دفتر طنز | ليلا باقري | اغلب مخاطبان امروزي نوشتههاي کوتاه را بيشتر ميپسندند. به ويژه اگر مطلب را در فضاي مجازي بخوانند. افراد همزمان چند صفحه را باز ميکنند و وسوسه خواندن صفحات بيشتر و راحتي رسيدن به آنان با صرف يک کليک، وادار و تشويقشان ميکند که تنها مطالب کوتاه را بخوانند. شايد همين مسئله منجر به رشد نوشتههاي کوتاه شدهاست. در راستاي همين جريان کوتاهنويسي و البته اضافه شدن بخش «کوتاه نوشت» در هفتمين جشنواره سراسري طنز مکتوب، گفت و گويي داشتيم با سيد احمد نادمي؛ شاعر، منتقد و مترجم ، تا به بررسي پيشينه کوتاهنويسي در ادبيات فارسي بپردازيم.
سيداحمد نادمي در اين گفتگو به پيشينه کوتاهنويسي در طنز اشاره کرد و اضافه شدن بخش «کوتاه نوشت» را به جشنواره طنز مکتوب اتفاقي خوب و بازگشت به اصل توصيف کرد.
آقاي نادمي! کوتاهنويسي در ادبيات کهن ما هم پيشينه و سابقهاي دارد؟
تعبير «کوتاهنويسي» به تازگي در ادبيات ما باب شده و در ادبيات کهن ما چنين تعبيري نداريم که يک متن با تعداد واژهها تعريف شود. اما کوتاهنويسي در ادبيات کهن سابقه دارد. در معاني و بيان، تعابيري مانند «ايجاز» داريم که ميتواند يک ورودي براي طرح مبحث کوتاهنويسي باشد. ايجاز کمک ميکند تا تشخيص دهيم يک اثر هنري هست يا نه. اهميت ايجاز تا جايي پيش ميرود که بر اثر استفادهي افراطي، آسيب ادبي به نام «ايجاز مخل» هم مطرح ميشود. کوتاهنويسي در ادبيات داستاني با حکمت و در شعر با مصرع و بيت و خسرواني سابقه خود را مطرح ميکند. نمونههاي کوتاهنويسي را ميتوان در گلستان سعدي و تذکرة الاولياء عطار نيشابوري ديد.
چرا کوتاهنويسي در زمان حال، مورد استقبال گسترده قرار گرفته است؟
درواقع کوتاهنويسي واکنشي است به وضعيت انسان معاصر که مورد هجوم اطلاعات و دادههايي از زمين و آسمان قرار گرفته. همينطور که ميبينيم نوشتن داستان خيلي کوتاه پنجاه سال پيش تنها يک تجربه خاص ادبي بود اما امروزه اين سبک باب شده و به صورت يک جريان جدي در ادبيات دنيا جاي خود را باز کرده است. در شعر هم اين اتفاق افتاده و الان دوران شعرهاي بسيار کوتاه است و حجم زيادي از کتابهايي با شعرهاي بسيار کوتاه منتشر ميشوند. کوتاهنويسي يکي از نشانههاي عصري ماست و نشان ميدهد در چه زماني زندگي ميکنيم؛ زمان کم، سرعت، شتاب، فرصتهاي بسيار کپسوله شده که انسان امروز به طرز جدياي با آن مواجه است.
در طنز کوتاهنويسي از چه زماني باب شد؟
ماجراي طنز مبحث ديگري است و بايد به تعريف طنز رجوع کنيم؛ انسان در مواجهه با شگفتزدگي و ناهمسازهايي که کنار هم مينشينند واکنش خنده را بروز ميدهد و درواقع طنز واکنش به لحظه است. با اين نگاه آنچه در ادبيات خود داريم طنزهايي است که در نوشتههاي کوتاه اتفاق ميافتد. در رساله دلگشاي عبيد زاکاني و لطايف الطوايف فخرالدين علي صفي، حکايتهاي کوتاهي داريم. درواقع شيوه خندهدارنويسي ما، شيوهي مبتني بر متنهاي کوتاه است.
طنزهايي را که گاه توسط افراد غير طنزنويس نوشته ميشوند، ميتوان جزئي از اين جريان کوتاهنويسي قلمداد کرد؟ مانند نوشتههاي کوتاه در شبکههاي اجتماعي؟
ما طنز نويس حرفهاي داريم اما به اين معنا نيست که افراد ديگر نميتوانند طنز بنويسند. نويسندگان بسيار جدي هم داراي آثار طنز هستند. مانند حافظ که به او به عنوان طنزنويس نگاه نميکنيم هرچند عباراتي که براي طنزنويسان به کار ميرود- مانند کلمه رند- از متن حافظ بيرون آمدهاست. بنابراين چه در فضاي مجازي و چه مکتوب رسمي، متني که ويژگيهاي طنز را دارد، اثر طنز شناخته ميشود هرچند که طنزنويسي آن را قلمي نکرده باشد. کوتاهنويسيهاي اين روزها اتفاق خوبي است ؛چراکه ميتوان اقبال جامعه به طنز و بالا رفتن سعه صدر را در مقابل طنز ديد.


