سيدعلي ميرفتاح، نويسنده، روزنامهنگار و طنزپرداز با ذکر اين مطلب که در عرصه مطبوعات به دليل مقتضيات مطبوعات و طنز بايد تاوان مطايبه و شوخي را پرداخت درحالي که همواره افراد از زبان طنز و مطايبه استفاده ميکنند تا ضرر کمتري را متحمل شوند، گفت: در اين سالها متوجه شدم هنوز اتفاق نظري درباره تعريف طنز وجود ندارد و حتي افرادي که کار طنز هم ميکنند تلقي متفاوتي از اين موضوع دارند.
وي افزود: در مطبوعات رسم بر اين است که سوتي يک مسئول را طنز ميکنند و افراد زيادي هم هستند که به اين شيوه مينويسند. حال سوال اين است که با اين تعريف طنزپردازان بايد منتظر بمانند تا مسئولي گاف بدهد و بعد طنز بنويسند و در غير اين صورت اگر همه چيز به سامان بود طنز تعطيل ميشود؟!
ميرفتاح با تصريح اين نکته که اگر طنز مطبوعاتي اين است ما نمونه بدون مرز و خط قرمز آن را برخي برنامههاي ماهواره ميبينيم، اظهار کرد: با چنين اوصافي آيا اين نهايت هدف طنز است که تنها به سوتيها بپردازد و مردم را بخنداند و مسئول را از خود عصباني کند؟ بسته شدن روزنامهها به دليل طنز متوجه عدم تحمل مسئول است يا روند نادرست طنزپرداز؟
وي تصريح کرد: در ايران چون احزاب کارکرد خود را از دست دادند و روزنامهها بخشي از اين فعاليت را برعهده گرفتند و طنزپرداز هم در همان جهت مينويسد و وظيفه دارد طرف مقابل را کوچک کند. هيچ جاي دنيا تحمل اين مسئله را ندارد و وقتي مسئولي را عصباني ميکنيم معلوم است از کوره در برود و در نهايت اشکالاتي به وجود آيد.
ميرفتاح با يادآوري اينکه سعدي در زمان خود در مقابل شخصيتي چون هلاکو مغول ميايستد و حرف خود را ميزند و با زبان مليح او را متوجه اشتباهات خود ميکند و اتفاقي هم براي او نميافتد، ابراز کرد: الان به يک مدير درجه هشت هم نميتوان نقد وارد کرد و گفت دوره رياست ميگذرد. بايد ديد سعدي چه رويهاي را پيش گرفته بوده که ميتوانسته در برابر يک مغولزاده به راحتي حرف خود را بزند آنهم درحالي که به راحتي دستور قتل صادر ميشده است.
وي خطاب به طنزپردازان عنوان کرد: بايد فضاي جامعه را تلطيف کرد و طنزپرداز ميتواند اين کار را انجام دهد و افراد را از خر غضب پايين بيارود نه اينکه فرد را عصبانيتر کند.
ميرفتاح تصريح کرد: ايراد از ما طنزپردازان است که نتوانستيم زبان فارسي را طوري پروش دهيم و توانايي پيدا کنيم که حرفهايمان را بدون پرداختن تاوان بزنيم. البته برخي از ما اين زبان را پيدا کردند و بارقههايي از اميد مدتي بوجود آمد اما باز به فراموشي سپرده شد.
وي افزود: کيومرث صابري فومني در زمان خود درباره رئيسجمهور و وزير و … طنز نوشت و حتي با آنان ارتباط برقرار کرد. حافظ با آيات قرآن شوخي کرد و هيچ اتفاقي نيافتاد در حالي که فقهاي آن زمان به شدت سختگيرتر از الان بودند.
اين روزنامهنگار با ذکر اين نکته که بايد شرايط و تغيير زمان و روحيات مردم براي نوشتن طنز مورد توجه قرار گيرد، گفت: در گذشته شاهان حاجب داشتند اما امروزه خبرنگار ميتواند به راحتي با مسئولان حرف بزند رسانه او روزنامهاي با تيراژ بالاست و مخاطب ميليوني دارد. از همين رو بايد در نوشتههاي خود اشارهاي هم به مسئولان داشته باشد چون متن او را علاوه بر مردن مسئولان هم ميخوانند.
وي تاکيد کرد: در شرايط کنوني بايد گشت و کوره راهي براي نوشتن طنز خود پيدا کرد که براي نوشت آن هزينهاي نپرداخت و در عوض به اصلاح جامعه پرداخت. چراکه طنزپرداز يک مصلح اجتماعي است.
ميرفتاح ادامه داد: طنزپرداز نبايد عصباني شود و حرص بخورد چون روي طنزي که مينويسد اثر ميگذارد و ديدهايم که طنز بهترين طنزپردازان هم زمان عصبانيت بد و بينمک شده است.


