کتاب هست کتابخوان کجاست؟

کتاب هست کتابخوان کجاست

کتاب هست کتابخوان کجاست؟

نویسنده: محمدحسین دهقانی ابیانه

بیست‌وچهار آبان هرسال شمسی، روز کتاب، کتاب‌خوانی و کتابدار است. در این روز در سرتاسر ایران، کتاب موجود است. علاوه بر کتاب، کتابدار نیز وجود دارد.

درباره کتابخوان و کتابخوانی نمی‌توان اظهار نظر کرد. علت این موضوع را باید جستجو کرد که به موارد زیر برخورد کردیم:

1- اینترنت

2- پیام‌رسان‌هایی نظیر واتساپ، بله، سروش و انواع فیلتر شده آن (منظورمان همانی است که بر وزن تلگراف است)

3- فضاهای غیر پیام‌رسان ولی اجتماعی نظیر آپارات کوتاه (shorts به معنای کوتاه) و نمونه کپی‌برداری شده خارجی و فیلتر شده آن

4- اینستاگرام که آن‌هم فیلتر است

کتاب هست کتابخوان کجاست؟

برخورد ما به این چهار مورد، زمان زیادی گرفت. حدود چهارصد و سی دقیقه یا هفت ساعت و ده دقیقه در این فضا چرخ خوردیم تا علت را بررسی کنیم.

متأسفانه فراموش کردیم که باید چه چیزی را بررسی می‌کردیم. فیلم‌های کوتاه و مطالب متن محور این موارد را بدون یادآوری علت، بررسی کردیم و نتیجه این شد:

شوهر پانته‌آ جون که از شاخ‌های حوزه عفاف و حجاب است، متأسفانه چهار دقیقه به محل کارش دیر رسیده است. حساب کاربری Hejab/Efaaf برای شوهر پانته‌آ جون آرزوی موفقیت و قلب زرد کرده است.

در صفحه سینما با طعم دین، حاج‌آقایی با عبای زرد و نعلین صورتی جلوی تصویر آمد؛ از فیلم پدرخوانده و نقش دُن کُرلئونه (!) در پایداری خانواده حرف زد. یک جوانی با نام کاربری S@mi_is_big345 از روزمرگی‌های کوهنورد تنها در تپه‌های اطراف تهران دل نوشته گذاشته بود.

صفحه zard_tube در یک نوع فضای مجازی، بتمن را در حال امتحان کردن شش کیلو کباب و جوجه درباری نشان داد و اذعان داشت: اینجا کباب‌هایش همه‌اش گوشت است!

خواننده معروفی از بیلیارد بازی کردن خود عکس گذاشته بود و پاسخک‌ (commend) های زیادی گرفته بود؛ عمده آن‌ها به اگزوزی بودن صدای او و پول پدرش اشاره داشتند.

پسر جوانی با موتور هزار و پانصد سی‌سی، توصیه‌های اخلاقی می‌کرد. داستان (story) صفحه‌اش، از دیگران حلالیت خواسته بودند. آقایی روسری سرش کرده بود و ادای بانوان زیمباوه‌ای را درمی‌آورد و حدود شش هزار دنبال کننده داشت.

در همین حین، پیامک اپراتور پیامک آمد. به علت آب بستن به اینترنت، پژوهش فوق به سرانجام نرسید. تنها مورد قابل‌ذکر، تأکید صفحه پروفسور سمیعی به نخوردن سیر همراه با توت‌فرنگی بود.

پایان

بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید