از حضور فیلمنامه نویس زیر آسمان شهر تا توصیف پیری در دفتر طنز
سه نشست تخصصی طنز در هفتهی ابتدایی مهر ماه به همت دفتر طنز حوزه هنری برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی دفتر طنز حوزه هنری، در ادامهی نشستهای هفتگی این دفتر، چهاردهمین جلسهی «طنزینما» و چهل و سومین جلسهی «طنزآمیز» و پنجاه و دومین جلسه «طنزخوانه» به ترتیب در روزهای یکشنبه، دوشنبه و سهشنبه ، ۶، ۷ و ۸ مهر ماه برگزار شدند.
ابتدا، چهاردهمین نشست «طنزینما» عصر یکشنبه ۶ مهر ماه ساعت ۱۷ با حضور پیمان جزینی، فیلمنامه نویس فیلمهای مطرح کمدی سینمای ایران، برگزار شد.
در این جلسه پیمان جزینی در این جلسه از تجربههای شخصی خود در مسیر فیلمنامهنویسی طنز سخن گفت. او تأکید کرد که ورودش به عرصه طنزنویسی با آیتمنویسیهای کوتاه آغاز شد؛ تجربههایی که اگرچه ساده به نظر میرسیدند، بنیان اصلی کار حرفهای او را شکل دادند.
با مرور نمونههایی از آیتمهای طنزی که در گذشته نوشته بود، توضیح داد چگونه موضوعاتی مثل بازیهای رایانهای، زباله و بازیافت، یا حتی نگهداری حیوانات خانگی توانستهاند در قالبی ساده اما خلاقانه دستمایه خلق موقعیتهای طنز شوند.
فیلمنامه نویس زیر آسمان شهر، گفت: «طنز زمانی موفق است که از دل زندگی روزمره بیرون بیاید. وقتی تماشاگر خودش را در ماجراها ببیند، خنده و همذاتپنداری بهطور طبیعی اتفاق میافتد.»
گزارش کامل این جلسه را بخوانید: چهاردهمین جلسه طنزینما با حضور پیمان جزینی برگزار شد
از حضور فیلمنامه نویس زیر آسمان شهر تا توصیف پیری
چهل و سومین جلسه از سلسله جلسات «طنزآمیز» دفتر طنز حوزه هنری روز دوشنبه، ۷ مهرماه ۱۴۰۴، برگزار شد. این جلسه که به بررسی شعرهای مولانا اختصاص داشت، با حضور دکتر اسماعیل امینی در سالن اجتماعات شماره ۴۰۲ ساختمان حوزه هنری در خیابان سمیه تهران برگزار و ساعت ۱۷ آغاز شد.
فصل چهارم این دوره آموزشی با عنوان «تحلیل رباعیات طنزآمیز مولانا» به علاقهمندان ارائه شد و فرصتی فراهم آورد تا شرکتکنندگان با مباحث دقیق ادبی، فرهنگی و تاریخی مرتبط با شعرهای مولوی آشنا شوند.
دکتر امینی در ابتدای جلسه گفت: «میراث فرهنگی ما شامل بخشهای ملموس مانند بناها و کتابهاست و بخشی ناملموس، مانند زبان فارسی، که در متنهای ادبی تجسم یافته است. هر آنچه داریم، چه میپسندیم و چه نمیپسندیم، بخشی از این میراث است.»
این پژوهشگر با اشاره به چالشهای تاریخی انتقال اندیشه در ادبیات فارسی گفت: «در طول تاریخ، قدرت و گرایشهای سیاسی بر سرنوشت اندیشه و ادبیات تأثیر گذاشته است؛ مثلاً در دورهای اشعریان قدرت داشتند، بنابراین معتزلیان خردگرا یا شیعیان مهجور میشدند و نوشتهها و اندیشههایشان به حاشیه رانده میشد یا ناصرخسرو که به دلیل باورهای مذهبی در تبعید و سختیها قرار گرفت. با این حال، شعرهای سوزناک او و دیگر شاعران از دل همین تجربهها شکل گرفته است.»
وی در بخش تحلیل رباعیات مولوی، چند نمونه از اشعار مطرحشده در جلسه را نیز خواند و معنا و طنز آنها را شرح داد:
«آن چشم که خون گشت و غم او را جفت است / زو خواب طمع مدار کو کی خفته است
پندارد کاین نیز نهایت دارد / ای بیخبر از عشق! که این را گفته است؟»
«کی» را به چه کسی گفته است؟ درباره چه چیزی حرف میزند؟ شاعر ابتدا از چشم شروع کرده و پس از آن ضمیرها پیدرپی آمدهاند، که باعث میشود معنا کمی دشوار به نظر برسد و خواننده ممکن است فراموش کند.
منظور از «آن چشم که خون گَشت و غم او را جفت» چشمی است که از شدت غم گریان و خونآلود شده است. چنین چشمی نباید انتظار خواب داشته باشد؛ عاشق با چنین چشمی خواب ندارد. این موتیف بارها در شعر کهن فارسی تکرار شده است.
«چون دید مرا مست، به هم برزد دست / گفتا که شکست توبه باز آمد مست»
در این بیت استعاره «شیشهگری» به کار رفته است؛ ساختن شیشه دشوار است اما شکستن آن آسان. شاعر با زبان طنز، توبه و اشتباهات انسانی را شبیه شیشهای میداند که بهآسانی میشکند.
«از دیدن اغیار چو ما را مدد است / پس فرد نهایم و کار ما در عدد است
از نیک و بد آگهیم و این نیک و بد است / هردل که نه بیخود است زیر لگد است»
این رباعی تأکید دارد که حتی دیدار بیگانه میتواند موجب قوت و رشد شود و حضور دیگران به انسان انرژی میدهد، مشروط بر آنکه خودخواه نباشد.
در بخش دیگری از جلسه، دکتر امینی به چالش خواندن برخی رباعیات اشاره کرد: «مثلاً رباعی «جانم بر آن جان و جهان رو کرده است» از نظر وزن مشکلی ندارد اما در معنا نیازمند فصاحت است. این عبارت هم به معنای توجه و هم به معنای قبله گرفتن است.»
وی همچنین درباره طنز و نقش آن در شعر مولوی گفت: «مهمترین رکن طنز، ناسازگاری است. اگر کسی در جلسه رسمی با لباس ورزشی حاضر شود، یا از لحاظ زبانی با موضوع ناسازگار باشد، خنده ایجاد میشود. حتی وقتی شعر با عادت و توقع ما ناسازگار باشد، طنز شکل میگیرد.»
نمونهای از این طنز در شعر کلاسیک بیان شد: «مرغ نر را خروس میگویند، زن نو را عروس میگویند، آنچه در چشم میرود خواب است، آنچه در جوی میرود آب است، نمد سبزوار از پشم است، زیر ابروی مردمان چشم است.»
دکتر امینی در پایان تأکید کرد که طنز تنها ناشی از ناسازگاری نیست، بلکه ایجاد یک «سازگاری جدید» نیز اهمیت دارد: «وقتی معنا از بافت اصلی خود جدا شده و در بافتی دیگر معنای تازه پیدا کند، طنز آشکار میشود.»
همچنین این هفته، پنجاه و دومین جلسهی «طنزخوانه» ویژه جوانان و افراد زیر ۳۵ سال، روز سهشنبه ۸ مهر ماه برگزار شد. در این جلسه که با موضوع «خود را در پیری توصیف کنید» برگزار شد، هر کدام از شرکت کنندگان متنی خلاقانه و طنزآمیز نوشتند.
از ماجرای حرکات آکروباتیک یکی از شرکت کنندگان در میانسالی گرفته تا ماجرای رفیقی که حتی با تهدید هم حاضر به پس دادن دندان مصنوعی رفیقش نیست.
در پایان از نویسندگان متنهای برتر و همچنین افرادی که برای اولین بار در طنزخوانه شرکت کرده بودند با اهدای کتاب تقدیر شد.
دفتر طنز حوزهی هنری با برگزاری نشستهایی همچون «طنزینما»، «طنزآمیز» و «طنزخوانه» میکوشد فضایی آموزشی، پژوهشی و تعاملی برای علاقهمندان به طنز فراهم کند. این جلسات بهصورت مستمر برگزار میشوند و حضور در آنها برای عموم آزاد و رایگان است.
همچنین، نشستهایی مانند «در حلقهی رندان»، «بازار تماشا»، «قلمه» و «مکتبخانهی طنز» نیز از دیگر برنامههای دفتر طنز حوزهی هنری در مسیر ترویج و آموزش طنز هستند.
پایان
اخبار برنامههای دیگر دفتر طنز را دنبال کنید.



