هفت گام برای نوشتن داستان طنز نوجوان

هفت گام برای نوشتن داستان طنز نوجوان

هفت گام برای نوشتن داستان طنز نوجوان

نویسنده: طاهره قربانی

برخلاف باور عموم نوشتن برای گروه سنی نوجوان بسیار سخت و نیازمند مهارت بالاست. زیرا نوجوان امروزی هوشمند و حساس است و اگر احساس کند که در تله ی نصیحت، تکرار و پندآموزی توسط نویسنده گیر کرده، اثر را پس می‌زند.

باید قبول کرد که حوزه طنز نوجوان و به ویژه داستان طنز، کمی مهجورتر از حوزه‌های دیگر خلق کمدی است. و کمتر کسی به طور ویژه برای نوجوانان داستان طنز می‌آفریند.

نوجوان امروز در جهانی پرسرعت، همراه با بارش اطلاعات و داده‌های مهیج زندگی می‌کند. پس باید ذائقه او در خلق کمدی را بشناسیم.

در گام اول، استفاده از واژه‌های ساده، جملات کوتاه بسیار اهمیت دارد. انتقال مفاهیم و ارزش‌ها با تکنیک شوخ طبعی، ابزار کار با نوجوان و نوشتن داستان طنز برای اوست.

نوجوان باهوش و نکته سنج است. اگر هر جایی از داستان ما احساس کند نویسنده او را فریب می‌دهد و یا او را کم‌هوش فرض می‌کند، و حتی بتواند مرحله بعدی رفتارهای شخصیت‌ها و روند داستان را حدس بزند ارتباط نمی‌گیرد. در حوزه داستان طنز نیز تمامی‌این موارد صادق است.

پس گام دوم در نوشتن داستان و خلق شوخی برای نوجوان این است که مدام باید او را غافلگیر کرد. نوجوان امروز به سادگی راضی نمی‌شود پس برای جذب او باید مطابق سلیقه او کار ارائه داد.

گام سوم نوشتن یک داستان طنز نوجوان، خلق قهرمان و ضدقهرمان است.

نوجوان در تمام لحظات زندگی اش به‌دنبال الگو و قهرمان است و ما به عنوان نویسنده موظفیم برای او قهرمان خلق کنیم، در گامی فراتر، به جرئت می‌توان گفت نوجوان امروزی خواهان ضدقهرمان نیز هست. و حتی جذب شخصیت منفی داستان نیز می‌شود.

ساختار فکری نوجوان در این دوره سنی، به‌دنبال تثبیت خود و مقبولیت و پذیرش اجتماع است. او به شدت خواهان دیده شدن و جلب توجهِ گروه همسالان خود است. در مقابلِ والدین خود، ادعای استقلال فکری و عملی دارد و در این راه، تابوشکنی یا جسارت را می‌پسندد.

هر چه ما قهرمان و یا ضدقهرمان مان را موردپسند نوجوان بپروریم، آن‌ها شخصیت خلق شده داستان ما را راحت تر می‌پذیرند.

باید توجه‌داشته باشیم که ویژگی‌های ضدقهرمان داستان ما، هنجارها و خطوط قرمز قانونی را نشکند. به عبارتی الگویی دسترس پذیر و باورپذیر با اندکی جسارت و کارهای غیرمعمول باشد، نه شخصیتی قانون شکن و هنجارشکن که پیامدهای رفتارش به خود و جامعه آسیب بزند.

هفت گام برای نوشتن داستان طنز نوجوان

گام چهارم در نوشتن داستان طنز نوجوان توجه او به روابط عاطفی و رمانتیک عالم نوجوانی است.

علاقه‌مندی نوجوان به ماجراهای احساسی در داستان‌ها غیرقابل انکار است. در داستان‌های طنز نیز می‌توانیم نوجوان را با یک ماجرای عاطفی خنده‌دار و حتی مضحک درگیر کنیم و رسالت طنز در این گونه موارد این است که به نوجوان متذکر شود فراتر از این مرز، به تباهی می‌انجامد.

همچنین ارزش‌ها و ضدارزش‌ها برای مخاطب نوجوان مشخص باشد و با زبانی شیرین یادآور شویم که احساسات پاک و به اصطلاح بی شیله پیله او ارزشمند است ولی نباید آن را با کشش‌های جنسی آلوده کرد.

اگر ماجرایی احساسی بين نوجوان و جنس مخالف او را در داستان خود گنجاندیم، باید در قالب موقعیت‌های کمدی، شیطنت‌ها و دردسرهایش را پررنگ کنیم و با زبانی طنز به نقد پیامدهای آنها بپردازیم.

گام پنجم در نوشتن داستان طنز نوجوان، آشنایی با ادبیات نوجوان امروز است. ما باید سعی کنیم از دایره اطلاعات او آگاهی نسبی داشته باشیم. علاقه مندی‌های نوجوان در رشته‌های ورزشی، هنری، سینما و موسیقی را بشناسیم تا او به عنوان مخاطب بتواند ارتباطی میان دنیای خود و دنیای خلق شده‌در داستان بیابد و با ما همراه شود.

گام ششم، شخصیت پردازی در داستان طنز است. در خلق شخصیت طنز برای نوجوان، ما باید شخصیت‌هایی نزدیک به‌دنیای امروز او ولی با ویژگی‌های عجیب و خارق العاده داشته باشیم.

به اصطلاح باید بتوانیم برای نوجوان تیپ سازی کنیم. معمولا این مورد این‌گونه توصیف می‌شود که شخصیت محبوب داستان طنز ما، یک تکه کلام، یک ویژگی عجیب در ظاهر و یا یک عادت خاص کمدی دارد و این ویژگی کمک می‌کند تا در ذهن نوجوان برجسته شود.

گام هفتم و مهم ترین ویژگی در خلق داستان طنز برای نوجوان استفاده از تکنیک اغراق است. سراسر یک داستان طنز نوجوان باید اغراق و بزرگنمایی باشد.

نوجوان باید جذب ماجراهای غیرمعمولی و اغراق شده‌در داستان شود. هرچه ما اتفاقات ساده و معمولی روزمره را در داستان خود غیرمعمولی و غیرعادی ترسیم کنیم در نوشتن داستان خود موفق تر عمل خواهیم کرد.

از نمونه‌های داستان طنز نوجوان می‌توان به کتاب «جام جهانی در جوادیه» اثر داوود امیریان، کتاب «خاطرات یک خون آشام عاشق» و «هویج بستنی» از فرهاد حسن زاده اشاره کرد که مورد استقبال نوجوانان قرار گرفته‌اند.

در این حوزه آثار ترجمه بسیاری مشاهده می‌شود که اغلب نیز بسیار پرفروش و با اقبال زیاد توسط نوجوانان روبرو هستند. مانند مجموعه کتاب‌های «خانه‌درختی»، «تام گیتس»، «خاطرات یک بچه چلمن» و بسیاری دیگر.

پرسشی که اینجا مطرح می‌شود این است که این کتاب‌ها چقدر منطبق بر فرهنگ و عرف جامعه ما تألیف شده‌اند و نباید از میزان تاثیر آن‌ها بر قشر نوجوان غافل بود.

پایان

سایر مقالات دفتر طنز را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید