مولیر که بود و چه کرد؟

مولیر که بود و چه کرد

مولیر که بود و چه کرد؟

نویسنده: محمد تسلی بخش

ژان مولیر که اسم اصلی‌اش طولانی‌تر است و من حالش را ندارم به شما بگویم، نمایشنامه‌نویس فرانسوی است که احتمالا تاثیرگذارترین کمدی نویس جهان محسوب می‌شود. آثار او با وجود کم و کاستی‌هایی که داشته ولی به الگویی برای کمدی‌های بعد از خودش تبدیل شده است.

ردپای آثار مولیر را به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در بسیاری از نمایش‌های کمدی بعد از خودش، فیلم‌های کمدی‌هالیوودی، حتی کارتون‌هایی مثل «دارکوب زبله» و «بانی خرگوشه» و البته نمایشنامه‌های تخته حوضی ایرانی می‌شود پیدا کرد.

عمق داستانی و پیچیدگی‌های روایی در آثار مولیر کم است. اما تیپ‌سازی مخصوص کمدی، جنس شوخی‌ها و به خصوص نوع مکالمات بامزه شخصیت‌ها با یکدیگر؛ نقاط برجسته و تاثیر گذار کار او هستند. انتخاب فضای داستانی ساده‌تر و قصه‌هایی که به مردم عادی نزدیک‌تر باشند هم از ویژگی‌های آثار اوست.

«خسیس»، «حقه بازی‌های اسکاپان»، « ماجرای طبیب اجباری»، «بیمارخیالی»، «ریاکار»، «ازدواج اجباری» و… مهمترین نمایشنامه‌های کمدی مولیر هستند. البته دوتای اولی از بقیه شهرت بیشتری دارند.

«خسیس» ماجرای پیرمرد خسیسی را روایت می‌کند که سر پیری می‌خواهد تجدید فراش کند. و «حقه بازی‌های اسکاپان» داستان شخصیتی کلک و پر از شیشه خرده است که تصمیم گرفته آدم خوبی شود و دست از حقه بازی بردارد اما وسوسه ولش نمی‌کند. پس تصمیم می‌گیرد از کلک‌ها و حقه‌هایش در راه کمک به دوستانش استفاده کند.

مولیر که بود و چه کرد؟

نمایشنامه‌های تخته حوضی ایرانی تاثیر زیادی از مولیر (به خصوص دو نمایشنامه مشهورش) گرفته اند. اما از آنجایی که هنر نزد ایرانیان است و بس، تغییرات جالب توجهی هم نسبت به آثار او ایجاد کرده اند.

مهمترین این تاثیرات و تغییرات ترکیب این دو نمایشنامه مهم با هم است که باعث به وجود آمدن نمایش‌هایی مثل حاکم و تلخک، مبارک و اوستا، و سیاه و میرزا شده است.

حتی بعدها شخصیت‌های تئاتری و جدیدتری مثل عبدلی (با بازی جواد انصافی) و آقا رشید (با بازی قدرت الله ایزدی) و شخصیت رادیوی محبوب «دست و دل باز» (با اجرای منوچهر نوذری) هم از دل این نمایش‌ها بیرون آمده‌اند.

در اکثر این نمایش‌ها، یک نقش منفی شبیه  به «هارپاگان خسیس»  حضور دارد و کمدین اصلی نقشی شبیه به «اسکاپان بازیگوش» را اجرا می‌کند. ترکیب این دو شخصیت متفاوت در یک نمایش واحد، باعث ایجاد شوخی و بده بستان‌های بیشتر شده و یک نوع کمدی دو نفره مخصوص ایرانی را ساخته است که فضای مناسب برای بداهه پردازی هم ایجاد می‌کند.

البته در نمایش ایرانی‌ها شخصیت بازیگوش از لطافت و احساسات بیشتری برخوردار است و رگه‌ها مثبتش بیشتر و بدجنسی اش کمتر از اسکاپان است.

ضعف مهم آثار مولیر یکی خارج شدن گاه و بی‌گاه داستان از مسیر منطقی است. (مثلا معلوم نیست که چرا یک آدم تا این حد خسیس می‌خواهد با یک دختر جوان و فقیر ازدواج کند) و یکی هم پایان بندی‌های بزن در رویی و فیلم هندی مانندش است که البته در کمدی‌های قبل از مولیر حتی آثار شکسپیر هم رواج داشته است.

معمولا در آخر این کمدی‌ها، همه آدم‌ها به شکل عجیبی با هم فامیل و قوم خویش از آب در می‌آیند و همه کدورت‌ها رفع می‌شود. جالب این است که همین نقص‌ها به نمایش‌های تخته حوضی هم راه یافته و اکثر کمدی‌های ایرانی پایان بندی و روند داستانی قوی و محکمی‌ندارند به طوری که مرحوم جمالزاده معتقد بود بهتر است به جای نمایشنامه به آن‌ها خنده‌نامه بگوییم چون متن آنها با اصول تئاتر حرفه‌ای تفاوت زیادی می‌کند.

آن طور که نقل کرده اند مولیر در هنگام بازی در آخرین نمایشنامه کمدی اش (بیمار خیالی) واقعا بیهوش می‌شود و کمی بعد از دنیا می‌رود.

پایان

بخش «طنزپردازان» دفتر طنز را دنبال کنید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید