کتاب چرخ و فلک و چرخشی طنازانه در دل روزگار دشوار
نویسنده: علیرضا عبدی
«چرخ و فلک» نخستین رمان زهرا پریایی است که نشر مهرک آن را روانهی بازار کرده است. پریایی دههی شصت، جنگ و روابط صمیمیِ آن سالها را «دورهای طلایی» میداند و همین نگاه، جرقهی نگارش این رمان شده است.
او به این نکته اشاره کرده که «مرتضی» (راویِ نوجوان داستان) تا حدی شبیه برادر کوچکش بوده و «ملیحه» هم ردپایی از خودِ نویسنده در آن وجود دارد.
حتی مادربزرگ خودش، الهامبخش شخصیتِ «بیبیگل» شده؛ پیرزنی که همیشه ضربالمثل بر لب داشت و حالا در قالب یک کاراکترِ داستانی، جان گرفته است.
طنزی که از دلِ روزمرگی میجوشد
نکتهی کلیدی «چرخ و فلک» در نگاهِ غیرمستقیم آن به جنگ است. پریایی به جایِ پرداختن به صحنههای نبرد و قهرمانهای ابرانسانی، سراغ زندگی معمولی خانوادهها رفته؛ همان چیزهایی که خودش به آنها معتقد است: «تکیه اصلی کتاب بر جنگ نیست، بلکه بیشتر قصد داشتم روابط خانوادگی را روایت کنم.»
راوی مرتضای ۱۳ ساله است؛ پسری که با چشمانی کنجکاو و زبانی گاه طناز، ماجراهای روزمره را روایت میکند. از دعواهای سر سفره تا دلشورههای مادر برای پدری که به جبهه رفته، همهچیز از نگاه او عبور میکند. و همین زاویهی دید کودکانه، بستری شده برای طنزی که هم شیرین است و هم تلخ.
یکی از نمونههای درخشان این کتاب، جایی است که مادر برای درمانِ مرضیه، به رسمِ قدیمی به آبِ سرد و نبات و انگشترِ طلا پناه میبرد؛ فضایی که همزمان، هم رفتارهای سنتی را به نقد میکشد و هم اضطراب یک خانوادهی جنگی را به تصویر میکشد. طنز این کتاب «شیرین و زیرپوستی» است که کتاب از موقعیتهایی که خلق کرده، به خوبی استفاده کرده است.
کتاب چرخ و فلک
نویسنده: زهرا پریایی
ناشر: مهرک
سال انتشار: 1404
نقدِ ساختاری؛ آیا «خوشخوانی» کافی است؟
حمید بابایی که معیارِ اصلیاش در ارزیابیِ رمان نوجوان، «خوشخوان بودن» است، «چرخ و فلک» را از این نظر موفق میداند. با این حال، نقدهای جدیای هم وارد است:
ناهمخوانیِ زبانِ راوی: نوع شخصیت راوی با ادبیات و نوع بیان او کاملاً همخوانی ندارد. برای مثال، یک پسر ۱۳ سالهی معمولی، دربارهی مفاهیمی مثل ضمیر ناخودآگاه به این شکل حرف نمیزند. این نوع بیان، بیشتر یادآور ادبیاتِ دههی هشتاد به بعد است و در فضای دههی شصت، چندان باورپذیر نیست.
کمبودِ خطِ قصهی مشخص: کتاب بیشتر «موقعیتمحور» است تا «پیرنگمحور». یعنی به جای یک خط داستانی منسجم، مجموعهای از ماجراهای بههمپیوسته است که هرکدام، یک ماجرای کوتاه را روایت میکنند. این ویژگی، هرچند به انعطاف روایت کمک میکند، اما از کشش دراماتیک اثر میکاهد.
ریتمِ نامنظم: برخی بخشها با سرعتِ بالا روایت میشوند و برخی دیگر، آنقدر کش میآیند که مخاطب نوجوان ممکن است از ادامهی خواندن منصرف شود.
نقاطِ درخشانِ کتاب
با وجود این نقدها، «چرخ و فلک» نقاط قوتِ قابلتوجهی هم دارد:
نگاه تازه به جنگ: پریایی به جای کلیشههای تکراری، سراغ تبعات اجتماعی جنگ رفته و تأثیر غیاب پدر بر رشدِ شخصیت مرتضی را به خوبی نشان داده است.
زبان صمیمی و روان: نثر کتاب ساده و نزدیک به محاوره است و به راحتی با مخاطب نوجوان ارتباط برقرار میکند.
شخصیتپردازی اصیل: نویسنده با تکیه بر تجربهی زیستهاش، شخصیتهایی ساخته که باورپذیر و ملموس هستند.
اما…
«چرخ و فلک» یک رمانِ نوجوانِ خوشخوان و صمیمی است که با طنزی شیرین، از دل روزهای سخت جنگ حرف میزند. پریایی با تکیه بر خاطرات شخصی و انتخاب زاویهی دیدی تازه، توانسته اثری قابلاحترام برای مخاطب نوجوان خلق کند. بابایی در پایان، این کتاب را «رمانی شریف، مؤدبانه و بسیار خوب» توصیف کرده است.
پایان
بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید




