شانس عضویت در کادر تیم ملی با ارسال رزومه
نویسنده: بنیامین کلاچاهی ثابت
آوردهاند که شخصی اسم پسرش را «رُستم» گذاشت و بعد میترسید که بچه را صدا بزند!
حکایت بالا به نوعی حکایتِ تیم ملی فوتبال و اصرار امیرخان قلعهنویی به دکتر صدا زدنِ دستیارانش در برنامه «فوتبال برتر» است. برنامهای که مدتی پیشتر با دعوت از علیرضا بیرانوند، پای دانشجویانِ مقطع دکتری در دنیای فوتبال را به تلویزیون باز کرده بود؛ چند وقت بعد هم آقای قلعهنوئی با جمعی از دستیارانش که یکدیگر را دکتر صدا میزدند به این برنامه آمدند.
در رأس این هیئت علمی بلندپایه که تعداد دکترهای آن با یک بیمارستان فوق تخصصی رقابت میکرد، دکتر سعید الهویی قرار داشت که برای نخستین بار در جهان (جِدّی)، پلنهای تمرینی تیم ملی را به ما مخاطبین عادی ارائه داد!
ارائهای که با بهرهگیری از ظرفیت نرمافزارهای محیرالعقولی چون پاورپوینت و با به کارگیری واژگان انگلیسی در اسلایدهای آن انجام شد تا فینگر حیرت ما مخاطبین عام را در مَوثمان بگذارد!
البته که این انگشت به دهان ماندن، نه از بابت ندانستن معنی آن کلمات، بلکه اولاً از بابت چرایی آن ارائه کارگاهی برای هوادار پای تلویزیون و ثانیاً از بابت چرایی انتخاب واژگان انگلیسی برای مخاطبِ فارسیزبان بود.
چراهایی که ما پاسخ آنها را در نگاه غرورانگیز سرمربی تیم ملی به دستیارش پیدا کردیم؛ نگاهی که ما را یادِ نگاههای افتخارآمیز آقاجان و عزیزجانمان در مواقعی که با کانالیابی تلویزیون برایشان فاز مؤسس سیلیکونولی میگرفتیم، انداخت.
شانس عضویت در کادر تیم ملی
در این برنامه، وجود فضای نخبگانی در کادر تیم ملی برای ما به اثبات رسید؛ چراکه هر کدام از همدانشگاهیهای ما که تصمیم به تحصیل در مقطع دکتری گرفتند، چند سالی از زمین و زمان دور ماندند، سوی چشم و موی سرشان کم شد و در کُلِّ دوره نتوانستند به جزء نوشتن مقاله یا انجام ترجمه برای دیگران در اندک اوقاتِ استراحت اجرای پروژه خودشان، شغل دیگری داشته باشند.
حالا شما حساب کنید یک فوتبالیست یا مربی حرفهای که هر روز باید به تمرین تیمش برود، هر شب به آنالیز تیمهای دیگر بپردازد، یک هفته در میان به استان دیگری سفر کند و حتی لازم است هر چند وقت یکبار در اردوهای طولانی خارج از کشور حاضر باشد و اما با وجود همه اینها به راحتی از پس دوره پر فشار دکتری بر میآید، لایق چه عنوانی به جزء نخبه است!؟ یک نخبه مانند مسئولین نُخبهای که داشتنِ پُرمشغلهترین پُستها در این سالها نیز لطمهای به پیشرفت تحصیلیشان وارد نکرد.
علی ایحال تیم ملی ایران با همین کادر به تورنمنت معتبر کافا رفت و موفق به کسب عنوان نایبقهرمانی شد. عنوانی که به نظر میرسد تیم ملی را بر اجرای تئوریک فوتبال مدرن و هیبریدفرمیشن روی کاغذ مصممتر کرده است.
نشان به آن نشان که ظاهراً مدیر رسانهای تیم ملی در یک استوری به باخت تیم آرژانتین در بازی تشریفاتی اشاره کرده و پذیرفته شدن توضیح سرمربیِ آن تیم درباره ده نفره شدن را دلیلی بر غرضورزی منتقدین داخلی بعد از باخت خودمان دانسته است.
البته شاید شما احتمال بدهید پذیرفته شدن توضیح «اسکالونی» به کسب دو قهرمانی آخر قاره و یدک کشیدن عنوان سرمربی مدافع عنوان قهرمانی در جهان ارتباطکی داشته باشد اما ما طرف شما را نمیگیریم. چراکه با توجه به شرایط فعلی دستیاری در تیم ملی، مثلاً اینجانب هم با رزومه مدرک فوق لیسانسِ شیمیفیزیک، نمره هجده و نیم انگلیسی سوم دبیرستان، تسلط نسبی به ICDL و تجربه چند دوره قهرمانی در مَستر لیگ pes2013 به گمان خودم از شانس خوبی برای اضافه شدن به کادر تیم ملی برخوردار میباشم و نمیخواهم آن را کم کنم.
شانسی که به همه قول میدهم اگر محقق شود، با احیای سیستم سرمربیگری امیرخان قلعهنویی (به عنوان بهترین سرمربی ایرانی از نظر من) و تلاش برای پیروزی در خود زمین فوتبال به جای پیروزی در جداول اعداد و نمودارها همراه شود.
پایان
بخش «متن طنز» را در دفتر طنز دنبال کنید



