مجبور بوديم با خودمان شوخي کنيم

 

مجموعه خنده‌بازار که در ماه مبارک رمضان هر شب از تلويزيون پخش شد، منشأ بحث‌ها و چالش‌هاي بسياري در ميان مردم و صاحب‌نظران شد. برخي اين مجموعه و رويکردش را تمسخر آدمها تعبير کردند و برخي ديگر نيز آن را نوعي نقد مصداقي برشمردند. در هر حال شنيدن حرف‌هاي سازندگان اين مجموعه، فارغ از قضاوتي که مي‌توان درباره آن داشت، و به عنوان مجموعه‌اي که با استقبال نسبتا خوب مخاطب روبرو شد، خالي از لطف نيست.
***

بخشي از محبوبيت خنده‌بازار به شباهت بسيار زياد شخصيت‌ها با تيپ‌هاي واقعي‌شان برمي‌گردد. شهاب عباسي کارگردان در اين باره مي‌گويد:‌ «گريم ما فوق‌العاده بود. شهرام خلج پنجه‌هاي جادويي دارد. ما اگر شهرام را نداشتيم اصلا به اينجا نمي‌رسيديم.» علاوه بر اين سري دوم خنده‌بازار نسبت به سري اولش به لحاظ متن و تنوع مضامين پيشرفت خوبي نشان مي‌داد. شهاب عباسي در اين مجموعه، هم کارگرداني کار را به عهده داشت و هم خودش جلوي دوربين بازي کرد. او يکي از اعضاي تيم نويسندگي هم بود.
«ارث شيرين»، «مشکلات يک مرد محترم»، «تعطيلات پردردسر»، «ماه عسل» و «خواب‌فروش» تعدادي از تله‌فيلم‌هايي هستند که عباسي کارگرداني آنها را عهده داشته است. او مدرک کارشناسي نقاشي دارد و به گفته خودش با مهران غفوريان، جواد رضويان و حسين رفيعي در دانشگاه همکلاس بوده است.
عباسي در سريال‌هاي «زير آسمان شهر» و «کوچه اقاقيا» نيز به عنوان يک نويسنده همکاري داشت. با اين کارگردان، بازيگر و نويسنده به بهانه پخش «خنده‌بازار» به گفت‌وگو نشستيم.

مجموعه آيتمي «ساعت خوش» به لطف حضور بازيگران محبوبش گل کرد، اما‌ در مجموعه شما از بازيگران مطرح و ستاره خبري نيست. قصد نداريد از اين بازيگران کمک بگيريد تا کارتان بيشتر ديده شود؟‌
اين اتفاق چند تا دليل عمده دارد. بودجه‌اي که ما در اختيار داشتيم خيلي محدود بود. ما «خنده‌بازار» را با يک بودجه کم ساختيم. دستمزد چهار تا بازيگر يک سريال با کل بودجه ما برابري مي‌کند. من چند بار سبک سنگين کردم که بازيگران ستاره را بياورم. با چند تا از بازيگران «ساعت خوش» تماس گرفتم، اما ارقامي که آنها مي‌خواستند زياد بود و در توان مالي برنامه ما نبود. نکته دوم اين بود که بازيگران تمايلي به حضور در کارهاي آيتمي نداشتند. بازيگران وقتي مي‌فهميدند ما داريم آيتم مي‌سازيم دلسرد مي‌شدند. دليل اين بي‌انگيزگي به اين اتفاق برمي‌گردد که در سال‌هاي قبل آيتم‌سازي به ابتذال کشيده شد.
ما تصميم گرفتيم سراغ بچه‌هاي قديمي برويم يا بازيگران جديدي که استعداد دارند. ترکيبش همين بازيگراني شد که شما مي‌بينيد. مي‌خواستيم يک کار زيربنايي بکنيم. يعني خودمان بازيگر بسازيم. خوشبختانه نصف گروه ما استعداد بازيگر خوب شدن را دارند.

«خنده‌بازار» به واسطه شوخي‌هايش با برنامه‌هاي تلويزيوني به محبوبيت رسيد. شما در ادامه کار همان مسير را ادامه داديد. فکر نمي‌کنيد به لحاظ مضموني که داريد دست خودتان را مي‌بنديد؛ يعني از يک طرف نشان مي‌دهيد که برنامه‌سازان تلويزيون انتقادپذير هستند، اما از آن طرف به خيلي موضوعات ديگر خارج از حوزه تلويزيون نمي‌پردازيد؟
شبکه به ما چنين دستوري داده بود. بايد قبول کرد که ساده‌ترين و بي‌دردسرترين راه کمدي‌سازي همين بود. ما به سراغ هيچ کس ديگري جز خودمان نمي‌توانستيم برويم. واکنش‌ها به شدت شديد بود. شما ديديد که در ماه رمضان امسال چه اتفاقاتي افتاد. برخي از دوستان ناراحت شدند.
ما با ترس به سراغ آيتم‌هاي پزشکي رفتيم. من خيلي از مضمون‌ها را عوض کردم. ما نتوانستيم اشاره کنيم که در برخي بيمارستان‌ها پول و زيرميزي مي‌گيرند. هيچ‌کس نمي‌تواند منکر اين قضيه بشود. در برخي بيمارستان‌ها راه مي‌رويد از شما پول مي‌گيرند. بخصوص وقتي که بچه‌اي به دنيا آمده باشد. به اين واقعيت‌ها نمي‌شود اشاره کرد. ما مجبور بوديم که با خود تلويزيون شوخي کنيم. البته به برخي موضوعات هم گريز مي‌زديم. با مديران سياسي شوخي کرديم. اما عمده شوخي‌هاي ما با برنامه‌هاي تلويزيون بود. چاره‌اي جز اين نداشتيم.

فکر مي‌کنم کمترين واکنش را هم از سمت خود برنامه‌سازان تلويزيون داشتيد. درست است؟‌
بله. از تلويزيوني‌ها هيچ‌کس به ما اعتراض نکرد. شخص آقاي ضرغامي خيلي از ما حمايت کردند. آقاي پورمحمدي مدير شبکه سه پاي کارهاي ما ايستادند. ما کاملا با مشورت آن‌ها جلو رفتيم. کاري را سرخود انجام نداديم. کوچک‌ترين اشتباه باعث به وجود آمدن بزرگ‌ترين مشکلات مي‌شد.

در انتخاب مضمون‌هايتان به رفتار اجتماعي مردم خيلي توجهي نداريد و بيشتر به سمت عملکرد و اخلاقيات مسوولان و مديران مي‌رويد. چرا؟
ما فکر کرديم اين نوع نگرش در ساير کارها هست. ما مي‌خواستيم جسورانه‌تر رفتار کنيم. سعي کرديم به سراغ سوژه‌هاي آپارتمان‌نشيني و ازدواج نرويم. مهران مديري، سروش صحت و برنامه راديويي «جمعه ايراني» درباره اين چيزها طنز ساخته‌اند.
ما بايد به سطوح مديريتي مي‌پرداختيم. هيچ‌کس تا به حال با پليس بزرگراه شوخي نکرده بود. ما تا اينجا جلو رفتيم. يک سري چيزها به ذهنمان مي‌رسيد که کار را بامزه‌تر مي‌کرد، اما نمي‌توانستيم جلوتر برويم. هميشه به ما گفته‌اند که پليس لبخند بر لب دارد و مردم را راهنمايي مي‌کند. اما برخي وقت‌ها اين طوري نيست. مي‌بينيم پليس‌ها حوصله ندارند.

اما افرادي که به شما اعتراض کردند نظرشان دقيقا برعکس بود. مثلا علي دايي گفت اگر جرات دارند با مديران سياسي شوخي کنند.
ما شوخي‌هاي سياسي خيلي زياد داشتيم. در آيتم‌هاي سونا و جکوزي و ميزگرد مديران خيلي حرف زده شد. مادر من چند بار زنگ زد و گفت داريد خيلي تند مي‌رويد! ميز گفت‌وگو با سران يکي از آيتم‌هاي خوبمان بود. من فکر نمي‌کنم کسي قبل از ما به اين شدت با سياسي‌ها شوخي کرده باشد.

حتما مي‌دانيد که در اين مدت بازار شايعات خيلي داغ بود. مثلا گفتند 90 درصد ديگر پخش نمي‌شود و… اين شايعات چقدر صحت داشت؟‌
هيچ. آقاي پورمحمدي جزو مديراني هستند که يا قول نمي‌دهند يا اگر قولي بدهند تا آخرش هستند. 90 درصد و هشت جزو آيتم‌هايي بود که خيلي طرفدار داشت. ما همه‌اش را پخش کرديم. اين آيتم‌ها را مخاطب عام هم دوست داشت.

نقل از جام جم

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


The reCAPTCHA verification period has expired. Please reload the page.

به بالا بروید