فیلم قیف نه کمدی است و نه فانتزی
نویسنده: الهه ایزدی
فیلم قیف به کارگردانی محسن امیریوسفی و نویسندگی رضا عطاران و آقای کارگردان، قرار بوده یک کمدی-فانتزی باشد ولی نه کمدی است و نه فانتزی!
فیلم، خوب شروع میشود و در بیست دقیقه اول از مخاطب خنده میگیرد اما کمکم زور بیمزهبازیها غالب شده و فیلم از نفس میافتد. نه کمدی کلامی وجود ندارد و نه کمدی موقعیت، بلکه اشارات جنسی فیلم است که سعی دارد خنده بگیرد.
فانتزی منطق خودش را دارد و فضای آن باید درست ساخته شود، اما این فضا در فیلم خوب و باورپذیر درنیامده چون اساسا منطقی وجود ندارد.
به مخاطب اطلاعات اندکی از هیرکان و هیرکین داده میشود، در حد محل قرارگیریشان در منظومه شمسی و شاخ و دم داشتن ساکنین و پادشاهی بودن حکمرانیشان و این که پادشاهان این دوسیاره با هم دشمن هستند. اما دلیلی برای این دشمنی ذکر نمیشود.
شخصیتپردازیها بسیار ضعیف است و بهجز قیف (با بازی رضا عطاران)، ملوک (با بازی فریده سپاهمنصور) و رمال (با بازی عباس جمشیدیفر)، که آنها هم هنوز جای کار دارند، بقیه شخصیتهای فیلم تقریبا بدون شناسنامهاند.
قیف از سیاره هیرکان آمده و قرار است مخاطب با او همذاتپنداری کند، در حالی که مسئله قیف، هنوز مسئله مخاطب نشده و طبیعی است که با او همراه نمیشود.
اصلا مشخص نیست که خواهر قیف چرا با او مشکل دارد و چرا میخواسته برادرش را به دست دشمن بسپارد. دلیل اختلاف پادشاهان این دو سیاره روشن نیست. در این ۴۵ سال بر سر ملوک چه آمده؟ اگر او به خاطر عشقش به خسرو (قیف) ازدواج نکرده، دوستش اورانوس چرا مثل او مجرد مانده؟
در انتهای داستان، اورانوس با پدر قیف که پادشاه هیرکانی است ازدواج میکند درحالیکه تا پایان، مخاطب از این شخصیت، فقط یک اسم میداند! این دو چرا و چطور عاشق هم میشوند؟
رضا عطاران بازیگر درجه یکی است و شیرینی خاصی دارد. کارگردان فوقالعادهای هم هست و همه با سریالهای کمدی-رئال ایشان خاطرات خوش دارند، اما این فیلم سومی است که در آن شلوار ایشان پایین میآید! واقعا این ایده آنقدر بانمک است که باید در چند فیلم تکرار شود؟
اگر تصور کنیم قبل از فیلمبرداری، یکعده آدم فضایی ایشان را دوره میکنند و میگویند یا باید در یک سکانس هر جوری شده، به هر بهانهای شلوارت را دربیاوری یا با خودمان میبریمت یک سیاره دیگر و مجبورت میکنیم صبح تا شب لب مرز سیاره، تک و تنها نگهبانی دهی، بیشتر بانمک میشود تا این که بفهمیم بدون توجه به بیمزه بودن این حرکت و بدون دلیل خاصی مدام در فیلمهای مختلف تکرارش میکند.
گریم بازیگران زن غیرمنطقی و وصله ناجور است. از این جهت که اگر مردم آن سیارات این شکلی هستند، چرا فقط شامل حال خانمهایشان شده و آقایان سیارات، قیافههای معقولتری دارند؟
ایده فیلم، بالقوه جالب است ولی بالفعل نشده و به اصطلاح درنیامده. قصه، چفت و بست محکم ندارد و دیالوگها بسیار ضعیف است.
مشخص نیست که فیلم برای چه رده سنی تولید شده است. اگر مناسب کودکان است چرا دیالوگهای سخیف و موضوع عاشقانه دارد و اگر مناسب بزرگسالان است، چرا همه چیز آنقدر کودکانه پیش رفته؟
قیف توانسته در حد و اندازه اسمش ظاهر شود، از بالا پهن و از پایین لاغر است، یعنی مخاطبان را به خاطر ژانر کمدی و دیدن بازی عطاران و جمشیدیفر به سینما بکشاند ولی در انتها آنقدر آنها را بچلاند که بهزور چند نفری راضی از سینما بیرون بیایند.
برای اطلاعات بیشتر و تماشای فیلم کلیک کنید
پایان
برای مطالعه نقد و بررسی سایر فیلمهای کمدی اینجا کلیک کنید.



