شناخت مهمل نویسی با متانت تمام

شناخت مهمل نویسی با متانت تمام

شناخت مهمل نویسی با متانت تمام

نویسنده: سمیه رستمی

«یه مرده، می‌خوره به نرده؛ برمی‌گرده!» این فاجعه‌ی کلامی، شوخی بسیار بامزه‌ای بود که ممکن است شما هم از زبان اغلب شوهر عمه‌ها و خودِ بامزه‌پنداران شنیده باشید. لبخندی که در پی این نوع شوخی‌ها متولد می‌شود، حاصلِ غافلگیری ناشی از شدتِ بی‌مزگی، اما درعین‌حال، ناشی از توقعِ خندیدنِ مخاطب است.

 این لاطائلات به طرز غیرقابل‌باوری برای خودشان نوعی شوخیِ تکنیکال محسوب می‌شوند. تکنیکی که در این شوخی‌ها به‌کاررفته، «مهمل نویسی» نام دارد؛ تکنیکی بسیار، بسیار کم‌کاربرد.

ازآنجاکه تکنیک‌های پرکاربرد بسیار توضیح داده شده‌اند، تهِ بارِ آموزشِ تکنیک‌های طنزنویسی به بنده رسیده است. به‌هرحال، تکنیک برکتِ خداست! پرکاربرد یا کم‌کاربرد ندارد؛ هر تکنیکی که پیدا می‌کنیم باید جوری توضیحش بدهیم که از اصل «آشنازدایی» بهره بگیریم؛ انگار که خودمان همین لحظه آن را ابداع کرده‌ایم.

اگر بخواهیم ادای آموزش‌های آکادمیک را در بیاوریم، ابتدا باید معنای لغات را توضیح دهیم؛ یعنی اینکه بگوییم کلمه «مهمل» یعنی: پرت‌وپلا، چرت‌وپرت، خزغبل، لاطائلات، دری‌وری و ازاین‌قبیل! و «نویسی» هم که خودِ نوشتن است.

مهمل نویسی

مهمل نویسی در چهار گونه شوخی‌سازی استفاده می‌شود:

۱. فکاهه

در فکاهه، کلمات فارسی که دارای ریتم و آهنگ هستند را ردیف می‌کنیم. این کار هیچ نقطه کانونی و پیام خاصی را منتقل نمی‌کند؛ مگر سعی در بامزه نشان‌دادن گوینده و شکنجه‌کردن مخاطب برای خندیدن (درحالی‌که جمله اصلاً نکته خنده‌داری ندارد).

این همان کمدیِ پوچ و بی‌معنا اما ریتمیک است؛ جایی که خواننده انتظار دارد حاصلِ کنار هم چیدن کلماتِ هم‌قافیه، معنایی در پی داشته باشد، اما ناگهان متوجه می‌شود که ایستگاهش را اشتباه گرفته است! برای نمونه، می‌توان به همین شوخی جذاب و نوستالژیکِ «نرده و مرده و برمی‌گرده» اشاره کرد.

۲. طنز

شوخی که از ردیف‌کردن کلماتی در ظاهر به هم مرتبط اما در باطن بی‌معنا ساخته می‌شود تا درون‌مایه «پوچی» را نشان دهد. این‌ها غالباً طنزهای سورئال هستند و در راستای نمایشِ اضطراب از دنیای مدرن و فروپاشی باورهای غلط اما عمیق و ریشه‌دار به کار گرفته می‌شوند. نمونه بارز آن، کتاب «بی بال و پر» اثر استاد وودی آلن است.

۳. هجو

از آنجا که «مهمل» یعنی سخنِ بیهوده، در هجو نیز نقطه کانونی و هدف اصلی، همان حرف‌های بیهوده است؛ اما این بار با بسته‌بندی شیک، مجلسی و برند خارجی ارائه می‌شود!

در واقع، حرف خاصی در کار نیست، یا اگر هست، گوینده آن فردِ خاصی نیست، بلکه او سعی دارد با کلمات دهان‌پرکن و واژه‌پردازی، خودش را خاص جلوه دهد. نویسنده در هجو با استفاده از مهمل نویسی، می‌خواهد حماقت و محتوای پوچی را که با رنگ‌ و بوهای پرزرق‌ و برق عرضه می‌شود، نقد کند.

البته این مورد اصلاً در کشور ما یافت نخواهد شد! این خارجی‌ها هستند که هنگام صحبت از کلمات بیگانه و غیر مادری استفاده می‌کنند تا نشان بدهند «پشمی به کلاهشان هست»؛ اگرنه این‌جور اتیکت‌ها به ایرانی جماعت نمی‌چسبد و کلاً معاذالله از این تهمت!

۴. هزل

به کار بردن تکیه‌کلام یک شخص خاص برای ریشخند کردن او و تخریبِ شخصِ «مهزولٌ به» است. نمونه این تکنیک را می‌توان در دیالوگ‌های «سمیرا» دید؛ زمانی که فردی کلمه‌ای را به‌تازگی یاد می‌گیرد و با مناسبت و بی‌مناسبت آن را به کار می‌برد.

میان مهمل نویسیِ خلاقانه و پرت‌وپلاگوییِ جدی، مرز باریکی وجود دارد. بسیار مهم است که مخاطب متوجه نوع شوخی و «تعمدی بودنِ» این پرت‌وپلاگویی بشود؛ وگرنه این احتمال وجود دارد که متن را جدی تلقی کند و نام نویسنده به‌عنوان یک «پرت‌وپلا نویس» در ذهنش حک شود.

لحن این تکنیک باید کاملاً جدی باشد؛ تناقض اصلی از همین لحنِ فاخر و فرهیخته در ادای مطلبِ مهمل و احمقانه ایجاد می‌شود. یکی از بی‌نظیرترین نمونه‌های مهمل‌نویسی را می‌توان در کتاب «خاطرات حسن‌علی خان مستوفی» اثر آقای زرویی پیدا کرد.

لحن نویسنده کاملاً جدی و باوقار است، اما خاطرات، پرت‌وپلاهای جهانگردِ قاجاری از ملاقات با افراد و وقایع تاریخی است که از نظر زمانی غیرممکن است جناب حسنعلی‌خان با همه آن‌ها ملاقات کرده باشد! جوری که مخاطب ممکن است تا لحظه آخر، در شک میان واقعیت و فانتزیِ جنون‌آمیز معلق بماند.

به یاد داشته باشید: در مهمل نویسی، استفاده از کلمات موزون و تکنیک «واژه‌آرایی»، بارِ شوخی را افزایش می‌دهد و اینکه: مهمل بنویسید، اما آگاهانه؛ وگرنه خودتان می‌شوید همان شوهرعمهِٔ قصه!

پایان

سایر مقالات دفتر طنز را بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید