به گزارش خبرنگار دفتر طنز، «ديکتاتور بزرگ» ساخته چارلي چاپلين عصر ديروز در با حضور علاقمندان به سينماي چاپلين در نشست «نور، صدا، دوربين، خنده» در تالار سوره حوزه هنري به نمايش درآمد.
آرش خوشخو در ابتداي نشست به نقد برخي منتقدين بر آثار چاپلين اشاره کرد و گفت: برخي معتقدند گاهي خودشيفتگي چاپلين در آثارش مشخص ميشود و توي ذوق ميزند و نظرات خود را به صورت نطق سياسي تحويل مخاطب ميدهد. با اين حال طبق نظرسنجيها جايگاه چاپلين نسبت به 20 سال گذشته بالاتر آمده و اين نشان ميدهد وي به خوبي توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند و مردم را بخنداند.
اين منتقد سينمايي تصريح کرد: اغلب مردم کمدي را بيشتر ميپسندند که پيام اخلاقي آن به صورت نامحسوس بيان شود. از اين منظر کمدي چاپلين دوگانه است و گاهي مخاطب را ميخنداند و غير مستقيم پيام ميدهد و گاهي هم تعهدات بالايي در کمدي دارد.
خوشخو با بيان اين مطلب که کمدي چاپلين به نوعي شمايل و برند تبديل شده است، افزود: کارتنهايي مانند سفيد برفي نسل به نسل نمايش داده ميشوند و به گونههاي مختلفي سريالي و سنمايي ساخته ميشوند و در حقيقت تبديل به نماد شدند. کمدي چاپلين هم همين ويژگي را دارد و او با ساخت ولگرد کوچک تبديل به نماد شد. در ادبيات هم ميتوان دون کيشوت را مثال زد و گفت اين قبيل آثار نمادهاي فرهنگي هستند.
وي ادامه داد: چاپلين تحت تاثير لندن قرن نوزدهم قرار داشت و تا انتها سعي کرد همين فضا را در آثار خود حفظ کند. فضايي که نان و معاش مهمترين دغدغه بوده رمانهاي چارلز ديکنز هم متاثر از اين حال و هواست. چاپلين از مظاهر زندگي جديد خوشش نميآيد و ميترسد و از همين رو تضادي بين چاپلين و عصر جديد وجود دارد. با تمام اين اوصاف چاپلين همچنان به زندگي خود ادامه ميدهد و محبوب است.
خوشخو همچنين درباره «ديکتاتور بزرگ» گفت: اين فيلم زماني ساخته شد که آمريکا هنوز وارد جنگ جهاني دوم نشده و ساخت و نمايش آن نقش بزرگي در تهييج مردم امريکا براي شرکت در جنگ و آگاه کردن آنان به خطر هيتلر داشت. تقاضاي روسيه اين بود که جبهه دومي در آمريکا ايجاد شود تا روسيه از فشار خارج شود و چاپلين خيلي سعي کرد مردم آمريکا را با روسيه همدرد کند و به همين دليل بعد از جنگ جهاني دوم چاپلين را متهم به همدستي با کمونيست کردند و او هم پناهنده سوئد شد.
اين منتقد سينمايي اظهار کرد: با توجه به کاهش ديکتاتورها و از بين رفتن مفهوم ديکتاتور شموليت اين فيلم کمتر شده است اما در دورهاي که فيلم ساخته شد اين مفهوم براي عموم مردم دنيا ملموس بود. اما در هر حال هنوز «ديکتاتور بزرگ» براي مردم خاورميانه ملموس است چون هنوز برخي کشورها با مفهوم ديکتاتور آشنا هستند.
وي در ادامه تصريح کرد: چاپلين از اينکه هنرمندي خوداگاه باشد و تعهد اجتماعي خود را نشان دهد لذت ميبرد. ميتوان اين خودآگاهي وي را در آثارش نوعي ضعف دانست چون مفهوم بايد در ناخودآگاه مخاطب اثر کند و چاپلين گاهي از اين قائده عدول ميکرد.
خوشخو تصريح کرد: از «روشناييهاي شهر» به بعد شاهد سقوط چاپلين در آثارش هستيم اما همين الان هم ميتوان کمدي او را ديد و خنديد و در انتها هم برايش کف زد.
وي در ادامه نشست درباره فيلمنامه ديکتاتور بزرگ اظهار کرد: چاپلين خودش فيلمنامهها را مينوشت و شاهد خط و ربط داستاني منسجمي در آثار او نيستيم و تنها، صحنههاي کمدي هستند که پشت سر هم اتفاق ميافتند. البته خيلي هم نبايد توقع سير داستاني منسجمي در آثار او داشته باشيم چون فيلم کمدي است و بر منطق داستان شاهزاده و گدا نوشته شده و اين جابجايي آدمها در فيلم براي مردم آن زمان آمريکا پذيرفته شده بود.


