کتاب حالا حکایت ماست و چشمان تیز آقای حکایتی
نویسنده: محمدرضا زروندی
کتاب حالا حکایت ماست اثر عمران صلاحی است. صلاحی آثار زیادی در زمینه شعر دارد و از معدود مکتوبات طنزش «حالا حکایت ماست» است. این کتاب در دهه هفتاد منتشر شده و شامل نوشتههای طنزآمیز در قالب قصه، یادداشتهای روزانه، حکایت، لطیفه و شعر است.
به نظر میآید عمده مطالب کتاب مجموعه نوشتههای صلاحی در ستون ثابتی در مطبوعات باشد؛ اما گویا این نوشتهها در نشریات مختلفی به چاپ رسیده است و در این اثر جمعآوریشده است.
«حالا حکایت ماست» اثر ماندگار طنز در دهه هفتاد است و به مسائلی مختلفی که در آن زمانه رایج بوده میپردازد.
صلاحی در این کتاب خودش را آقای حکایتی معرفی میکند. آقای حکایتی نگاه تیزبینی دارد و سر و گوشش میجنبد. او حتی در تابلوهای کوچه و خیابان ریز میشود و آنها را دستمایه طنز قرار میدهد.
توجه به جزئیات در طنزپردازی حکایت از نگاه تیزبین صلاحی دارد. اشاره به جزئیات خصوصا در حوزه زبان فارسی و ترجمه کتابها و مطالب داخل مطبوعات بارها تکرار شده است. او بهاصطلاح مو را از ماست بیرون میکشد و گاهی همکاران خودش از شاعر گرفته تا نویسنده را به سخره میکشد.
آقای حکایتی این کتاب زبان و لحن شیرینی دارد. در خلق شوخی و لطیفهسرایی باهوش است و خوانندهاش بهراحتی به خنده میاندازد. در بهکارگیری صنعت کنایه قهار است. با کمترین کلمات و عبارتها زهر خودش را میریزد و مطلب را میرساند. هرگز به دام اطناب نمیافتد.
اینها از ویژگیهای مثبت کتاب است. اما به نظر میآید جنس طنزی که ارائه میدهد بیشتر مورد توجه مخاطبان عام قرار بگیرد و عامهپسندانه باشد. حرف جدی نهفته در عمده یادداشتها نیست و بیشتر آنها در حد یک شوخی خوشمزه باقی میمانند و فراتر نمیروند.
برخی از یادداشتها نیز در مرز بین فکاهی و طنز حرکت میکنند. بعد از مطالعه فیالفور در ذهن محو میشوند و مخاطب را به تامل و فکر وادار نمیکنند و اینگونه تبدیل به متنی یکبار مصرف میشوند.
همچنین آقای حکایتی به سوژههای سیاسی و کلان در زمینههای مختلف توجه زیادی ندارد و به خطوط قرمز و مناطق ممنوعه حتی نزدیک هم نمیشود. البته یکی دیگر از ویژگیهای طنز حکایتی نزاکت و پاکیزگی قلم اوست. او با رعایت ادب و بدون نزدیکی به ممیزی میخنداند که مهارتی ستودنی است.
پایان
برای مطالعه معرفی سایر کتابهای طنز اینجا کلیک کنید.



