وقتی اقیانوس وارد عدلیه شد

وقتی اقیانوس وارد عدلیه شد و بازگشت آقای قاضی

وقتی اقیانوس وارد عدلیه شد و بازگشت آقای قاضی با پرونده های عجیب تر

نویسنده: علیرضا عبدی

امین تویسرکانی (متولد ۱۳۶۳) قاضی دادگستری و طنزنویسی است که با کتاب اولش «از پشت میز عدلیه» در کمتر از یک سال به چاپ پنجم رسید و حالا دومین کتابش را هم با استقبالِ دوباره مواجه کرده است.

تویسرکانی از زمان دانشجویی در نشریات طنز قلم زده و حالا با همان زبان طنز، از تجربه‌هایش در مواجهه با متهمان، شاکیان، شاهدان و حتی کارکنان دادگستری نوشته است.

او به توصیه‌ی استاد باستانی‌پاریزی عمل کرده که به اطبا و قضات توصیه کرده بود خاطراتشان را بنویسند تا تاریخ اجتماعی ایران به کمال نزدیک‌تر شود.

معرفی کتاب؛ وقتی قاضی، خودش را زیر ذره‌بین می‌گذارد!

«وقتی اقیانوس وارد عدلیه شد» دومین کتاب امین تویسرکانی است که در ۱۲۱ صفحه توسط نشر چشمه منتشر شده است. کتاب با همان فرمول موفق کتاب اول، مجموعه‌ای از جستارهای کوتاه است که هرکدام روایت‌گر یک پرونده‌ی واقعی و عجیب از دلِ دادگستری است. اما این‌بار، تویسرکانی پا را فراتر گذاشته و سراغ مفاهیم عمیق‌تری رفته است.

عنوان‌های برخی از جستارهای کتاب به‌خوبی نشان می‌دهد که با چه دنیای عجیبی روبه‌رو هستیم: «عجیب‌ترین سرقت تاریخ ایران»، «ماکیاولی پانتومیم بازی می‌کند»، «هیولایی که نمی‌تواند هلو گاز بزند»، «هنر نزد اصفهانیان است و بس» و «جنایت با ریتم دختر همسایه». این عناوین عجیب و غریب، نشان می‌دهد که در این کتاب، نه فقط با پرونده‌های حقوقی، که با روایت‌هایی از جنسِ «زندگی واقعی» سروکار داریم.

وقتی اقیانوس وارد عدلیه شد

نویسنده: امین تویسرکانی
انتشارات: چشمه
تعداد صفحه: 121
سری چاپ: چهارم
قطع کتاب: رقعی

طنزی که از دل اعتراف می‌جوشد!

نکته‌ی کلیدی کتاب، اعتراف صریح نویسنده است. تویسرکانی در این کتاب اعتراف می‌کند که خودش هم موقع قضاوت، تحت تأثیر لحن، ظاهر، پوشش، صدا، لهجه، نحوه‌ی نشستن و ادبیات مراجعانش قرار می‌گیرد و ممکن است در رفتار، تصمیمات و قضاوت نهایی‌اش تأثیر بگذارد.

این اعتراف بی‌پرده، بخش بزرگی از طنز کتاب را می‌سازد؛ چون نشان می‌دهد که قاضی‌ها هم انسان‌هایی با همه‌ی ضعف‌ها و خطاهای انسانی هستند و نه «معصوم‌های چکش‌به‌دست» که در فیلم‌ها می‌بینیم.

طنز کتاب از جنس «نقد موقعیت» و «شوخی‌های صمیمی» است. تویسرکانی با زبانی ساده و محاوره‌ای، پرونده‌هایی را روایت می‌کند که هم شگفت‌انگیزند و هم خنده‌دار.

از شاکی و متهم و شاهد گرفته تا سرباز دادگستری و خود نویسنده، هیچ‌کس از تیغ طنز او در امان نمی‌ماند. و دقیقاً همین «بی‌طرفی طنزآمیز» است که کتاب را از یک مجموعه‌خاطره‌ی معمولی به یک اثر اجتماعی عمیق تبدیل کرده است.

نقد کتاب؛ قوی‌تر از کتاب اول یا نه؟

نکات مثبت:

یک. اعترافِ بی‌پرده: جسارت تویسرکانی در اعتراف به تأثیرپذیری قضات از عوامل بیرونی، کتاب را از یک اثر صرفاً سرگرم‌کننده به یک سند اجتماعی ارزشمند تبدیل کرده است.

دو. تنوعِ موضوعی: عنوان‌هایی مثل «ماکیاولی پانتومیم بازی می‌کند» نشان می‌دهد که کتاب این‌بار فقط به پرونده‌های ساده نمی‌پردازد، بلکه سراغ مفاهیم عمیق‌تری مثل قدرت، فساد و ریاکاری هم رفته است.

سه. زبانِ صمیمی و روان: نثر کتاب ساده و نزدیک به محاوره است و چاشنی طنز، آن را خواندنی‌تر کرده است. می‌توانید در طول چند ساعت، یک‌نفس آن را بخوانید.

نکات ضعف:

یک. کوتاهی بیش از حد و عجله در اتمام: ۱۲۱ صفحه برای این همه ماجرای عجیب، واقعاً کم است. خواننده تازه با لحن شیرین نویسنده گرم می‌گیرد که کتاب تمام می‌شود؛ انگار قاضی، وسط رسیدگی به یک پرونده، ناگهان چکش را زمین می‌گذارد و می‌رود.

برخی جستارها آن‌قدر کوتاه و فشرده روایت شده‌اند که بیشتر شبیه به یادداشت‌های روزانه‌اند تا یک روایت ادبی تمام‌عیار. گویی نویسنده عجله داشته به پرونده‌ی بعدی برسد و فراموش کرده که خواننده، پای قصه‌ی «عجیب‌ترین سرقت تاریخ ایران» نشسته و دوست دارد تا ته ماجرا برود، نه‌اینکه ناگهان با یک «والسلام» رها شود.

دو. مقایسه‌ی نابرابر با کتاب اول: کتاب اول «از پشت میز عدلیه» یک پدیده‌ی بی‌نظیر بود و انتظارات را به شدت بالا برد. کتاب دوم، هرچند خوب است، اما شاید نتواند به پایِ آن حسِ تازگیِ اولیه برسد.

قاضی‌ که از پشتِ میز بیرون زد!

«وقتی اقیانوس وارد عدلیه شد» یک کتاب منحصربه‌فرد در ادبیات ایران است. جایی که یک قاضی جوان، با قلمی طنزآمیز و زبانی صمیمی، نه فقط از پرونده‌های عجیب می‌گوید، که از خودش هم می‌گوید؛ از ضعف‌ها، اشتباهات و تأثیرپذیری‌هایش.

تویسرکانی در این کتاب، با خنده، تلخ‌ترین واقعیت‌های دستگاه قضا را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که «قاضی» هم می‌تواند شوخ‌طبع باشد، هم خنده‌دار، هم از اشتباهاتش بگوید، و هم با مردم عادی، صمیمی‌ترین حرف‌ها را بزند.

تویسرکانی در این کتاب، ثابت کرده است که می‌توان از تلخ‌ترین موقعیت‌ها، شیرین‌ترین روایت‌ها را نوشت؛ به شرطی که بدانی چطور از زاویه‌ی طنز نگاه کنی.

پایان

بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید