کتاب ۳۰ و بستن پرونده یک نام مستعار
نویسنده: علیرضا عبدی
علی میرمیرانی، متولد ۲۰ آبان ۱۳۵۰، نویسندهای است که در سایهی نامهای مستعار متعدد به حیات ادبی خود ادامه داده است. او با پنج اسم قلم زده، با سه اسم جایزه برده و با دو اسم کتاب نوشته است؛ هرکدام از این اسامی نثری مجزا، قلم، دیدگاه و اهداف مجزایی دارند. شاخصترین نام مستعار او «ابراهیم رها»ست که پس از ۲۲ سال به واسطهی فضای مجازی مجبور به رونمایی از آن شد.
میرمیرانی در حوزههای داستاننویسی، طنزنویسی، فیلمنامهنویسی، مطبوعات و برنامهسازی تلویزیونی و… سابقهای درخشان دارد. با نام «علی میرمیرانی» دو اثر صوتی نیز منتشر شده است؛ «به لهجهی سپیدار» که نوشتهی خود اوست و «داش آکل» صادق هدایت که هر دو با استقبال گرمی روبهرو شدهاند.
معرفی کتاب ۳۰
کتاب ۳۰؛ ابراهیم رها از آغاز تا پایان، پنجاه و چهارمین کتاب میرمیرانی است که در ۱۰۶ صفحه توسط نشر چشمه منتشر شده است.
عنوان کتاب اشارهی مستقیمی به سی سال فعالیت حرفهای ابراهیم رها دارد؛ از زمستان ۱۳۷۱ که اولین مطلب با این نام چاپ شد تا زمستان ۱۴۰۱ که آخرین جلد از چهارگانهی شرلوک هولمز را نوشت و تحویل ناشر داد.
کتاب روایتی صادقانه از پشتپردههای هویت «ابراهیم رها» و سی سال طنزنویسی، سانسور و ایستادگی بر سر عقاید است. ساختار کتاب از سرفصلهایی نظیر «رونمایی»، «پایان دههی نود» و «رکورد» تشکیل شده که نشاندهندهی فراز و فرودهای کاری اوست.
میرمیرانی در این کتاب تأکید میکند که ابراهیم رها برای او صرفاً یک نام نبود، بلکه سپری بود تا بتواند رکورد بیشترین طنز سیاسی در یک دهه را به نام خود ثبت کند.
میرمیرانی در پایان این دفتر، با جملهی «حکایت همچنان باقی است»، به مخاطب اطمینان میدهد که هرچند نام «ابراهیم رها» به تاریخ پیوسته، اما راه طنز و نقد همچنان ادامه دارد.
کتاب
کتاب ۳۰: ابراهیم رها از آغاز تا پایان
نویسنده: علی میرمیرانیانتشارات: چشمهتعداد صفحه: 106سری چاپ: اولقطع کتاب: رقعی
طنز از نوع «کالبدشکافی یک نام»
طنز در کتاب ۳۰ از جنس طنزِ موقعیت یا شوخیهای کلامیِ مرسوم نیست. اینجا خودِ «ابراهیم رها» به مثابهی یک پدیده، سوژهی طنز شده است.
میرمیرانی با زبانی صریح و بیپرده، از تناقضهای زیستن در پسِ یک نام مستعار میگوید؛ از تلاش برای پنهان ماندن در روزگاری که فضای مجازی همهچیز را برملا میکند.
او با کنایه مینویسد که نام مستعاری که روزی خلق کرد، «بسیار فراتر از چیزی شد که حتی گمان میکردم» و حتی «از خودم پیشی گرفت».
این فاصلهی میان «علی میرمیرانی» و «ابراهیم رها» -یکی در سایه و دیگری در نور- خودش بزرگترین منبع طنز کتاب است. جایی که میرمیرانی از «کلک کندن» ابراهیم رها حرف میزند، یا از «شکستن رکورد تعدد مطلبِ چاپشده» در رسانهها, انگار نه یک نویسنده، که یک تحلیلگرِ بیرونی دارد سرنوشتِ یک شخصیتِ داستانی را روایت میکند.
نکات مثبت:
۱. صداقت بیپرده: میرمیرانی در این کتاب با صراحت از چالشهای عصر دیجیتال میگوید و اعتراف میکند که «اصرار بر پنهان ماندن پشت نام مستعار، دیگر نه میسر است و نه منطقی».
۲. سندی از تاریخ شفاهی طنز ایران: کتاب ۳۰ صرفاً یک زندگینامه نیست؛ بلکه سندی از تاریخ شفاهی طنز و مطبوعات ایران است. روایت تلاشهای نویسندهای که در سایه ماند تا قلمش آزادتر بچرخد، اما حالا با رسیدن به سن پنجاهسالگی تصمیم گرفته خودِ واقعیاش را روبروی آینه مخاطب قرار دهد.
۳. عدم فروش قلم به نان: میرمیرانی با افتخار به این سی سال نگاه میکند و خاطرنشان میسازد که هرچند بارها «قلمش مورد قیچی قرار گرفته»، اما هرگز «قلمش را به نان نفروخته» و از مسیر باورهایش عدول نکرده است. (پذیرش با خواننده)
نکات ضعف:
۱. کوتاهیِ بیش از حد: کتاب فقط ۱۰۶ صفحه دارد. برای روایت سی سال زندگی یک نویسنده با این همه فراز و فرود، این حجم کم است. خواننده احساس میکند که بسیاری از جزئیات، ناگفته مانده است. هرچند جاهایی هم نویسنده اشاره میکند برخی چیزها را سر وقتش خواهد گفت.
۲. فقدان عمق روایی: کتاب بیشتر شبیه یک «گزارشِ کاری» است تا یک زندگینامهی ادبیِ غنی. میرمیرانی خودش هم اعتراف میکند که «چندان به کارها و فعالیتهای خودم نپرداختم» و محورْ ابراهیم رها و فعالیتهایش در حوزهی طنز بوده است.
۳. پایانی که باید شروع میشد: پایان کتاب با جملهی «حکایت همچنان باقی است»، هرچند امیدوارکننده است، اما حسِ «ناقصماندن» را هم به همراه دارد؛ گویی نویسنده خودش هم از این تصمیم برای بستن پروندهی ابراهیم رها، چندان مطمئن نیست.
جمعبندی؛ وداعی شیرین با یک همسایهی قدیمی!
«۳۰» نه یک کتابِ طنزِ معمولی است و نه یک زندگینامهی خشک. این کتاب، «وداع نامهای» است برای نویسندهای که تصمیم گرفته یک بار برای همیشه با یکی از پنج نام مستعارش خداحافظی کند.
میرمیرانی در این کتاب، با همان نثرِ صریح و بیپردهای که در «دریوری» و «عموجان استالین» دیدیم، از پشتپردههای یک هویتِ دوپاره میگوید؛ هویتی که سی سال در سایه ماند تا قلمش آزادتر بچرخد و حالا تصمیم گرفته خودش را رو کند.
اگر از طرفداران ابراهیم رها هستید، این کتاب را از دست ندهید. اگر نه، باز هم خواندنش خالی از لطف نیست؛ چون روایتِ یک نویسنده از «مرگِ تدریجیِ یک نام» است؛ نامی که روزگاری پناهش بود و حالا دیگر نمیتواند پشت آن پنهان شود.
شاید بزرگترین طنز کتاب همین باشد که یک نویسنده، برای بستنِ پروندهی یک نام مستعار، مجبور میشود صریحترین کتاب زندگیاش را بنویسد.
پایان
بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید




