی آنتن شبکه سه رفت، اما آنچه مخاطب می‌بیند اثری است که در کشاکش فرم فانتزی و رسالت ترویجی، طنز را گم کرده است.

سجاد مهرگان، کارگردان که پیشتر در «آقای قاضی» تجربه‌گرایی فرمی را نشان داده بود، این بار هم بر ساختار متمایز تأکید کرده؛ او در گفت‌وگو با جام جم ایده اصلی را از فرمت و لحنی می‌داند که در تولیدات ایران کمتر دیده شده و سپس محتوایی «وابسته به واجبات ملی» برای آن پیدا کرده است.

مشکل از همین جا آغاز می‌شود: وقتی فرم پیش از محتوا شکل می‌گیرد و کمدی در مرحله دوم به پیام «وابسته» می‌شود، طنز به ابزاری در خدمت ایدئولوژی تنزل پیدا می‌کند و دیگر نمی‌تواند نفس بکشد.

سریال کلینیک رویا را می توان یک فرصت از دست‌ رفته ارزیابی کرد که در اجرا نتوانسته به هدف خود برسد. ضعف فیلمنامه، شوخی‌های بی‌اثر و انتخاب‌های سطحی در بازیگران، سه محور اصلی این ضعف‌ها هستند.

فیلمنامه دچار ضعف بنیادین در ساختار و دیالوگ‌نویسی است؛ شوخی‌ها اغلب کلیشه‌ای، تکراری و بدون ریتم هستند و هیچ ‌کدام به پیشبرد داستان یا عمق‌ بخشی به شخصیت‌ها کمک نمی‌کنند.

در عصری که مخاطب به بهترین کمدی‌های روز جهان دسترسی دارد، شوخی‌های هدفمند و سرراستِ «کلینیک رویا» از جنس زمانه خودش نیست و بیش از آنکه خنده‌آور باشد، ملال‌آور است.

سریال کلینیک رویا

کارگردانی و بازیگری؛ ناهماهنگی در اجرای طنز

سجاد مهرگان در مقام کارگردان، نتوانسته ریتم مناسبی برای کمدی ایجاد کند. طنز نیازمند زمان ‌بندی دقیق، مکث‌های حساب ‌شده و هماهنگی میان بازیگران و دوربین است، اما در سریال کلینیک رویا این هماهنگی دیده نمی‌شود.

بسیاری از سکانس‌ها با ریتمی کشیده و آرام پیش می‌روند که گویی کارگردان میان جدی ‌گرفتن ژانر کمدی و پایبندی به پیام آموزشی، مردد مانده است. نتیجه آثاری است که نه درام را جدی می‌گیرد و نه مخاطب را می‌خنداند.

انتخاب بازیگران نیز یکی دیگر از نقاط ضعف آشکار این سریال است. خبر‌ها حاکی از آن است که انتخاب‌ها صرفاً بر اساس نزدیکی روحی به کاراکتر انجام شده، بدون توجه به توانمندی‌های کمدی و نمایشی آنها.

حضور چهره‌هایی مثل بابک افرا به‌ عنوان خواننده پاپ در یک تجربه بازیگری، شاید از نظر رسانه‌ای جذاب باشد، اما در عمل به یک نقطه ‌ضعف بزرگ تبدیل شده است.

فقدان تسلط بر ریتم و زمان بندی درست در خندان، دیالوگ‌ها را خشک و غیر باور پذیر کرده و هر سکانس را به یک اجرای سرد و بدون انعطاف بدل می‌سازد.

حتی بازیگران حرفه‌ای نیز در این فضا غریب به نظر می‌رسند، گویی از فضای کلی اثر بی‌خبرند و هر سکانس را به صورت جزیره‌ای و بدون ارتباط از بقیه بازی کرده‌اند.

طراحی فرم، فدای محتوا

از منظر فنی، کوشش کارگردان برای خلق فضا سازی متمایز در دهه‌های مختلف، با الهام از تصورات شخصی، نشان از نگاه تجربه ‌گرایانه او دارد؛ اما در عمل، این طراحی بصریِ عمداً پرزرق ‌و برق، هرگز در خدمت کمدی قرار نمی‌گیرد و بیشتر شبیه ماسکی زینتی بر چهره یک فیلمنامه میان مایه عمل می‌کند.

بیمارستان که قرار بود خود یکی از شخصیت‌های اصلی داستان باشد، در عمل چیزی فراتر از یک لوکیشن ثابت برای وقوع ماجراهای از پیش تعیین ‌شده نیست.

طراحی صحنه و دکور، با تمام جزئیات، نتوانسته به عمق کاراکترها و قصه‌های آنها جان بدهد و بیشتر شبیه یک نمایشگاه لوکیشن‌های عجیب‌ الغریب است که به جای خلق موقعیت طنز، مخاطب را به تماشای ظاهر بصری دعوت می‌کند.

سریال کلینیک رویا یک ایده قابل دفاع یعنی پرداختن به مسئله مهم جمعیت را با یک قالب نوید بخش در ساختار فرمی متفاوت، درآمیخته، اما به علت بی‌توجهی به اصول اولیه فیلم‌نامه‌ نویسی کمدی، انتخاب‌های نامناسب بازیگری، کارگردانی ناموفق در خلق ریتم طنز و دیزاین بصریِ صرفاً تزئینی، عملاً در خنداندن مخاطب ناکام مانده است.

اگر سازندگان در وهله اول به جای توجه مفرط به ظرف فرم و پیام، حواسشان به محتوا، دیالوگ و زمان ‌بندی کمدی بود، مخاطب امروز که آثاری در تراز «لیسانسه‌ها» یا «شب‌های برره» را به خاطر دارد، شاید قانع می‌شد که دقایقی از وقت خود را به اثری نسبتاً سرگرم ‌کننده اختصاص دهد؛ اما آنچنان که پیش رفته‌ایم، نشانی از کمدی فاخر یا حتی ساده‌ای درخور احترام در «کلینیک رویا» دیده نمی‌شود.

پایان

نقد و بررسی سایر برنامه‌های سینما و تلویزیون را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید