وير

پلکهايت مست و ابروهات hot

مي‌شوم در جذبه‌ي چشمات مات

قلبت اما با بتن همسنگ، سنگ

در دهانت آن زبان آونگ، ونگ

مي‌کني از بنده با فرياد ياد

مي‌شود بحران اين فرهاد حاد

مي‌کشي با صوت ناهنجار جار

مي‌دهي بر گردنم هشدار: دار

ظاهرا از تو شده تخدير دير

مي‌دهي با دسته‌ي کفگير گير

گوييا در دست يک قابيل بيل

مي‌کني در پاچه‌ام تحميل ميل

مي‌کشي بر چهره چون خرچنگ چنگ

مي‌کند در پيش تو فرهنگ هنگ

مي‌زني هرجا که مي‌بينيش نيش

مي‌کني مانند ماران فيش فيش

***

گرچه دارد شرح اين تصوير وير

هستم از تفصيل ِ اين تفسير سير

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید