محمدحسن حسامي محولاتي: طنز فحش نيست

 

عصر ديروز چهل و پنجمين مراسم دگرخند با حضور «محمدحسن حسامي محولاتي» و «گيتي صفرزاده» سربير نشريه گل‌آقا در تالار شماره دو انديشه واقع در حوزه هنري برگزار شد.
به گزارش خبرنگار دفتر طنز، در اين نشست که با محوريت بررسي کتاب حسامي محولاتي با عنوان «رنگين‌کمان طنز» برگزار شد، مهدي فرج‌اللهي؛ مجري برنامه به نقل از مقدمه کتاب رنگين‌کمان طنز به معرفي حسامي محولاتي پرداخت و در وصف وي گفت: استاد محولاتي در ساعت 7 تاريخ 7/7/1307در روستاي عبدل‌آباد محولات از توابع تربت حيدريه در خانواده‌اي مرفه روحاني به دنيا آمد. وي با نام‌هاي مستعار محولاتي، قلقلکچي، قل‌قل و بچه دهات در نشريات زيادي چون توفيق، خراسان و گل آقا طنز نوشته است.
در ادامه دگرخند، حسامي محولاتي با تاکيد بر اينکه با زبان طنز مي‌توان تندترين انتقادات و حتي تلخ‌ترين وقايع و فجايع را بازگو کرد، گفت: «سال 54 آتش سوزي در مکه اتفاق افتاد. منا آتش گرفت و 5 هزار حاجي که در آنجا حضور داشتند دچار سوختگي شدند. صحنه مانند روز محشر شده بود و همه با لباس‌ها و کفش‌هاي سوخته باز مي‌گشتند. من سرپرست حجاج ايراني بودم و همه مسئولان وحشت کرده بودند. گفتم حالا وقتش است که با طنز اوضاع را کمي آرام کنم وگرنه همه‌شان سکته مي‌کنند. فورا شعري گفتم با اين مضمون که حاجيان دو دسته شدند، يک دسته حاجي پخته و يک دسته حاجي خام. همه به اين شعر خنديدند و کمي جو آرام شد.»
وي افزود: «دوران کودکي در روستا نيز چند خان داشتيم که واقعا مردم را اذيت مي‌کردند و کسي هم جرئت نمي‌کرد حرفي به‌شان بزند. من هشت سالم بود و تنها کسي بودم که با زبان طنز مسخره‌شان مي‌کردم و اتقاقا از جانب خان تشويق هم مي‌شدم. براي حفظ فرمول‌هاي حساب و هندسه هم اول آن‌ها را تبديل به شعر و بعد شعر خودم را حفظ مي‌کردم.»
حسامي محولاتي با بيان اينکه کار خود را از سال 1329 با ستون «طنز، شوخي، خنده» در روزنامه خراسان شروع کرده است، ابراز کرد: «خوشحالم از وقتي که قلم به دست گرفتم تنها به اين فکر کردم که خواسته و نياز مردم چيست و براي انتقال اين خواسته‌ها به تمام گردن‌کلفت‌ها تاختم؛ از شهردار گرفته تا رئيس شهرباني.»
وي ادامه داد: «وقتي در روزنامه توفيق مي‌نوشتم هويدا نخست ويز وقت بود. روزي نبود که با او شوخي نکنيم و سر به سرش نگذاريم. او هم خيلي استقبال مي‌کرد. تا جايي که اگر دو روز سر به سرش نمي‌گذاشتيم از دفتر نخست‌وزير تماس مي‌گرفتند و مي‌گفتند نکند ما را فراموش کرديد! در زمان رياست جمهور فعلي هم تصميم گرفتم سعه صدر آقاي احمدي‌نژاد را بسنجم و اعلام کردم هر شب يک شوخي با ايشان مي‌کنم و تا جايي ادامه مي‌دهم که سکوت کنند. چرا که سکوت علامت رضاست. شعرهاي مختلفي گفتم مثل شعري با اين مضمون که هرکس نماز شب بخواند چهره او پرنور مي‌شود، با اين حساب معلموم است که رئيس‌جمهور حتي يک‌بار نماز شب نخوانده است! هرچقدر ايشان سکوت کردند من طنزهاي تندتري گفتم. تا اينکه بعد از يک ماه از نهاد رياست جمهوري تماس کرفتند و دو نفر براي تشکر به ديدارم آمدند و هديه‌اي هم دادند.
اين استاد طنزپرداز کشورمان تصريح کرد: «فرقي نمي‌کند چه کسي مسئول است. اگر افراد بدانند طنزپرداز سوء نيت ندارد حتما از طنز او استقبال مي‌کنند. چراکه طنز بهترين زبان بازگو کردن حقايق است.»
در ادامه اين نشست، گيتي صفرزاده درباره اوضاع نشريات طنز در کشور گفت: کتاب «رنگين‌کمان طنز» آقاي محولاتي تاريخچه خوبي از مطبوعات طنز در کشور و مشکلات و موضوعات به چالش کشيده شده ارائه مي‌دهد، که اتفاقا بعضي از آن‌ها مانند گراني در تمام دوران مشترک بودند.»
وي با اشاره به دوران‌هاي طلايي باز شدن فضاي سياسي مانند مشروطه و اوايل انقلاب اظهار کرد: «بايد توجه داشت که به قول آقاي محولاتي طنز «فحش» نيست و مطلب بايد طوري ادا شود که هم مخاطب شوخي آن را درک کند و هم خنده‌اي به روي لبانش بنشيند. چراکه در همين دوران طلايي هم مي‌بينيم نشريات طنزي چاپ شدند که نتوانستند بيشتر از يکي دو شماره به کار خود ادامه دهند. چراکه به اسم طنز هرچه خواستند نوشتند و بعد بسته شدند.»
نويسنده کتاب‌هاي «چگونه ترنج دانشمند شد» و «کمدي گل‌آقا» در ادامه دليل کمرنگ شدن قالب‌هاي چون بحرطويل که نمونه‌هاي فراواني از آن در شعر حسامي محولاتي قابل مشاهده است را از ايشان پرسيد و محولاتي پاسخ داد: «مردم الان خيلي از اين قالب استقبال نمي‌کنند و وقتي سليقه مردم عوض مي‌شود طنزنويس نيز به طبع خود را با اين سليقه هماهنگ مي‌کند.»
گيتي صفرزاده نيز يکي از علت‌هاي اين تغيير ذائقه را شلوغ و پرسرعت شدن زندگي مردم دانست و ابراز کرد: «در دنياي امروز انتقال يک مطلب از طريق پيامک کردن دوبيتي طنز آسان‌تر است و از همين رو مورد اقبال بيشتري واقع مي‌شود. اما مضامين همچنان همان موضوعات قبل هستند.»
محولاتي در ادامه در پاسخ به اين پرسش که چرا با توجه به عقبه طنز قوي که داريم نشريات طنز در سال‌هاي اخير موفق عمل نکردند، گفت: «توفيق براي همه يک دانشگاه بود و هرکسي اين دانشگاه را درک کرده و گذرانده باشد يقينا به خوبي و بدون ايراد طنز مي‌نويسند.»
وي ادامه داد: «برنامه‌اي در دانشگاه تهران با حضور صفارهرندي؛ وزير فرهنگ برگزار مي‌شد. من پشت تريبون قرار گرفتم و گفتم يکي به من گفته است که مملکت ما صاحب ندارد و من جوابش را با شعر اينگونه دادم:
گفتا که بود کشور ما بي‌صاحب
با آنکه بسي تاجر و کاسب دارد
گفتم که برو زبان خود گاز بگير
چون کشور ما هزار صاحب دارد.
همه خنديدند و کسي هم چيزي نگفت.»
در ادامه جلسه صفرزاده درباره آسيب‌هاي فقدان نشريه طنز در کشور تاکيد کرد: «ما بعد از نسل آقاي محولاتي و چند سال جوان‌تر از نسل ايشان که زمان انتشار توفيق بود ديگر طنزپرداز برجسته‌اي نداريم و اين فاصله خالي است تا برسيم به آقاي زوريي نصرآباد که زمان انتشار گل آقا طنز مي‌نوشتند. متاسفانه در اين بين نشريات تعطيل شدند و علاوه بر اينکه جامعه از جريان نقد تهي شد ما تربيت نسل طنزپرداز هم نداشتيم.»
در انتهاي نشست نيز سردبير گل‌آقا همچنين درباره ويژگي طنز گل‌آقايي اذعان کرد: «آقاي صابري هميشه تاکيد داشتند طنز فحش نيست و در همين راستا مي‌گفتند ويژگي‌هاي جسماني و شيوه صحبت و هرچه که خدادادي است نبايد مورد تمسخر قرار بگيرد. حتي براي کشيدن کاريکاتور هم تاکيد داشتند نبايد کريه تصوير شود. هميشه انصاف را راعايت مي‌کردند در نوشتن طنز براي اخبار هم اين دقت را داشتند که خبري دروغ نباشد. هميشه تاکيد داشتند هدف ما نقد است و نه تخريب و مي‌گفتند من نظام را دوست دارم و انتقاد را براي اصلاح عنوان مي‌کنم.»
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید