قهوه پدری سرد بود!
نویسنده: هادی مومن
گرچه شور و شوق زیادی برای قسمت آخر سریال «قهوه پدری» وجود نداشت، اما به هر حال قسمت پایانی این سریال آمد و پروندهاش بسته شد.
حالا برویم و ببینیم «قهوه پدری» چه بود و چه کرد؟
این سریال داستان کتابفروش ورشکستهایست که با همراهی خانواده و به پیشنهاد دوستی قدیمی، برای بهبود شرایط اقتصادیایشان، پول زیادی جمع کرده و دست به واردات قهوه میزنند.
اما ناگهان قیمت قهوه افت شدیدی میکند و این خانواده میماند با کلی قرض و بدهکاری. این بار اما برای فرار از مشکلات، تصمیم به سرقت از بانکی میگیرند که زن خانواده معاون آن است و…
در واقع مدیری قصد داشته در این سریال طبق روال «هیولا» و «دراکولا» به نقد سیستم بانکی و اقتصادی با چاشنی نقد اجتماعی بپردازد اما به نوعی در این سریال این امر محقق نشده و ذهن مخاطب را چندان درگیر این مسئله نمیکند و «قهوه پدری» حتی در حد آن دوتای قبلی هم موفق نبوده است.
حالا بیایید دلایل این عدم موفقیت را بررسی کنیم.
فیلم از همان ابتدا ضعیف شروع میشود و قدرت زیادی در همراه کردن مخاطب ندارد. زوج ژاله صامتی و سام درخشانی جذاب نیست و بازیها هم چنگی به دل نمیزند.
طراحی صحنهها بیش از حد شیک است و تصور یک خانواده ورشکسته را تا حدی غیرقابل باور میکند. درواقع مدیری اصرار دارد همیشه همه چیز شیک و مرتب باشد حتی اگر خانواده داستان ما در بی پولترین حالت ممکن باشد.
مورد بعد اینکه فیلمنامهنویس و کارگردان در شخصیتپردازی نیز خوب عمل نکردهاند. یعنی برای اکثر شخصیتها یک تیپ اغراق شده و افراطی در نظر گرفته شده که اجازهی مانور چندانی هم ندارند.
لحنها، رفتارها و میمیک صورت افراد تقریبا تا انتها ثابت است. صامتی همیشه عصبانی است، پسرها اکثرا لوس هستند. ناهید خانم همیشه فضول است و بقیه نیز به همین شکل.
بعضا خود این تیپها نیز اصلا برای بازیگر جا نیفتاده. مثال خوبش جواد رضویان است که نوع حرف زدنش مثلا شبیه علی اوجی «در حاشیه» است اما این کجا و آن کجا.
یا عروس خانواده که دلیل صدای کلفتش را نمیفهمیم و از آن هم بیشتر از چند شوخی درنمیآید. همسر رئیس بانک هم که بیتا سحرخیز بازی کرده، هیچ کمکی به بار طنز فیلم نکرده و نبودش نیز به هیچ جای داستان برنمیخورد.
برسیم به خود مهران مدیری که در این فیلم بدتر از همیشه است، یک حالت کلی و تکراری را بازی میکند، غیر از ابتدای فیلم هم نقش چندانی هم در قصه ندارد. راجع به آبنبات داخل دهانش هم چیزی نگوییم بهتر است.
مشکل اساسی دیگر این سریال، فیلمنامه است.
در این فیلم، داستان که اقتباسی از فیلم «دزدان خرده پا» ساخته وودی آلن است، اگرچه وجود دارد اما نه تعلیق خاصی دارد، نه شوک زیادی ایجاد میکند.
بعضا رفتارها و حرکتها منطق خاصی ندارند و فیلم در بعضی از جاها به کلی رها میشود.
همچنین دیالوگها کم زور و گاهی تکراری و شوخیها نیز دم دستی و کم تراکم است که همان هم بعضاً درست اجرا نمیشود. در کل بار کمدی کل این سریال به پای یک قسمت از سریالهایی مثل «مرد هزار چهره» و «شبهای برره» هم نمیرسد.
اما در کنار این همه نکات منفی یکی دو نکته مثبت هم داشت که قطعاً مهمترینش نقش آقای فاضلی با بازی «حامد وکیلی» است.
گرچه آن هم از یک جایی به بعد اسیر تکرار میشود و طنازیاش در قسمتهای پایانی کمرنگتر است اما در حد این سریال خوب است.
خلاصه «قهوه پدری» کار خوبی نیست و قطعا انتظارها از مهران مدیری بیشتر از اینهاست. امیدواریم برای کارهای بعدی دقت بیشتری کرده و این همه هزینه و زحمت را صرف ساخت چنین سریالهایی نکند.
پایان
برای مطالعه سایر مطالب اینجا کلیک کنید!



