معرفی چند داستان طنز که می توانید نخوانید
نویسنده: محمد تسلی بخش
در ادامه تلاشهای من برای پایین آوردن میزان مطالعه در کشور و منصرف کردن شما از خواندن آثار برجسته و مهم حوزه طنز، در این مطلب به معرفی داستانهای طنز برتر جهان میپردازم. باشد که به این وسیله از مطالعه آنها اجتناب کنید و راه رستگاری را در پیش بگیرید.
1. شنل: «نیکولای گوگول» یکی از 4 غول بزرگ عصر طلایی ادبیات روسیه، تقریبا در همه قالبها، اثر کمدی نوشته است. اما گل سرسبد آثارش داستان کوتاه «شنل» است.
ماجرای مرد فقیر و بدشانسی که در یک مهمانی مجلل، شنل تازه خریداری شدهاش را میدزدند. ویژگی مهم داستان گوگول این است که در حالی که همدرد مردم محروم و فقیر است و از غصهها و غمهای آنها میگوید ولی لحظهای در شوخی و مزهپرانی متوقف نمیشود. در واقع اشکها و لبخندها را همیشه با خودش دارد.
2. دماغ: رقیب اصلی «شنل» در کمدیهای روسی، باز هم نوشته گوگول است. داستان کارمندی که یک روز صبح متوجه میشود دماغش سر جایش نیست. درحالی که دماغ برای خودش راه افتاده و هر کاری دلش میخواهد در شهر انجام میدهد، صاحب دماغ در به در ادارهها شده تا ثابت کند اصلا دماغ داشته است!
بسیاری از نویسندههای بعد از گوگول همچون داستایوفسکی، کافکا، یونسکو و بزرگان دیگری همچون شخص شخیص بنده از داستان «دماغ» الگو گرفتهاند ولی کار گوگول کماکان از همه بامزهتر و جالبتر درآمده است.
معمولا در هر مجموعه داستانی که از نویسندگان روسی یا از خود گوگول جمعآوری شده باشد شنل و دماغ جای ثابت خودشان را دارند ولی یکی از بهترین کتابها «یادداشتهای یک دیوانه» است.
معرفی چند داستان طنز
3. خاطرات آدم و حوا: «مارک توآین» در بین کتابخوانها و کارتونبینهای حرفهای ایران، به عنوان نویسنده رمانهای جذابی مثل «هاکلبری فین»، «تام سایر» و «شاهزاده و گدا» شناخته میشود. اما در آمریکا او را پدر کمدی آمریکایی میدانند.
او داستانهای کمدی پرتعداد و متنوعی نوشته است. مجموعه داستانهای دنبالهدار خاطرات آدم و حوا ماجرای آشنایی اولین انسان مرد و اولین انسان زن را روایت میکند و با قصههای خندهدار و بامزه به بررسی تفاوتها و دیدگاههای جنسیتی و ریشه اختلافات زن و شوهری میپردازد.
4. کروکودیل: اگر شما جای فئودور داستایوفسکی بزرگ بودید و میتوانستید داستانهای خارقالعاده و بینظیری مثل «جنایت و مکافات»، «برادران کارامازوف» و کلی داستان جذاب دیگر بنویسید، آیا میرفتید یک داستان کمدی بنویسید؟ قطعا نه. ولی خدا رو شکر داستایوفسکی جای شما بوده و این کار را کرده است.
داستان کوتاه «تمساح» یا همان «کروکودیل» حکایت اولین تمساحی را تعریف میکند که توسط یک سیرک وارد روسیه میشود و مردم جمع میشوند برای تماشایش. ولی از بد حادثه تمساح یکی از بازدیدکنندگان را درسته قورت میدهد.
ماجرا وقتی عجیبتر میشود که آن بدبخت بلعیده شده متوجه میشود مردم بیرون شکم تمساح، بیشتر نگران سلامتی جانور هستند تا خود او. این داستان را نشر ماهی در«مجموعه رویای یک آدم مضحک» منتشر کرده است.
البته داستایوفسکی یک داستان کمدی سیاه معروف هم دارد به اسم «یک اتفاق مسخره» که در آن به انتقاد از جامعه روشنفکرنما و کسانی که دائم از مردم ضعیف دم میزنند ولی چیزی از زندگی مردم واقعی نمیدانند میپردازد. (احتمالا منظورش سلبریتیهای آن زمان بوده) ولی همانطور که گفتم این یکی به صورت طنز تلخ نوشته شده است و نباید از آن انتظار هرهر و کرکر داشته باشید.
5. ماجراها و دردسرهای یک چینی در چین: رمانی کمدی از «ژول ورن». یک جوان موفق و ثروتمند چینی، به چنان بنبستی برمیخورد که تصمیم میگیرد خودکشی کند ولی چون خودش دل و جرات ندارد و مال این حرفها نیست، از یک آدمکش حرفهای درخواست میکند تا زحمت این کار را بکشد.
مشکل از جایی شروع میشود که اتفاقا و اتفاقی مشکلات این بنده خدا حل میشود و طبیعتا او هم از تصمیمش صرف نظر میکند. اما آدمکش حلالخور حرف و عملش یکی است و گیر داده که باید به قولی که داده است عمل کند.
فعلا حواستان باشد این داستانهایی که معرفی کردم را هرجایی دیدید نخوانید و همچنان به غوطهور بودن در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی ادامه دهید تا من اگر حالش را داشتم باز هم شما را با داستانهایی که نباید بخوانید آشنا کنم.
پایان
بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید



