پاپ کورن با نیچه در گزارشی از سینما

پاپ کورن با نیچه در گزارشی از سینما

پاپ کورن با نیچه در گزارشی از سینما

نویسنده: بنیامین نوری

سینما یک سالن تاریک و بی‌صداست که مردم برای تماشای فیلم به آنجا می‌روند. این تعریف بیشتر به درد کشورهای دیگر می‌خورد، چون اینجا ماجرا فرق می‌کند. چند وقت پیش من سری به سینما زدم و اتفاق‌هایی برایم افتاد که حیف است آن‌ها را برایتان تعریف نکنم. گزارشی از سینما را در ادامه بخوانید.

کاروان دیررس‌ها

هنوز فیلم درست شروع نشده بود که کاروان دیررس‌ها رسیدند. مردی چراغ‌قوه‌به‌دست این کاروان را هدایت می‌کرد و با صدایی آهسته (که تا آخر سالن می‌رفت) می‌گفت: «بفرمایید ردیف شش، صندلی دوازده.»

نور چراغش را هم جوری به چشم‌های ما می‌تاباند که انگار کارآگاه است و مظنون اصلی پرونده‌اش را بعد از سال‌ها پیدا کرده. در این گیرودار، فردی آمد کنار من نشست و پرسید: «داداش می‌شه بگی تا حالا چی شده؟» و من نمی‌دانستم چگونه نیم ساعت از فیلم را در پنج دقیقه برای او توضیح دهم.

سینما یا شب‌نشینی؟

وسط‌های فیلم بود که فهمیدم سینما جایی برای گفت‌وگوهای خانوادگی نیز هست. دو خانم پشت سر من نشسته بودند و داشتند درباره‌ی موضوعات زیر بحث می‌کردند:

مزون لباس ویدا خانم

تخفیف بیست درصدی لوازم آرایشی نازگل خانم

دعوای گندم خانم و بهار خانم در گروه تلگرام

ماجرای جدایی مهناز خانم از نامزد تازه به دوران رسیده‌اش

و تأثیر اندیشه‌های فلسفی و اخلاقی نیچه بر جریان اگزیستانسیالیسم و تبیین عاملیت ذهن در شناخت فضای جغرافیایی در چارچوب اگزیستانسیالیسم با تأکید بر آرای ژان پل سارتر

که به جز مورد آخر، باقی موارد انصافاً شنیدنی بودند.

گزارشی از سینما

سالن خوراکی

تماشاگران سینما دو دسته‌اند:

1- کسانی که می‌آیند فیلم ببینند و در کنارش هم چیزی بخورند.

2- کسانی که می‌آیند چیزی بخورند و در کنارش هم فیلمی ببینند.

به نظرم تعداد دسته دوم روزبه‌روز دارد بیشتر می‌شود. چون در سالن سینما صدای پاپ‌کورن خوردن بعضی‌ها بلندتر از صدای فیلم بود. بهتر است برای این دوستان سالنی جدا طراحی شود که صدای فیلم، مزاحم خوردن‌شان نشود.

بارش تخمه

اوج ماجرا در سکانس پایانی رخ داد. مردی بعد از دیدن پایان فیلم از جایش بلند شد و کیسه پوست تخمه را با حرکتی حماسی به هوا پرتاب کرد.

نتیجه؟ بارانی از پوست تخمه بر سر ما. کاش این تماشاگر عزیز نظافت را رعایت نمی‌کرد و پوست تخمه‌هایش را روی زمین می‌ریخت. اینجوری خیلی بهتر بود تا اینکه همه را ذخیره کند و بعد یک‌جا روی سر ما خالی کند.

سخن پایانی

خلاصه که سینما ترکیبی از کشف قاتل سریالی با چراغ‌قوه، شب‌نشینی خانوادگی و سالن غذاخوری است. اگر هوس کردید شبی را در یک تالار عروسی همراه با ماجراهای جنایی سپری کنید، سینما انتخاب اول و آخرتان باشد. من هم تصمیم گرفتم دفعه بعد، برای فیلم دیدن به سینما نروم!

پایان

بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید