پنج راهکار که احتمالا شما را طنزنویس می کند
نویسنده: پوریا نوری
احتمالا شمایی که داری این مطلب را میخوانی حس کردهای که ذوق نویسندگی داری و هروقت هم که چیزی نوشتی با واکنش مثبت اطرافیان روبهرو بوده.
شایدهم از آن دسته افرادی هستی که در دوران مدرسه وقتی انشاء مینوشتید و یا حتی مینویسد احساس میکردید و میکنید که چه دفتری، چه مدادی، عجب خودکاری!
اما آیا واقعا همین کفایت میکند؟ یعنی همین که حسکنیم قلم خوبی داریم میتوانیم نویسنده باشیم؟ یا وقتی میتوانیم در جمع خانوادگی با مهارت تمام جوکی تعرف کنیم الزاما طنزنویس خوبی هم هستیم؟
قصد دارم در اینجا پنج راهکار را خدمت آقا و خانم محترمی که شما باشید ارائه دهم که اگر یکی از موارد بالا را در خود میبیند بدون آنکه هوا و غرور دورهتان کند، آنها را تقویت کنید و بتوانید به امید آن بالایی روزی در جایگاهی بایستید که امثال طنزنویسان شهره شهر ایستاده بودند.
پنج راهکار احتمالی برای طنزنویس شدن
قدم اول؛ زیاد بخوانید! هرچه میتوانید بخوانید و از خواندن دست برندارید. نشود وقتی مثل فیلم فارست گامپ که هی میدوید، یکهو از دویدن باز بمانید و فکر کنید که مطالعتان بیفایده است و به هیچ دردی نمیخورد. اثرش را بعدا میبیند. آنجایی که متنهایتان یک سر و گردن از بقیه بالاتر است.
قدم دوم؛ خوب ببینید! زیاد دیدن مهم نیست، بلکه چگونه نگاه کردن به دور و اطراف است که اهمیت دارد. خوب دیدن است که از شما یک نویسنده خلاق میسازد، خصوصا اگر بخواهید طنزنویس شوید که خوب دیدن از اوجب واجبات است، چرا که عمده سوژها از اتفاقاتی که در دور و بر شما اتفاق میافتد پیدا میشود و شکل میگیرد.
قدم سوم؛ خوب بشنوید! بگذارید سفره مردم پیش دلتان باز شود. از شنیدن فرار نکنید، خصوصا اگر کسی دارد از خاطرات و تجربههای زیستهاش برایتان میگوید.
حتی اگر آن تجربه جنگ با اژدها و با موفقیت بیرون آمدن از دهان پشه مالاریا باشد! همینها بعدا جایی به کارتان میآید که به قول معروف ذهن نویسنده به بنبست میرسد و کار را رها میکند.
این به اصطلاح خوراکهای ذهنی خلاقیت شما را چنان افزایش میدهد که در برخی اوقات نه تنها شما، بلکه اطرافیانتان را هم شگفتزده خواهد کرد.
قدم چهارم؛ زیاد بنویسد! منتظر آن نباشید که فرشتهای از آسمان بیاید و چوب جادوییاش را برایتان تکانتکان بدهد و بعد یکهو خودتان را وسط روزنامه و مجله ببیند و تازه شروع به نوشتن کنید.
همهچیز از همین تمرینها و سیاهمشقهای پر از ایراد اولیه آغاز میشود. همانهایی که وقتی مجدد به آنها مراجعه میکنید، حاضر به گردنگیری آن نخواهید بود.
قدم پنجم؛ نقد بشنوید! آغوشتانرا بازکنید و از قضاوتها نترسید. متنها بچههای شما نیستند و قرار هم نیست با کوچکترین نقدی، کل تلاشهای شما یکهو به باد برود.
اتفاقا همین نقدهاست که سبب پیروزی شما بر هفتخان نویسندگی میشوند. چه مشهور نویسندگانی بوده و هستند که متنهایشان به شدیدترین وجه ممکن نقد میشود اما همچنان در اوج میدرخشند.
درنهایت؛ شما قطعا میتوانید. دلسرد نشوید به مسیرتان پرقدرت ادامه دهید. امیدوارم متنهای بعد، متن شما باشد!
پایان
سایر مقالات دفتر طنز را بخوانید



