بنیامین‌تَر از نتانیاهو

بنیامین‌تَر از نتانیاهو

بنیامین‌تَر از نتانیاهو

نویسنده: بنیامین کلاچاهی ثابت

پنجاه و هشت هزار و هفتصد و چهل و سومین کپی‌ای که برای کارهای اداری از کارت ملی‌ام گرفتم، سرنوشتی مشابه با هزار و هفتصد و چهل و دوتای آخری داشت؛ کارمندِ بخش بیمه‌ی اداره، اسم کوچکم را خواند: «بنیامین.» و ناخودآگاه یک «نتانیاهو!»ی ناجور را وصله‌ی آن کرد.

با دلخوری گفتم: «حالا اینقدر اسم این وحشی رو بعد از اسمِ ما میارید که ناچار می‌شیم بریم اسممون رو عوض کنیم.» مسئول کارگزینی از آن طرف در آمد که: «چرا شما ناچار بشی اسمت رو عوض کنی. اون جنایتکاره؛ باید اون رو مجبور کنیم اسمش رو عوض کنه!»

یکی از همکاران پرسید: «بگیم اون اسمش رو چی بذاره؟» مسئول کارگزینی گفت: «یه چیزی که بهش بیاد. مثلاً سگِ هار.»

حالا اینکه نتانیاهو بخواهد در آینده چه اسمی داشته باشد، نه دست اِداره ما است و نه دست خودش! و تصمیم‌گیری در این‌باره فقط در حوزه اختیاراتِ اداره ثبتِ‌احوال جهنم خواهد بود. اما نکته‌ای که مسئول کارگزینی اداره خودمان به آن اشاره کرد، برای من تعریف جمع‌وجوری از مفهوم «مقاومت» و چراییِ آن داشت.

پُر واضح است که من، بهادُری و چند ده هزار بنیامینِ دیگر در تمام عمر کسی را به شکل وحشیانه‌ای نَکُشتیم و حتی عملکرد ما در قبالِ یکی دو «بدون تو میمیرم‌!»ـِ غیرواقعی که در بُرهه‌هایی از زندگی شنیده‌ایم، مسئولانه‌تر از عملکرد سازمان ملل و شورای امنیتِ آن، در قبالِ آمار واقعی که از کشته‌شدن افراد بیگناه می‌شنوند، بوده است.

خب آیا چون یک جانیِ خلاق در جنایت و صاحبِ‌سبک در نسل‌کشی، قصد دارد کارنامه اعمال سیاهش را طوری تکمیل کند که نمره تمامِ جنایت‌کارهای پیش از خودش را روی نمودار ببرد، پس ما باید بیخیالِ اسمی شویم که با آن به دنیا آمدیم، برای احترام و آبرویش تلاش کردیم و دوستش داریم؟!

یا چون ریشه ابتدایی این اسم در تاریخ به پیش از ظهور اسلام برمی‌گردد، مالکیت آن را از ما مسلمان‌ها سَلب می‌کند؟ طبیعتاً جواب «خیر» است و یقیناً که برادرِ کوچک حضرت یوسف یعنی حضرت بنیامین نیز به استفاده ما از این اسم راضی‌تر است تا استفاده جنایتکاری مانند نتانیاهو از آن!

مسئله فلسطین از روز اول یک اینطور چیز روشنی بوده است. مردمی در این سر دنیا مشغول کار و زندگی روی زمین‌هایی بودند که خودشان و پدران و مادرانشان و پدربزرگان و مادربزرگانشان در آن به دنیا آمده بودند، برای احترام و آبروی سرزمینشان تلاش می‌کردند و آن را دوست داشتند.

مردمی که هیچ‌کدامشان عموزاده هیتلر نبودند و احتمالاً کمتر کسی در میانِ آن‌ها میتوانسته به این سوال با اطمینان پاسخ دهد که: «هیتلر با کسره روی لام تلفظ می‌شود یا ضمه روی آن!؟»

عده‌ای اما در آن سر دنیا خون‌بهایی که از هیتلر می‌خواستند را از این‌ها طلب کردند! تا اینکه حکومت مهربان و همیشه حاضر در صحنه‌ی انگلستان وارد عمل شد.

انگلستان که گاهی این مهربانی غیرقابل کنترلِ خود را از طریق استخراج منابع کشورهایی که توانِ استخراج منابعشان را نداشتند و گاهی با بر عهده گرفتنِ مسئولیتِ اداره خاک سرزمین‌های پهناور که اداره‌شان را برای حاکمشان سخت می‌دانست، نشان می‌داد، این بار مقدماتِ ورود بیشتر و بیشترِ صهیونیست‌ها به خاکِ فلسطین را مهیا کرد و همانطور که در دوران کرونا آموختید، از سویه‌های جدید یک ویروسِ مخرب، انتظاری غیر از آلوده کردنِ بخش‌های مختلف وجودِ میزبان نیست!

این وسط اما «مقاومت» نیز تا امروز به اَشکال مختلف ادامه داشته و دلیل آن احتمالاً صدایی است که در گوش فلسطینی‌ها و هر انسان (منطقی و) آزاده‌ای در دنیا سوالی مشابه با سوالِ اول متن، می‌پرسد: «چرا شما ناچار باشی خونه‌ت رو عوض کنی؟! اونا با کَلَک و جنایت وارد خونه شما شدند.»

پایان

برای مطالعه سایر مطالب اینجا کلیک کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید