فیلم قرمز یواش زود از یاد می رود
نویسنده: علیرضا عبدی
فیلم قرمز یواش با نام سابق «لب خط» فیلمی به کارگردانی و نویسندگی علی جبارزاده و تهیهکنندگی علی عبدالعلیزاده در ژانر کمدی، اجتماعی محصول سال ۱۳۹۹ است. این کار دومین ساختهی علی جبارزاده است که بعداز فیلم «آقای سانسور» اکران شد.
این فیلم داستان دختری اهل روسیه است که به دنبال گم شدن پدرش در ایران، راه سفر به ایران را در پیش میگیرد، اما در این میان آشنایی او با پسری در جنوب شهر تهران او را درگیر ماجرایی جدید میکند… .
فیلم از صحنهای شروع میشود که سیاوش چراغیپور در نقش مادرِ بچهها در حال عشوه آمدن است و با لاک قرمز انگشتان پایش مشغول رقصیدن. چنین شروعی نشان از استفادهی ابزاریِ این موقعیت برای جذب مخاطب است.
حیلهای که هیچوقت موفق نمیشود و میشود همان شلواری که در فیلم «قیف» از رضا عطاران دیدیم. زنپوشی مردان در فیلمها پدیدهی تازهای نیست، اما هر فیلم موفقی که چنین روش را استفاده کرده از بازیگر و بار دراماتیکش برای داستانگویی پیش برده است. مثلاً فیلم «بعضیها داغشو دوست دارن» تماماً بر این اساس است. اما اینجا این استفاده ابتر مانده و ضربه همبه فیلم زده.
حالا قصه نه در این مورد، در دیگر موارد هم میلنگد. دختری در تصادف با پسری برخورد کند که باهم به استقبال هیجان بروند، شروع بدی نیست؛ اما با پیش رفتن، زدن به در و دیوار دیگران برای خندهای که ایجاد نمیشود، برای تأثیرگذاریای که حس نمیشود، فیلم قرمز یواش را به ضعیفترین شکل ممکن پیش میبرد.
فیلم قرمز یواش
اضافی بودنِ هومن حاجیعبداللهی و کاظم نوربخش در کار کاملاً حس میشود. کاظم نوربخش آمده تا عین سریال نونخ بخندد و هومن حاجیعبداللهی به او بگوید: «شما نخور! لااقل توی جمع نخور!» حتی علیرضا مهران و مادر بچهها سیاوش چراغیپور هم اضافه هستند و نقشی در داستان ندارند.
استفادهی ابزاری از استاد جمشید هاشمپور هم کمکی به کار نکرده است. یا حتی داوودنژاد عمو و برادرزادهی مرحوم.
نیما شعباننژاد بهعنوان قهرمان داستان به اختلال بیشیادآوری یا هایپرتایمزیا (Hyperthymesia) مبتلاست. یعنی همهچیز را از همه زمانها با کیفیت عالی به یاد دارد. این اختلال که در تیزر هم به آن اشاره میشود در یکی دو جای کوچک مورد استفاده قرار میگیرد که اگر نگوییم اضافی است، به بدترین شکل ممکن از آن استفاده شده است.
کارگردانی فیلم مانند تلهفیلم ساده است و خلاقیت خاصی ندارد. آن هم اگر بخواهیم ریز شویم، ایرادهایی هم هست. فیلمنامه هم پر از اشکال است و نه میتواند بخنداند و نه حرفی بزند.
فقط سریدوزی نماها یا بازیگرانی است که هیچ نتیجهای در بر ندارد و کاری کرده که فیلم قرمز یواش بهسرعت از یاد مردم و تاریخ و هرچه هست پاک شود.
پایان
نقد و بررسی سایر برنامههای سینما و تلویزیون را بخوانید



