جفت پوچِ مهران مدیری؛ نقدی بر برنامه گل یا پوچ و فیلم ساعت ۶ صبح
نویسنده: بنیامین کلاچاهی ثابت
روزگار غریبی است، نازنین! استاد کیانوش عیاری، کمدی میسازد و استاد مهران مدیری، درام اما این به معنای ترک عادت هیچ کدام از این اساتید نیست. چرا که اولی ما را از باب وقت و هزینه تلف شدهمان برای «ویلای ساحلی» میگریاند و دومی ما را برای وقت و هزینهای که در «ساعت 6 صبح» صرف میشود، به خنده وا میدارد.
مهران مدیری به عنوان فوق ستاره تیم کهکشانی کمدی دهه 80 تلویزیون آنقدر محبوبیت کسب کرد که نه فقط مردم عادی، بلکه خودِ هنرمندان محبوب هم از مواجهه با او ذوق میکردند (و میکنند).
با این وجود از انتخابهای او اینطور برداشت میشود که وِی از این جایگاه مهم راضی نبوده و به دنبال اثبات خود به عنوان چیزی بیشتر از یک کمدین بزرگ و باهوش بوده است. شاید او هیچوقت از خودش نپرسیده آیا در دنیای هنر، جایگاهی بالاتر از سلطنت بر کمدیهای اجتماعی کشوری چون کشور ما هم وجود دارد؟!
او تیم همیشه قهرمان خود در دنیای کمدی را ترک کرد، چونانکه فوق ستاره محبوب رئال مادرید، کریستیانو رونالدو، تیم همیشه قهرمان خود در قاره اروپا را ترک کُنَد و بعد ژانر کمدی را ترک کرد، چونانکه فوتبالیست معروف به قارهای دیگر رفته باشد.
هر دو هنوز زیر ذرهبین هستند؛ هر دو هنوز پرطرفدارترین هستند؛ هر دو هنوز فرصت اوج گرفتنِ دوباره به اشکال دیگر را از دست ندادهاند و اما هر دو در حال حاضر به تلاش برای مخدوش کردن خاطرات خوب مردم از خودشان مشغولند.
آقای مدیری که این روزها فیلم جدیدش با عنوان «ساعت 6 صبح» در سینماها اِکران شده، در قامت مجری یک مسابقه رئالیتیشو با عنوان «گل یا پوچ» در شبکه نمایش خانگی نیز دیده میشود.
برنامهای که همین است! چند نفر (با اضافه کردن چند کارت) با هم گُل یا پوچ بازی میکنند. اوج افتخار سازندگان این برنامه هم کُپی نبودن آن از نمونهای خارجی است.
سازندگان گل یا پوچ این نکته را در نظر نگرفتهاند که هیچ مُصَححی برای قدردانی از تقلب نکردن شما به برگه امتحانی خالیتان نمره عالی نخواهد داد! اگر ایرانی بودنِ ایده کافی بود که مسابقه زنگ در خانه مردم را زدن و فرار کردن هم یک ایده کاملاً اصیل ایرانی محسوب میشد. (حالا که نوشتم، حتی این مسابقه هم از مسابقه گل یا پوچ، مهیجتر به نظر میرسد.)
همچنین سازندگان این رئالیتی شو از زمان طولانی طراحی بازی و 9 ماه تمرین شرکت کنندگان برای یادگیری آن میگویند.
مدت زمانی که از فاصله جراحی کتف تا کسب مدال المپیک توسط پهلوان حسن یزدانی هم یک ماه بیشتر است! و در صورت صحت میتواند برای همیشه بر ادعای «ایرانیها باهوشترین مردم دنیا هستند.» خط بُطلان بکشد.
اگرچه نقش مهران مدیری در این اثر به اجرای برنامه محدود میشود اما اجرای آن حتی برای چون منی که در مواجهه با دوربین فیلمبرداری در مجالس عروسی هم با چالش روبهرو هستم، (با کیفیت تقریباً برابر) امکان پذیر است.
اگر آقای مدیری در مسابقه گل یا پوچ فقط مجری است اما در فیلم ساعت 6 صبح، ایشان همه کاره فیلم است. نویسنده، کارگردان، طراح صحنه و بازیگر این اثر که هر کسی موفق به تماشای آن تا پایان نمیشود، فیلمی ساخته که میخواسته هر چیزی باشد، جز کمدی اما نتیجه خوبی نگرفته است.
در خلاصه فیلم آمده «دختری که قرار است پنج، شش ساعت دیگر در فرودگاه باشد تا برای سه، چهار سال آینده در تورنتو دکترای فلسفه بخواند، به یک مهمانی خداحافظی پیشبینی نشده دعوت میشود.» سپس حضور پلیس باعث میشود دختر در کانال کولر مخفی شود تا از پرواز شش صبح فردا جا نماند.
به طور خلاصه اما میتوان از ادبیات آقای مسعود فراستی کمک گرفت و گفت هیچ چیزِ این فیلم در نمیآید. هیچ چیز به جز پدرِ مایی که میخواهیم از منطق روایی آن سر در بیاوریم.
البته لازم به ذکر است بخش زیادی از کسانی که فیلم را کامل دیدهاند از بخش پایانی آن راضی بودند و (اگر صرفاً قصد گرفتن حال ما که فیلم را تا انتها ندیدیم، نداشته باشند.) این بخش از فیلم را هیجان انگیز و غافلگیرکننده توصیف میکنند.
برنامه گل یا پوچ را میتوانید از فیلیمو تماشا کنید.
پایان
برای مطالعه نقد و بررسی سایر فیلمهای کمدی اینجا کلیک کنید.



