یک جوان چگونه میانبر بزند؟
نویسنده: سارا ملاعباسی
حکایت جوانی، مثل زمانی است که در تاکسی اینترنتی نشستهاید و در ترافیک گیر کردهاید. جایی که مطمئن میشوید برخلاف قول و قرارهای اپلیکیشنهای مسیریاب، به جای نیم ساعت، یک ساعت و نیمِ دیگر به مقصد میرسید.
تا میآیید گله و شکایت کنید که چرا همه این اتفاقات در این لحظه و در اینجا برای شما افتاده، ناگهان ماشین خاموش میشود و راننده با استارتهای پی در پی آن را روشن نگه میدارد.
همانجا تصمیم میگیرید که غر زدن را فراموش کنید و با استیصال ناشی از موقعیتِ توصیف شده، برای سلامتی ماشین آقا یا خانم راننده دعا کنید.
یعنی کافی است کوچکترین اعتراضی کنید تا همان ماشین هم خاموش شود و رسیدن به مقصد به رویا تبدیل شود.
میانبر زدن یک جوان
همه اینها را گفتیم که بدانید وقتی از جوانی حرف میزنیم، منظورمان کدام جوان است.
ما نه جوانان آن سوی کره زمین هستیم که همه زندگیمان از بدو تولد برنامه داشته باشد، نه جوانان آن سوترِ کره زمین هستیم که از بدو تولد تا پایان عمر با طبیعت پیش برویم و هر چه پیش آمد را بپذیریم.
ما جوانانی هستیم در این سوی کره زمین که میتوانیم برنامه داشته باشیم، اما اگر برنامهمان به دلایل مختلف برهم خورد، نباید ناراحت شویم.
چون آن دلایلی که دربارهاش حرف میزنیم نسلهای قبل از ما را هم تحت تاثیر قرار داده و تجربیاتش در اختیار ما قرار گرفته است.
حالا در این میان و به عنوان میانبر میتوانیم «داشتن قدرت اختیار و اراده در برنامهریزی» را به عنوان نقطه قوت یک جوان در نظر بگیریم و با توجه به آن، دفترهای برنامهریزی رنگی رنگی بخریم و برنامهمان را بروز کنیم.
با این کار هم باورمان میشود که خودمان قدرت اختیار داریم، هم تحت تاثیر آن دلایل قرار نمیگیریم و هم به صنعت چاپ و کاغذ کمک کردهایم.
فکر کنم با خواندن این مطلب علاوه بر میانبر یک جوان، دریافتید که چرا اینقدر دفترهای برنامهریزی در این سوی کره زمین متنوع و زیاد هستند، نه؟
به این میگویند میانبر! که هم به شما راهکار میدهد و هم شما را نسبت به اطرافتان آگاه میکند.
پس تا آگاهی دیگر بدرود.
پایان
بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید



