ناپلئون در باغ زردآلو شکست خورد

ناپلئون در باغ زردآلو شکست خورد

ناپلئون در باغ زردآلو شکست خورد

نویسنده: بنیامین کلاچاهی ثابت

آورده‌اَند که روزی مردی به سکوی خطابه‌ی میدانِ شهر رفت و از مردم پرسید: «ای مردم! آیا می‌دانید که می‌خواهم به شما چه بگویم؟» مردم که منتظر یک سخنرانی پرمحتوا بودند، پاسخ دادند: «نه، نمی‌دانیم.»

مرد گفت: «تا وقتی نمی‌دانید، پس چه فایده که حرف بزنم؟» و از آن بالا، پایین آمد و رفت! روز بعد، دوباره به آنجا آمد و همان سوال را پرسید.

مردم که از ماجرای روز قبل درس گرفته بودند، این بار همگی با شوق گفتند: «بله، می‌دانیم!» مرد گفت: «خب، حالا که خودتان می‌دانید، دیگر چه نیازی است من بگویم!؟» و باز هم رفت!

حکایت بالا، حکایت من و فیلمنامه‌ی «ناپلئون در باغ زردآلو» است که یا چیزی برای گفتن نداشت و یا تا آنجایی که من دیدم و شنیدم، چیزی نگفت! فیلم جدید کارگردان کمدی خوب «اُکسیدان» از بند متهمین اِقتصادی زندان نیمه‌باز آغاز می‌شود و با نمایش مینی‌گلف بازی کردن و معامله اقتصادی و سفارش غذا از درون زندان، این اُمید را ایجاد می‌کند که با یک کمدی اِجتماعی قابل قبول مواجه شویم؛ اُمیدی که به واسطه‌ی در نظر نگرفتن منطق روایی، خیلی زود رنگ می‌بازد.

ناپلئون در باغ زردآلو شکست خورد

«امیر جعفری» و «سعید آقاخانی» که ظرفیت خنده گرفتن آن‌ها از مخاطب آثار کمدی بر کسی پوشیده نیست، در نقش دزدهایی ظاهر شده‌اند که بعد از سرقتِ آسان و عجیب نقاشی‌های موزه، تصمیم دارند با هویت جعلی از کشور خارج شوند.

ممنوع‌الخروج بودن یکی از آن‌ها به دلیل شکایت مهریه از صاحب آن هویت جعلی، آن‌ها را با مشکل روبه‌رو می‌کند و داستان همینجا قفل می‌شود! به نحوی که چرایی اضافه شدن شخصیت‌ها و ماجراهایی که هیچکدام کمکی به پیشبرد قصه نمی‌کنند، مخاطب را خسته می‌کند.

صدالبته که اثر جدید کارگردان فیلم خوب «فرشته‌ها با هم می‌آیند.» مشکلی در قاب‌بندی و فیلم‌برداری و صداگذاری و تدوین و سینه‌موبیل و باتشکر از… که هیچکدام‌شان حوزه ارزیابی اینجانب نیستند، ندارد. اما اِشکال فیلم به همان حوزه‌ای برمی‌گردد که تماشای «ناپلئون در باغ زردآلو» را به خاطر آن انتخاب کردم: حوزه طنز و ژانر کمدی.

در یک جمله سطح طنز فیلم، لَشکر ناپلئون بود و خنداندنِ مخاطب، جنگ واترلو! حاضرین در سالنِ سینما به مراتب از حاضرین در سالن پذیرایی مراسم چهلمی که روز قبل در آن شرکت کرده بودم، عبوس‌تر بودند و به نظر می‌رسید هیچکسی با بغل دستی خودش هم شوخی نمی‌کند.

فیلمی که مقاومت من برای عدم ترک سالن سینما را در هم شکست تا از رها کردن یک ربع پایانی آن در اِزای جلو زدن در صف فلافل راضی باشم!

اگر شکست ناپلئون در واترلو، تبعید وی به جزیره سنت‌هِلن را در پی داشت، شکست ناپلئون در باغ زردآلو و کمدی‌های مشابه آن، تبعید مخاطب کمدی از سینماها را در پی خواهد داشت. مخاطبی که شاید دفعه بعد ترجیح دهد به جای بلیط سینما، نیم کیلو زردآلو بخرد!

پایان

نقد و بررسی سایر برنامه‌های سینما و تلویزیون را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید