هرج و مرج محض و انقلابی کوچک در برابر شلوغی بزرگ
نویسنده: علیرضا عبدی
وودی آلن، کارگردان، نویسنده و طنزپردازی که در سال ۱۹۳۵ در نیویورک متولد شد. از ۱۵ سالگی برای روزنامهها جوک مینوشت و بعدها به سینما رفت و چهار اسکار گرفت.
در سبکش همیشه عنصر ضدقهرمان حضور دارد: شخصیتهایی مضطرب، روشنفکر و بازنده که فلسفه میخوانند اما در انتخاب غذای ساده هم درماندهاند.
در سینما به او میگویند «استاد کمدی فلسفی». در ادبیات اما حرف اصلی را یکی از معروفترین جملاتی میزند که خودش ساخته: «هر جوکی یک انقلاب کوچک است.» این جمله، خلاصهی تمام دنیای هرجومرج محض است.
انتشارات بیدگل آخرین ترجمه «هرج و مرج محض» را با ترجمه نگار شاطریان و در ۱۷۶ صفحه منتشر کرده است. متن اصلی کتاب «Mere Anarchy» اولین مجموعه طنزآمیز آلن پس از ۲۷ سال سکوت ادبی است.
وقتی فیلسوف بزرگ با چیپس دستش میماند
اگر طنز را جدی بگیریم، این کتاب یک ادعای بزرگ دارد: میشود درباره فلاکت انسان حرف زد، به شرط اینکه همزمان دل مخاطب را از خنده درد بیاورد.
یک داستان درباره کسی است که سالها بعد با دوست قدیمیاش هزارپا در خیابان ملاقات میکند و میفهمد او معاون امور مشتریان بزرگترین استخوانخانه جزیره وایتم است.
جای دیگر، شوپنهاور را متهم میکنند که مخالف جویدن چیپس حین تماشای فیلم بود، در حالی که در زمان حیاتش هنوز سینما اختراع نشده بود.
این اختلاط عمدیِ زمان و مکان، یک حقه حرفهای است: شخصیتهای آلن همیشه در جایی گیر میکنند که به آن تعلق ندارند. استدلال منطقیشان در برابر هرج و مرج پیرامونشان، تنها مضحکه را تمامتر میکند.
در یکی از داستانها، از بخت بد بچهای که در آزمون ورودی مهدکودک ناموفق عمل میکند و مجبور میشود به مدرسه دولتی برود، به «نبود خدا» تعبیر میشود.
اینجاست که میفهمیم همه چیز در جهان آلن، انفجار است؛ از نرسیدن به مهدکودک گرفته تا از دست دادن شغل، همگی در یک قشر آسیبشناختی جمع میشوند: ترسِ «عادی نبودن».
کتاب هرج و مرج محض
نویسنده: وودی آلن
مترجم: نگار شاطریان
نشر: بیدگل
تعداد صفحات: 176
سال چاپ: 1402
نوبت چاپ: 2
قطع: رقعی کوچک
سه رگه اصلی طنزِ هرج و مرج محض
۱. طنز فلسفی: آلن فیلسوفها را نه به عنوان الگو، که به عنوان کاریکاتور وارد صحنه میکند. در بخشی از کتاب، شوپنهاور را طوری توصیف میکند که گویی متخصص آداب غذا خوردن بوده، نه فیلسوف بدبینی. بالاتر از این، «هر جوکی یک انقلاب کوچک است» انقلابی که آلن میخواهد جنسش از جنس طنز است.
۲. طنز پوچگرا: داستان «درخواست رد» نمونه درخشان این نوع طنز است؛ یک کودک به خاطر ورود به یک مهدکودک معتبر پذیرفته نمیشود و همه آینده او بر باد میرود.
این اغراقهای هدفمند که در آن خطرات جزئی به تهدیدهای هستیشناختی تبدیل میشوند، جزئی از تکنیکهای همیشگی آلن است. یکی از منتقدان خارجی معتقد است داستان «رد شدن» که از نظر سبک تقلیدی از داستایفسکی نوشته شده، قابل قبولترین قطعه کتاب است و احتمالاً مقدار کمی از زندگی واقعی در آن وجود دارد.
۳. طنز نیویورکی: آلن جزئیات را چنان بومی میکند که حتی اگر هرگز در خیابان لرد کورزان قدم نزده باشید، آن فضا را حس میکنید. بوی کافههای دودی، نیمکتهای پارک، و تضاد آدمهای پرهیاهو و افکار پوچشان، آن فضا را برایتان شبیه یک کاریکاتور متحرک میکند.
چرا این طنز برای مخاطب ایرانی «خارجی» به نظر میرسد؟
مهمترین نقدی که بر ترجمه کتاب هرج و مرج محض وارد است، در یک جمله خلاصه میشود: «طنز وودی آلن کمتر برای فرهنگ ما قابل درک است». مشکل از ناتوانی مترجم نیست، مشکل اصلی همان ارجاعات محلی و بامزههای موقعیتی است که شانههای یک رستوران در منهتن را برای کسی که اهل سعادتآباد است، خندهدار نمیکند.
در ضمن، خواننده خود را در موقعیتی میبیند که یک لطیفه بسیار بامزه را شنیده، اما نمیداند چرا باید بخندد. این «احساس حسرت» در تمام داستانهای کاملاً ارجاعمحور کتاب دیده میشود.
هرچند برخی داستانها مثل «مسابقات ورزشی، پیچک سمی، برداشت نهایی» آنچنان عام و سرراست هستند که برای هر مخاطبی کار میکند.
نکته جالبتر اینکه دو ترجمه مختلف از کتاب وجود دارد. یکی با ترجمه حسین یعقوبی و نشر مروارید (۲۶۴ صفحه) و دیگری با ترجمه نگار شاطریان و نشر بیدگل (۱۷۶ صفحه). هر دو ترجمه خواندنی هستند و هر مخاطبی بسته به سلیقه میتواند یکی را انتخاب کند.
بحث دیگر دربارهٔ کتاب، دور بودن آثار داستانی و سینمایی آلن از یکدیگر است. آلن در سینما داستان سرا و شخصیتپرداز است؛ اما در «هرجومرج محض» شبیه یک مشت شوخی پشت سر هم است که یک گره داستانی مشخص آنها را به هم وصل نمیکند.
شاید خود آلن بخواهد فرم هرج و مرج و پراکنده را با محتوای هرج و مرج و پراکندهی زندگی گره بزند و این هدف، خیلی هم غیرحرفهای نیست.
جمعبندی نهایی: یک بمب خندهدار اما نخ نما
کتاب هرج و مرج محض برای طرفداران پروپاقرص سینما و طنز فلسفی، یک جعبه غنیمت کوچک است. در هر صفحه، یک شوخی ناب با ارجاع به فیلسوفی مثل نیچه یا کافکا پیدا میشود و دست کم چندبار خواهید خندید.
اما اگر مخاطب طنز عمومیتر و کلاسیکتری باشید، ممکن است این «انقلاب کوچک» برایتان جذابیت نداشته باشد و به آن «هرج و مرجی بزرگ» بگویید که قادر به هماهنگسازی دست و پای روایت نیست.
آلن را میتوان در فیلمهایش تحسین کرد و از داستانهایش به سادگی عبور کرد. «هرج و مرج محض» برای روزهای ملال و تنهایی کتاب بسیار مناسبی است؛ اما برای خوانندهای که انتظار داستان دارد، میتواند ملالآورتر از خود ملال باشد.
اگر با آثار طنزآمیز غربی آشنایی دارید، کتاب را حتماً بخوانید. در غیر این صورت، بهتر است کتاب را از روی دلبستگی به سینماگر محبوبتان شروع نکنید.
پایان
بخش نقد و بررسی «کتاب» دفتر طنز را دنبال کنید




