در فیلم خانه ارواح به چه چیزی بخندیم؟
نویسنده: علیرضا عبدی
هرچه از خانه ارواح بگوییم و اشاره کنیم که این فیلم کمدی چرا نمیخنداند، احتمالاً توجیهاتی هست.
مثلاً میخواهند بگویند این فیلم چند سالی توقیف بوده و یا کمدی ترسناک است و نه فیلم جاست فور فان که بخنداند. یا مثلاً در زمان اکرانش جنگ شده و از شانس بدتر هم خورده به چند فیلم کمدی دیگر و حالا نفروخته! اما… .
فیلم خانه ارواح خانهای قدیمی را روایت میکند و دو نفری که با فرار و پنهان شدن در آن خانه، سه روح را میبینند. حالا شما بفرما چرا این دو نفر باید آن سه روح را ببینند؟
آفرین، چون این دو نفر (پژمان جمشیدی و کاظم سیاحی) یک روز و یک ساعت باهم در زایشگاه به دنیا آمدهاند! کاملاً منطق درستی است!
فیلم خانه ارواح
از نکات درخشان کمدی فیلم خانه ارواح، دختری است که چون دانشجوی تاریخ است، استاد راهنمای آنها میشود و اسم شناسنامهایاش «مورخه» است. یعنی مورخی که چون مؤنث است، آخر اسمش «ة» گذاشتهاند و ما را به اوج کمدی فاقر (فخر در فقر) میرساند.
روح اول به مصدق خیانت کرده و حالا اینجا گیر کرده. مصدق کیست؟ میدانم که شما میدانید، ولی بینندهای که میرود کمدی ببیند، مصدق را میشناسد؟ احتمالاً خیر.
حالا هیچ توضیح قانعکنندهای هم دربارهی خیانت آن روح (بهنامِ مشیرالدوله) که ادعای وفاداری به دکتر مصدق دارد، ارائه نمیشود. این ابهامهای بیپاسخ نهتنها به عمق شخصیتها لطمه میزند، بلکه عنصر تاریخ در فیلم را بیاثر و حتی مسخره نشان میدهد. فقط همین که عرقسوز شده و باید گامهای نیممتری بردارد کافی است.
راستی بیش از ۶۰ سال قبل و فیلم «بعضیا داغشو دوست دارن» در اتفاقیترین حالت ممکنِ سادگیاش، گانگسترها اینهمه راه را از آن شهر دقیقاً به شهری میآیند که «جری و جو» فرار کردهاند و دقیقاً همان هتل و همان لحظهای که آن دو در آسانسور هستند.
اینجا هم داییِ مورخه خیلی شبیه مصدق است و روح مشیر را آزاد میکند! احتمالاً جملهی «تاریخ تکرار میشود» یعنی این!
با روح دوم سر لوکیشن فیلمبرداری فیلم هزاردستان میروند. فقط چرا باید هزاردستانها را ریخت توی کمدیها؟ شخصیتی که از فاصلهی دو سه کیلومتری شبیه علی حاتمی هست هم از کادر رد میشود و باز مخاطب میماند که چه کند!
روح سوم احتمالاً دلیل توقیف فیلم است. روحی که تقریباً همهی دیالوگهایش را دوباره ضبط کردهاند تا فیلم رنگ پرده ببیند. حالا بار کمدیِ کل کار از کمدیِ صِرف تا کمدی جلف و جنسی بر دوش اوست که رضا کیانیان و کاظم سیاحی از پس آن برنمیآیند. مخصوصاً که موضوع خطقرمزیِ همجنسگرایی هم مطرح است و ما نمیدانیم به چه چیزی باید در فیلم خانه ارواح بخندیم؟!
دیگر همین و خلاص.
پایان
نقد و بررسی سایر برنامههای سینما و تلویزیون را بخوانید



