نودمين نشست دگرخند، که به نقد و بررسي آثار طنز و وضعيت طنز در کشورمان ميپردازد، دوشنبه بيست و هشتم دي ماه 1394 در سالن اميرحسين فردي حوزه هنري برگزار شد. در اين نشست با محوريت نقد و بررسي کتاب «کبريت کمخطر» که مهدي فرجاللهي اداره آن را بر عهده داشت، در کنار عليرضا لبش مولف اين کتاب، رضا ساکي و حسام الدين مقامي کيا در جايگاه طنزپرداز و منتقد حضور داشتند.
عليرضا لبش، درباره ايده شکلگيري نگارش اين کتاب گفت: مرحوم عمران صلاحي چند مجموعه نثر طنز منتشر کرده بودند و بعد از رفتن ايشان، احساس کردم حيف است اين کار نيمهتمام بماند و لازم است کسي اين راه را ادامه دهد و آثار نويسندگان طنز همچنان در يک مجموعه جمع شود. سالها پيش با يک انتشارات ايده اين کار را مطرح کردم که آنها هم قبول کردند اما در نهايت مسائلي پيش آمد که اين کار متوقف شد تا اين که در نهايت به سفارش دفتر طنز حوزه هنري و از سوي انتشارات سوره مهر اين کتاب منتشر شد.
اين طنزنويس با بيان اين که جاي پژوهش در حوزه طنز در کشورمان خالي است، ادامه داد: کتابهاي ديگري نيز در اين زمينه منتشر شده اما تفاوتي که اين کتاب با کتابهاي ديگر دارد اين است که احساس کردم با نويسندگان آنها تفاوت سليقه دارم و بنابراين، اين «کبريت کم خطر» را گردآوري کردم و اسامي و مطالب بيشتري از طنزنويسان را در اين مجموعه گردآوري کردم، ضمن اين که در اين کتاب، براي معرفي افراد، بيوگرافي طنز نوشتم و از اين طريق آنها را معرفي کردم.
لبش با اظهار اميدواري از اين که کبريت کم خطر، کتابي معيار باشد و در هر ويرايش اسامي طنزنويسان جديد به آن اضافه شود، تاکيد کرد: از آثاري که در اين کتاب جمعآوري کردهام دفاع ميکنم. ممکن است در مورد برخي از آنها سوال شود که چرا چنين اثري را در اين کتاب آوردهاي، اما هدفم اين بوده که مخاطب، بعد از خواندن کبريت کم خطر، احساس خوبي داشته باشد. من در اين کتاب خودم را در جايگاه منتقد قرار نداده بودم بلکه از اهداف مهم اين کتاب، آشنا کردن خوانندههايي بوده که با نثر و داستان طنز چندان آشنا نيستند.
اين نويسنده طنز همچنين افزود: درواقع همانطور که پيش از اين هم گفتهام، «کبريت کم خطر» يک ويترين است که افراد با گزيده آثار نويسندگان طنز کشورمان آشنا شوند و سپس به سراغ آثار کامل اين نويسندهها بروند و آن کتابها را مطالعه کنند.
عليرضا لبش درباره انتخاب نام «کبريت کم خطر» براي اين کتاب طنز نيز گفت: طنزپرداز کبريت کمخطر است، کبريت بيخطر نيست. او مانند کبريتي است که باعث آتشافروزي ميشود ولي به جامعه آسيب نميزند بلکه باعث رشد و ارتقاي جامعه ميشود. در عين حال، اگر ابزار طنز در اختيار کساني باشد که اهل طنز سالم نباشند، ممکن است اين کبريت بسيار خطرناک شود.
وي در پايان گفت: اگر طنزنويسي هست که نامش در کتاب ذکر نشده و فکر ميکند با توجه به فعاليت و آثارش جا دارد نامش در اين کتاب باشد، مرا در جريان بگذارد تا در ويرايشهاي بعدي، به اين مجموعه اضافه شود.
حسامالدين مقاميکيا با اشاره به اينکه خواندن «کبريت کم خطر» حال خواننده را خوب ميکند، گفت: به نظر من اين کتاب، فرصت خوبي است براي اين که افراد جامعه با طنز آشنا شوند و با نوشتههاي طنز رفاقت کنند. ضمن اين که اين کتاب مجموعه نگرشها نسبت به طنز را شامل شده و ميتواند به دريافت يک تصوير کلي از دورهاي که کتاب در آن منتشر شده کمک کند.
وي همچنين افزود: در عين حال اگر برخي نکات در تاليف اين کتاب رعايت ميشد، به اثر شاخصتري تبديل ميشد. يکي از اين نکات اين است که خوب بود اشاره ميشد از هر نويسندهاي، بر چه معياري آن اثر انتخاب شده و در کتاب گنجانده شده است و همچنين اگر از نويسندگان توانا که در سبکهاي مختلف فعاليت ميکنند، چند متن متنوع منتشر ميشد، از آنها تصوير درستتري در ذهن مخاطب شکل ميگرفت به عنوان مثال مرحوم منوچهر احترامي که متنهاي متنوع و گوناگوني نوشتهاند.
اين طنزپرداز ادامه داد: خوب بود که منبع نوشتهها هم مشخص ميشد تا خواننده کتاب که ميخواهد با نويسنده موردنظرش بيشتر آشنا شود، راحتتر ميتوانست او را پيدا کند. در عين حال، ذکر تاريخ مطالب نيز کار مفيدي بود که در اين کتاب از آن غفلت شده است. ذکر تاريخ ميتواند به مخاطب کمک کند که اشارههايي که در متنها هست را بهتر متوجه شود.
مقاميکيا با بيان اينکه به نظر ميرسد جاي بعضي نويسندگان طنز در اين کتاب خالي است، افزود: در عين حال، بايد از عليرضا لبش که چنين مجموعهاي را گردآوري کرده است تشکر کرد چرا که گزيده آثار نثر طنز بسيار سختتر از شعر است. در شعر معيارها مشخص است و وزن و قافيه و … کمک ميکند که اثر شاخص راحتتر انتخاب شود اما در انتخاب نثر، از آنجا که ملاکها به اين وضوح نبوده و معيارها چندان مشخص نيستند، انتخاب آثار دشوار ميشود.
در پاسخ به گفتههاي اين منتقد، عليرضا لبش، مولف کتاب کبريت کم خطر، گفت: ذکر منبع و تاريخ براي هر مطلب انتخاب شده، اتفاق مهمي است که به خواننده کتاب نيز کمک بسياري خواهد کرد و از آنجا که از اهداف ما در انتشار اين کتاب، آشنا شدن بيشتر مخاطب با کتابهاي نويسندگاني است که به معرفي آن ها پرداختهايم، در ويرايشهاي بعدي، تاريخ و منبع هر اثر را به کتاب اضافه ميکنيم.
رضا ساکي، با اشاره به اين که در تاريخ ادبيات کشورمان، کتابهاي زيادي هستند که در آنها آثار طنز يا غيرطنز را گردآوري کرده باشند، گفت: کتابهاي مرجعي که از قرنهاي گذشته در اين زمينه منتشر شدهاند، تاکنون به جا ماندهاند و به عنوان منبعي براي نويسندگان و شاعران مورد استفاده قرار ميگيرند. تعداد کتابهاي زيادي که در اين زمينه هست ناشي از اين بوده که موضوعات جديدي وجود نداشتهاند و افرادي که ميديدند حرفي براي گفتن نيست، شروع به جمعآوري آثار نويسندگان ميکردند. تا اين که از زمان مشروطه موضوعاتي مانند پارلمان، وطندوستي و … وارد ادبيات شد.
اين طنزپرداز گفت: اين مقدمه را به اين دليل گفتم که اين سوال ايجاد ميشود که در شرايط حاضر که نويسندگان طنز ما، به جمعآوري آثار اقدام ميکنند، به اين دليل است که موضوع جديدي براي نوشتن وجود ندارد يا کتابهاي زيادي نبوده که بتوان آنها را تحليل کرد که دوستانمان در حالي که مشابه اين کتابها وجود داشته است، مجددا به جمعآوري آثار شعر و نثر طنز اقدام کردهاند.
وي تاکيد کرد: مهمترين اثر در اين زمينه، طنزآوران امروز ايران است که در سال 1349 عمران صلاحي و بيژن اسديپور آن را منتشر کردند، بعد کتاب يک لب و هزار خنده منتشر ميشود و سالها بعد خانم صدر کتابي در ادامه آن مينويسد و در مقدمه ذکر ميکند من آن چيزهايي را در اين کتاب آوردهام که عمران صلاحي در کتابش ذکر نکرده، يعني چيزي را تکرار نکرده است. اما ميبينيم که در کتاب «کبريت کمخطر» بسياري از اسامي که در آثار قبلي وجود دارد مجددا تکرار شده است.
ساکي که مسئوليت جلسات «مکتبخانه طنز» دفتر طنز حوزه هنري را نيز به عهده دارد، ادامه داد: اي کاش تا چند سال، کتابي در اين زمينهها منتشر نشود. اگر قرار است اسامي اضافه شوند، چه در بخش شعر و چه در بخش نثر طنز، اين اسامي به کتابهاي قهوه قندپهلوي اميد مهدينژاد و کبريت کمخطر عليرضا لبش افزوده شوند نه اين که دوباره کتابهاي جديدي در اين زمينه منتشر شود.
اين منتقد طنز با تاکيد بر اين که لازم است چنين کتابهايي مقدمههاي قوي و ماندگاري داشته باشند، گفت: مقدمه کتاب «کبريت کمخطر» آنطور که لازم است، علمي و جدي نيست. نويسنده بايد در مقدمه کتاب، مخاطب را مجاب کند که چرا اين اسامي و آثار را انتخاب کرده است و بر اساس چه معيارهايي اين اسامي را کنار هم گذاشته است؛ بر اساس سابقه مطبوعاتي، بر اساس کتابهاي منتشر شده يا چه چيزي. در مقدمهاي که براي هر فرد نوشته شده نيز، اي کاش مولف نگاه انتقادي داشت و به خواننده کتاب کمک ميکرد که مشکلات طنز را بشناسد.
گفتني است در پايان اين مراسم، کتاب «کبريت کم خطر» با امضاي نويسنده به حاضران اهدا شد.
عليرضا لبش، درباره ايده شکلگيري نگارش اين کتاب گفت: مرحوم عمران صلاحي چند مجموعه نثر طنز منتشر کرده بودند و بعد از رفتن ايشان، احساس کردم حيف است اين کار نيمهتمام بماند و لازم است کسي اين راه را ادامه دهد و آثار نويسندگان طنز همچنان در يک مجموعه جمع شود. سالها پيش با يک انتشارات ايده اين کار را مطرح کردم که آنها هم قبول کردند اما در نهايت مسائلي پيش آمد که اين کار متوقف شد تا اين که در نهايت به سفارش دفتر طنز حوزه هنري و از سوي انتشارات سوره مهر اين کتاب منتشر شد.
اين طنزنويس با بيان اين که جاي پژوهش در حوزه طنز در کشورمان خالي است، ادامه داد: کتابهاي ديگري نيز در اين زمينه منتشر شده اما تفاوتي که اين کتاب با کتابهاي ديگر دارد اين است که احساس کردم با نويسندگان آنها تفاوت سليقه دارم و بنابراين، اين «کبريت کم خطر» را گردآوري کردم و اسامي و مطالب بيشتري از طنزنويسان را در اين مجموعه گردآوري کردم، ضمن اين که در اين کتاب، براي معرفي افراد، بيوگرافي طنز نوشتم و از اين طريق آنها را معرفي کردم.
لبش با اظهار اميدواري از اين که کبريت کم خطر، کتابي معيار باشد و در هر ويرايش اسامي طنزنويسان جديد به آن اضافه شود، تاکيد کرد: از آثاري که در اين کتاب جمعآوري کردهام دفاع ميکنم. ممکن است در مورد برخي از آنها سوال شود که چرا چنين اثري را در اين کتاب آوردهاي، اما هدفم اين بوده که مخاطب، بعد از خواندن کبريت کم خطر، احساس خوبي داشته باشد. من در اين کتاب خودم را در جايگاه منتقد قرار نداده بودم بلکه از اهداف مهم اين کتاب، آشنا کردن خوانندههايي بوده که با نثر و داستان طنز چندان آشنا نيستند.
اين نويسنده طنز همچنين افزود: درواقع همانطور که پيش از اين هم گفتهام، «کبريت کم خطر» يک ويترين است که افراد با گزيده آثار نويسندگان طنز کشورمان آشنا شوند و سپس به سراغ آثار کامل اين نويسندهها بروند و آن کتابها را مطالعه کنند.
عليرضا لبش درباره انتخاب نام «کبريت کم خطر» براي اين کتاب طنز نيز گفت: طنزپرداز کبريت کمخطر است، کبريت بيخطر نيست. او مانند کبريتي است که باعث آتشافروزي ميشود ولي به جامعه آسيب نميزند بلکه باعث رشد و ارتقاي جامعه ميشود. در عين حال، اگر ابزار طنز در اختيار کساني باشد که اهل طنز سالم نباشند، ممکن است اين کبريت بسيار خطرناک شود.
وي در پايان گفت: اگر طنزنويسي هست که نامش در کتاب ذکر نشده و فکر ميکند با توجه به فعاليت و آثارش جا دارد نامش در اين کتاب باشد، مرا در جريان بگذارد تا در ويرايشهاي بعدي، به اين مجموعه اضافه شود.
حسامالدين مقاميکيا با اشاره به اينکه خواندن «کبريت کم خطر» حال خواننده را خوب ميکند، گفت: به نظر من اين کتاب، فرصت خوبي است براي اين که افراد جامعه با طنز آشنا شوند و با نوشتههاي طنز رفاقت کنند. ضمن اين که اين کتاب مجموعه نگرشها نسبت به طنز را شامل شده و ميتواند به دريافت يک تصوير کلي از دورهاي که کتاب در آن منتشر شده کمک کند.
وي همچنين افزود: در عين حال اگر برخي نکات در تاليف اين کتاب رعايت ميشد، به اثر شاخصتري تبديل ميشد. يکي از اين نکات اين است که خوب بود اشاره ميشد از هر نويسندهاي، بر چه معياري آن اثر انتخاب شده و در کتاب گنجانده شده است و همچنين اگر از نويسندگان توانا که در سبکهاي مختلف فعاليت ميکنند، چند متن متنوع منتشر ميشد، از آنها تصوير درستتري در ذهن مخاطب شکل ميگرفت به عنوان مثال مرحوم منوچهر احترامي که متنهاي متنوع و گوناگوني نوشتهاند.
اين طنزپرداز ادامه داد: خوب بود که منبع نوشتهها هم مشخص ميشد تا خواننده کتاب که ميخواهد با نويسنده موردنظرش بيشتر آشنا شود، راحتتر ميتوانست او را پيدا کند. در عين حال، ذکر تاريخ مطالب نيز کار مفيدي بود که در اين کتاب از آن غفلت شده است. ذکر تاريخ ميتواند به مخاطب کمک کند که اشارههايي که در متنها هست را بهتر متوجه شود.
مقاميکيا با بيان اينکه به نظر ميرسد جاي بعضي نويسندگان طنز در اين کتاب خالي است، افزود: در عين حال، بايد از عليرضا لبش که چنين مجموعهاي را گردآوري کرده است تشکر کرد چرا که گزيده آثار نثر طنز بسيار سختتر از شعر است. در شعر معيارها مشخص است و وزن و قافيه و … کمک ميکند که اثر شاخص راحتتر انتخاب شود اما در انتخاب نثر، از آنجا که ملاکها به اين وضوح نبوده و معيارها چندان مشخص نيستند، انتخاب آثار دشوار ميشود.
در پاسخ به گفتههاي اين منتقد، عليرضا لبش، مولف کتاب کبريت کم خطر، گفت: ذکر منبع و تاريخ براي هر مطلب انتخاب شده، اتفاق مهمي است که به خواننده کتاب نيز کمک بسياري خواهد کرد و از آنجا که از اهداف ما در انتشار اين کتاب، آشنا شدن بيشتر مخاطب با کتابهاي نويسندگاني است که به معرفي آن ها پرداختهايم، در ويرايشهاي بعدي، تاريخ و منبع هر اثر را به کتاب اضافه ميکنيم.
رضا ساکي، با اشاره به اين که در تاريخ ادبيات کشورمان، کتابهاي زيادي هستند که در آنها آثار طنز يا غيرطنز را گردآوري کرده باشند، گفت: کتابهاي مرجعي که از قرنهاي گذشته در اين زمينه منتشر شدهاند، تاکنون به جا ماندهاند و به عنوان منبعي براي نويسندگان و شاعران مورد استفاده قرار ميگيرند. تعداد کتابهاي زيادي که در اين زمينه هست ناشي از اين بوده که موضوعات جديدي وجود نداشتهاند و افرادي که ميديدند حرفي براي گفتن نيست، شروع به جمعآوري آثار نويسندگان ميکردند. تا اين که از زمان مشروطه موضوعاتي مانند پارلمان، وطندوستي و … وارد ادبيات شد.
اين طنزپرداز گفت: اين مقدمه را به اين دليل گفتم که اين سوال ايجاد ميشود که در شرايط حاضر که نويسندگان طنز ما، به جمعآوري آثار اقدام ميکنند، به اين دليل است که موضوع جديدي براي نوشتن وجود ندارد يا کتابهاي زيادي نبوده که بتوان آنها را تحليل کرد که دوستانمان در حالي که مشابه اين کتابها وجود داشته است، مجددا به جمعآوري آثار شعر و نثر طنز اقدام کردهاند.
وي تاکيد کرد: مهمترين اثر در اين زمينه، طنزآوران امروز ايران است که در سال 1349 عمران صلاحي و بيژن اسديپور آن را منتشر کردند، بعد کتاب يک لب و هزار خنده منتشر ميشود و سالها بعد خانم صدر کتابي در ادامه آن مينويسد و در مقدمه ذکر ميکند من آن چيزهايي را در اين کتاب آوردهام که عمران صلاحي در کتابش ذکر نکرده، يعني چيزي را تکرار نکرده است. اما ميبينيم که در کتاب «کبريت کمخطر» بسياري از اسامي که در آثار قبلي وجود دارد مجددا تکرار شده است.
ساکي که مسئوليت جلسات «مکتبخانه طنز» دفتر طنز حوزه هنري را نيز به عهده دارد، ادامه داد: اي کاش تا چند سال، کتابي در اين زمينهها منتشر نشود. اگر قرار است اسامي اضافه شوند، چه در بخش شعر و چه در بخش نثر طنز، اين اسامي به کتابهاي قهوه قندپهلوي اميد مهدينژاد و کبريت کمخطر عليرضا لبش افزوده شوند نه اين که دوباره کتابهاي جديدي در اين زمينه منتشر شود.
اين منتقد طنز با تاکيد بر اين که لازم است چنين کتابهايي مقدمههاي قوي و ماندگاري داشته باشند، گفت: مقدمه کتاب «کبريت کمخطر» آنطور که لازم است، علمي و جدي نيست. نويسنده بايد در مقدمه کتاب، مخاطب را مجاب کند که چرا اين اسامي و آثار را انتخاب کرده است و بر اساس چه معيارهايي اين اسامي را کنار هم گذاشته است؛ بر اساس سابقه مطبوعاتي، بر اساس کتابهاي منتشر شده يا چه چيزي. در مقدمهاي که براي هر فرد نوشته شده نيز، اي کاش مولف نگاه انتقادي داشت و به خواننده کتاب کمک ميکرد که مشکلات طنز را بشناسد.
گفتني است در پايان اين مراسم، کتاب «کبريت کم خطر» با امضاي نويسنده به حاضران اهدا شد.


