کتاب نان داغ کباب داغ و شلم شوربای قاجاری

کتاب نان داغ کباب داغ و شلم شوربای قاجاری

کتاب نان داغ کباب داغ و شلم شوربای قاجاری

نویسنده: سمیه رستمی

دوره قاجار، عصر طلایی است؛ اما نه برای مردم آن زمان، بلکه برای طنزپردازان و البته سازندگان سریال‌های شبکه خانگی امروز! این را دیده‌ام که می‌گویم.

وجداناً قاجار «شلم‌شورباترین» دوره تاریخی ایران است؛ جایی که نثر مسجع با کلماتِ ملل و مترقیِ اروپایی میکس شده تا بهترین بستر را برای خلق شوخی فراهم کند.

هر کسی برای تولید اثر سراغ این دوره رفته، دست خالی برنگشته است و آقای رضا بهرامپور نیز با کتاب نان داغ کباب داغ (ادامه کتاب آب‌دوغ خیار)، سوغاتِ گشت‌وگذار خود در تاریخ را تقدیم کرده است.

کتاب نان داغ کباب داغ مجموعه‌ای از روایت‌های مضحک از حاکمان و ملوکِ دربار قاجار است که با چاشنی لحنی شوخ، به بررسی این دوران می‌پردازد. البته با رعایت ترتیب جلوس نشیمنگاه ملوکانه بر مسند سلطنت.

نویسنده با عدالت و انصاف، هر کسی را که سر راهش قرار گرفته، با ریشخندی مورد عنایتِ قرار داده است. او دقیقاً دست روی نقطه حساس این دوره گذاشته: «فرنگی‌مآبی و خودباختگی».

تضاد فرهنگی در این کتاب به خوبی به تصویر کشیده شده؛ مثلاً همان تصویری که در جیب کت‌فراک‌های انگلیسی، تسبیح کهربایی برای استخاره‌های امور یومیه پیدا می‌شود! یا حکایت کسانی که مدت کوتاهی (حتی اگر به قاعده زمان اجابت مزاج بدون حضور لولهنگ)به پاریس می‌روند و وقتی برمی‌گردند، می‌گویند:« طهقان چیگد د چنجیگ شد» که البته با دو تا پس کله‌ای به تنظیمات کارخانه برمی‌گشتند و با زبان فصیحِ مادری، فحش‌های چهارواداری را نثارِ ضارب می‌کردند.

مروری بر کتاب نان داغ کباب داغ

نویسنده: رضا بهرام‌پور
انتشارات: نشر قطره
قطع: رقعی
تعداد صفحات: 188
نوبت چاپ: چهارم
ساختار کتاب نان داغ کباب داغ به گونه‌ای است که حکایت‌ها پیوسته نیستند و کوتاه هستند؛ از این رو، خواندن دو سه حکایت در روز برای رفع استرس، به‌شدت تجویز می‌شود. اما برای لذتِ بیشتر، باید یک نکته را گوشزد کرد: نقش‌آفرینان اصلی این سیرک مضحک، همان‌هایی بودند که سرنوشت مملکت را در دوران حساسِ گذار از سنت به مدرنیته در دست داشتند؛ اگرنه خنده تلخِ آن‌ها، از گریه غم‌انگیزتر خواهد بود. این را هم دیده‌ام که می‌گویم.

از نظر فنی، نویسنده سعی کرده به جای ساختن شوخی‌های جدید، از شوخی‌های رایج و فضای مجازی استفاده کند؛ این دست شوخی‌ها عمر اثر را کوتاه می‌کند، چرا که مخاطبِ سال‌ها بعد ممکن است با این شوخی‌ها ارتباط برقرار نکند.

همچنین، باید گفت نویسنده تا حدی در دام «کاریکاتورسازی» افتاده است. او بیشتر به نمایشِ مضحک بودن پرداخته تا ریشه‌یابی دردِ خودباختگی؛ به همین دلیل می‌توان کتاب را بیشتر «هجو» دانست تا «طنز».

تفاوت در اینجاست: طنز، پس از خنداندن، مخاطب را به فکر وا می‌دارد. اگر خنده با تفکر همراه باشد، تاثیرگذارتر است؛ جوری که مخاطب عبرت بگیرد تا پسانِ فردا و آیندگان، نتوانند برای دوره تاریخی ما از این دست کتاب‌ها بنویسند و به ریشمان بخندند. این را ندیده‌ام، اما دلیل نمی‌شود نگویم.

پایان

بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید