نمازی به وقت بدهکاری
نویسنده: هادی مومن
سجاده را که پهن میکنم. چشمم که به ۱۰۰ عدد دانه تسبیح می افتد ۱۰۰ میلیون وامی که گرفتم جلوی چشمم ظاهر میشود قسط ۷ میلیونی را چه کنم؟
«۳ رکعت نماز مغرب الله اکبر»، آخ یادم نبود ۳ میلیون به اصغر بنا برای تعمیر ماشین بدهکارم.
«بسم الله الرحمن الرحیم» ای بابا «رحمن» مدیر ساختمان ۲۹ بار برای شارژ پیام داده. بهتر است سر نماز فکرش را نکنم.
نمازی به وقت بدهکاری
سوره حمد را میخوانم. «اهدنا صراط المستقیم»، دیشب اصغر زنگ زد و «مستقیم» گفت: «چه غلطی کردم ضامنت شدم ۱۲ ماهه دارم قسطاتو میدم حداقل آخریشو خودت بده». خیر سرش فامیل است مگر از نوه عموی پدر نزدیکتر داریم؟
«ولضالین» را که گفتم یاد حسین قصاب «گمراه» افتادم که هیچ بویی از آخرت نبرده. پریشب به من گوشت نداد و گفت اول ۹ میلیون را تسویه کن.
«الله اکبر» یاد «اکبر» آقا بقال افتادم. آدم خوبی است با اینکه حساب دفتریام از از ۱۵ میلیون گذشته باز هم به روی خودش نیاورد. فقط گفت: فلانی میبینی مردم چقدر بد حساب شدن؟
به رکوع میروم: «سبحان ربی» بیچاره «سبحان» برادرم که وقتی زمین ارثیه را ۵ سال پیش فروختم فراموش کردم سهمش را بدهم و هنوز هم در فراموشی هستم.
رکعت دوم را شروع میکنم، نمیدانم به سجده رفتم یا نه؟
حمد و سوره را طوری میخوانم که افکار قبل تداعی نشود. به قنوت میرسم.
«ربنا آتنا» وای «آتنا» خواهر زنم که دائم به خانه ما میآید و از شوهر نکبتش تعریف میکند و عیال که یک سره او را به سر من میکوبد.
قنوت را تمام کرده فورا خودم را به تشهد و سلام میرسانم.
وقتی «وحدهو لاشریک له»، را میگویم یادم میافتد که شریک نامردم سهیل چرا ۲۰۰ هزار تومن سود سهام را واریز نکرد؟
«السلام علیکم و رحمت الله و برکاته». ای بابا رحمت پدرزنم هم گفت تا آخر ماه از خانه بلند شو ولی کور خوانده من بلند بشو نیستم.
نماز تمام میشود؛ راستی دو رکعت خواندم یا سه رکعت؟
پایان
برای مطالعه سایر مطالب اینجا کلیک کنید



