با آمدن بهار ما گل کرديم
ياد از گل و مرحومه بلبل کرديم
با وعده اينکه ميرسد فروردين
سرماي سه ماه را تحمل کرديم
از جانب ابر چونکه در تحريميم
چنديست که با چاه تعامل کرديم
از جوش و خروش ماه نوروز همه
تبخير شديم بسکه قلقل کرديم
تا يکذره درد کمتري حس بکنيم
در لحظه تزريقِ بلا شل کرديم
هي فال گرفتيم و بد آمد، بعدش
با همت بيشتر تفأل کرديم
امسال که هفتسينمان سکه نداشت
فکر سمنو و فکر سنبل کرديم
چون خرج مسافرت بهشدت بالاست
يکگوشه نشستيم و توکل کرديم
تا روحيهمان کمي دگرگون بشود
با تکتک فاميل تعامل کرديم
از بس که تعارفات کردند به زور
يکعالمه آجيل تناول کرديم
با هفت عدد چاي که رويش خورديم
اين هاضمه را به شدت اسکل کرديم
چون بچه صابخانه عيدي ميخواست
هي پا نشديم، هي تعلل کرديم
در آخر داستان هم از ناچاري
عيدي دو عدد ماچ تبادل کرديم
*
امسال شبيه سالهاي پيش است
هرچند تقاضاي تحول کرديم
انگار که کارمند يعني که همين
با کوشش مستمر تنزل کرديم


