در اهمیت کتاب نخواندن

در اهمیت کتاب نخواندن

در اهمیت کتاب نخواندن

نویسنده: سمیه رستمی

ممکن است با دیدن عنوان «در اهمیت کتاب نخواندن»، رگ روشنفکری‌تان به جنبش درآید؛ مثل خیلی‌های دیگری که حتی شاید تا کنون در افزایش سرانه مطالعه کشور به‌اندازه خواندن سرسری کاغذ دستورالعمل داروهای مسهل هم وقت نگذاشته باشند.

این‌قدر توصیه به نخواندن کتاب و کتاب نخواندن، ناراحتتان کند که بخواهید بدون فوت وقت، قسمت ارسال نظر را مزین کنید به چهار پنج تا فحش فرهنگی گل‌درشت که هم غنای ادبیات کشور را هندل کند و هم پک‌وپوز نویسنده این مطلب را در همه جهات مورد عنایت قرار دهد؛ اما باور بفرمایید اگر مطلب پیش رویتان را تا آخر بخوانید به‌اندازه مطالعه همان کاغذ دستورالعمل داروی مسهل برایتان مفید فایده و مثمرثمر واقع خواهد شد.

جوری که انگار جانشین بلافصل رئیس فرهنگستان زبان و ادب پارسی هستید؛ کف و خون و آب و روغن قاتی کرده و حتی در انتهای همین مطلب ریپلای می‌زنید و خشک، خشک فحش فرنگی کامنت می‌گذارید که «بیسوات! «مفیدفایده» و «مثمرثمر» حشو دارد و از بیخ غلط است.»

در اهمیت کتاب نخواندن

می‌دانیم که البته این غلطِ متداول خیلی غلط باحالی است و حس فرهیختگی خاصی به بشر می‌دهد. یک‌جور غلط دوست‌داشتنی و رایج؛ مثل خواندن کتاب‌های زرد و بازاری با ترجمه‌های دوزاری.

کتاب‌هایی که حتی در بساط دست‌فروش‌های دم مسافربری‌های جنوب شهر؛ کنار تیزی دسته استخوانی و پنجه‌بوکس و دستمال‌یزدی ارائه می‌شود؛ ولی باز در سطر به سطرش جملات پرطمطراق، فخیم و فاخر موج می‌زند؛ عین همین عبارت «مثمرثمر» و «مفید فایده». صدالبته که خوراک استوری کردن با بک‌گراندِ لِپ‌لِپِ لَته آرت و پت‌پت شمع و فِرت‌فِرت دود سیگار قرمز سه خط است.

از همان دست کتاب‌هایی که معلوم نیست در جوهر چاپ، زینک و کاغذش چه چیزی قاتی کرده‌اند؛ بعد از مطالعه‌شان حتی رگ وطن‌پرستی هر انسانی روی دور 2X  و به‌صورت حرکات بندری، جنبیدنش را به منصه ظهور می‌رساند و انسان حس می‌کند واقعاً به کُنه جمله‌ای دست پیدا کرده است که می‌فرماید: «هرگز نمی‌توان سر و کلهٔ ملتی که اهل مطالعه باشد را گول مالاند.»

شاید تصور شود که خواندن کتاب‌های زرد نوعی پدافند غیرعامل است؛ چراکه بدخواهان وطن وقتی ببینند ملتی حتی از مطالعه این‌جور کتاب‌ها هم ساده رد نمی‌شوند؛ با خودشان می‌گویند لابد این‌ها ته کتاب‌های درست‌وحسابی‌شان را درآورده‌اند که دارند با کتاب زرد شوآف می‌کنند.

حیف فریب‌هایمان که این‌طور اسپویل بشود. بابت تولید فریب‌هایمان کلی سلول خاکستری نیم‌سوز شده و عمر گران‌مایه خرج کرده‌ایم.  بنابراین سرخورده شده، می‌روند ملت‌های بی‌سواد دیگری را فریب بدهند.

بااین‌حال خدا شاهد است سرانه مطالعه کشور با چندین بار خواندن دستورالعمل داروی مسهل بالا برود مثمرثمرتر و مفیدفایده‌تر است تا خواندن کتاب‌های دوزاری و زرد بازاری.

پایان

بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید