پروژه سالاد شیرازی و طنز شیرین بدونِ درام

پروژه سالاد شیرازی و طنز شیرین بدون درام

پروژه سالاد شیرازی و طنز شیرین بدونِ درام

نویسنده: علیرضا عبدی

این زنِ بی‌نظمِ شاکی کیست؟

مرجان استاد دانشگاه است، دو پسر دوقلوی هفده‌ساله دارد، مدام با همسرش مرتضی کلنجار می‌رود، و رؤیای شیرینی در سر دارد: طلاق! اما مشکلش خیانت نیست، اعتیاد نیست، خشونت نیست. مشکلش بی‌نظمی است.

شارژر گوشی که سر جایش نباشد، مرجان را از جا می‌برد. مرتضی دمپایی‌اش را وسط راهرو ول می‌کند؟ دادگاهی‌اش می‌کند. نویسنده با همین جزئیاتِ کوچک و روزمره، مرجانِ شاکی و بذله‌گو را روی صندلی داغ خانواده نشانده است تا بگوید: «ببینید یک زنِ امروزی چطور از خرده‌ریزهای زندگی دیوانه می‌شود.»

«پروژه سالاد شیرازی» مجموعه‌ای از داستان‌های به‌هم‌پیوسته (با ۴۴ فصل نسبتاً کوتاه) است که نخستین کتاب نویسنده‌اش مهناء صادقی است.

این نویسنده که سابقه سرودن شعر هم دارد، آنقدر ایده این کتاب را مانند «شبح انسانیِ» خیالی کش داد و پرورش داد تا تبدیل شد به مرجانی که روی کاغذ جان گرفت. استقبال مخاطبان آنقدر خوب بود که کتاب در مدت کوتاهی به چاپ دوم رسید.

طنزی که رندانه است و نه سطحی

اگر از مرجان فقط خاطرات «یک زنِ شاکی از همسرش» را انتظار داشته باشید، سخت در اشتباهید. طنز این کتاب، نگاه بذله‌گو و به‌شدت رندانه مرجان است. او به‌جای اینکه مظلوم‌نمایی کند، با شوخی‌های تندوتیز و گاه کنایه‌آمیزش، شما را به‌عنوان مخاطب شریکِ جرمش می‌کند.

نقطه قوت اصلی کتاب این است که طنز در آن تحقیرکننده و مبتذل نیست، بلکه مبتنی بر «هوشمندی و نگاه رندانه شخصیت اصلی» است. این نوع طنز، از آن دسته است که نه توهین می‌کند، نه شعار می‌دهد؛ فقط واقعیت را با زبانی بازیگوشانه لو می‌دهد.

از طرفی، داستان به‌شدت برآمده از زیستِ امروزی طبقه متوسط شهری است. از دعوا بر سرِ انداختن دمپایی تا بحثِ کنکورِ پسرها تا ورشکستگی روحیِ ناشی از آشفتگی خانه. صادقی به‌جای قهرمان‌سازی، «مرجانی کاملاً معمولی» ساخته که رگه‌های وجودش در هر خانه‌ای پیدا می‌شود.

زبان او هم برخلاف بسیاری از آثار کمدی، بدون شعار و صمیمی است؛ انگار پای صحبت «خاله مرجانِ محل» نشسته‌اید. درواقع «انگار زندگی خودمان را می‌خوانیم» و همین همدلی، راز محبوبیت کتاب شده است.

کتاب پروژه سالاد شیرازی

نویسنده: مهنا صادقی
انتشارات: سوره مهر
قطع: رقعی
تعداد صفحه: ۲۳۹
سال انتشار: ۱۴۰۴
نوبت چاپ: دوم

مسئله اصلی: درام و پیرنگ کجاست؟

اینجا می‌رسیم به همان نقطه‌ای که ذهن خیلی از خوانندگان جدی را پس می‌زند: واقعاً پیرنگ و درام اصلی در این کتاب چیست؟ بله، یک زن از شوهر بی‌نظمش شاکی است. بله، وسط پرونده طلاق است. بله، پسرهایش امتحان سرنوشت‌ساز دارند. اما اگر از مخاطب بپرسی «اتفاق اصلی داستان چه بود؟»، دستش می‌ماند در هوا!

«پروژه سالاد شیرازی» عملاً فاقد یک خط‌سیر داستانی کلاسیک است. نه گره‌ای قلابی بسته می‌شود تا در اوج حل شود، نه تحول عجیبی در شخصیت‌ها رخ می‌دهد.

کتاب مثل یک کلاژ از دلخوری‌ها و شیرینی‌ها پشت سر هم ردیف شده است: امروز مدرسه، فردا خرید، پس‌فردا جرِبحث خانوادگی. هیچ «قهرمان در مسیر تغییر»ی وجود ندارد.

شخصیت مرجان در صفحه ۲۳۰ درست همان آدم صفحه ۱۰ است: هنوز از بی‌نظمی بیزار است، هنوز پرحرف و کنایه‌زن است. آدم‌ها نه قوس دراماتیکی را طی می‌کنند، نه به «روشنی» ناگهانی می‌رسند.

این مسئله برای خواننده‌ای که به دنبال «قصه» است، یک ضعف بزرگ محسوب می‌شود. نویسنده ریسک نکرده پای مرجان را در یک ماجرای واقعی و عمیق به خاک بمالد؛ مرجان در حاشیه‌ای امن و شوخ‌طبعانه درجا می‌زند.

اگر طنز این اثر را از اطرافش بردارید، چیزی شبیه لاک‌پشتی می‌ماند که صدفش را برداشته‌اند: موجودی بی‌پناه با هیچ داستانی برای گفتن. در واقع، کتاب بیش از آن‌که یک رمان باشد، یک «مونولوگ طنازانه» است با چند فضای مختلف که گاهی طولانی می‌شود و حوصله خواننده را سر می‌برد.

اما شاید همین نبودِ یک درام بزرگ، خودش فلسفه کتاب باشد؛ نشان دادن این که زندگی واقعی هم اغلب بدون پیرنگ خطی و قهرمان‌سازی پیش می‌رود. برای مخاطبی که از اوج‌های تصنعی خسته است، همین روزمرگی طنازانه می‌تواند نفس تازه‌ای باشد.

حرف آخر: سالاد بزنیم یا نه؟

«پروژه سالاد شیرازی» یک میان‌وعده سبک و دل‌چسب است برای ساعات بی‌حوصلگی. اگر طالب یک رمان کلاسیک با هفت‌خوان قهرمانی و اوج و فرودید، این کتاب شما را قانع نمی‌کند.

اما اگر آدمی‌ هستید که از گزافه‌های سیاسی و کلمات قصار ادبی خسته است و فقط می‌خواهید یک بعدازظهر را با خنده دربارهٔ «خرده‌فاجعه‌های فامیلی» بگذرانید، بدانید که «مرجان» میزبان باحالی خواهد بود.

پایان

بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید