به گزارش خبرنگار دفتر طنز، در نشست نور، دوربين، صدا، خنده آخرين ساخته چارلي چاپلين با عنوان «عصر جديد» دوشنبه، دوازدهم تيرماه در تالار انديشه حوزه هنري به نمايش درآمد.
در عصر جديد شخصيت «ولگرد» سعي دارد در شهر و دل تمدن براي خود شغلي دست و پا کند اما ناموفق است. در اين فيلم کمدي، چاپلين به نوعي ستيز خود را با تمدن نشان ميدهد.
بر اساس اين گزارش، نمايش و نقد و بررسي اين کمدي با حضور دو منتقد سينمايي؛ امير قادري و آرش خوشخو و علاقمندان به سينماي چارلي چاپلين برگزار شد. در اين نشست ابتدا مجري به فرم سينماي چاپلين اشاره کرد و گفت: لباسي که چاپلين براي ولگرد انتخاب کرد بسيار خاص و هوشمندانه بود و پس از سالها هنوز هم هر فردي در دنيا اين لباس را ببيند ياد چارلي چاپلين خواهد افتاد.
در ادامه نشست آرش خوشخو درباره عصر جديد گفت: اين فيلم هفت سال پس از ورود سينماي صامت ساخته شد و اين مسئله نشانگر پافشاري چاپلين بر آموزههاي سينماي صامت است. چاپلين در دهه بيست به يک پديده تبديل شد و به اوج رسيد. وي در تمام فيلمهاي خود مولف بود و تمام جزئيات فيلم تحت کنترل اوست اما او در فيلم عصر جديد به يک خودآگاهي ميرسد. به عبارتي چاپلين بعد از ساخت «روشنايي شب» به نوعي خودشيفتگي مبتلا ميشود و از همين رو بعد از روشنايي شب خودآگاهي را در آثار چاپلين ميبينيم.
خوشخو درباره اين خوداگاهي توضيح داد: چاپلين گمان داشت حتما بايد درباره مسائل روز جامعه خود بگويد و موضعگيري سياسي داشته باشد و اين امر در هاليوود دهه بيست، برخلاف سينماي امروز، نوعي خودشيفتگي محسوب ميشد.
وي ادامه داد: قبل از فيلم عصر جديد مخاطب ميتوانست نبوغ را فيلمهاي چاپلين ببيند. در «جويندگان طلا» و «روشنايي شب» صحنههاي کميک و خندهداري وجود دارد. در دهه پنجاه و شصت او در قله سينماي کمدي قرار دارد و چاپلين را در حد يک شاهکار ستايش ميکنند. در هر صورت به خاطر سبک کار او و تعهدات اجتماعي که دارد راه را براي تفسيرهاي جامعه شناسي بر روي فيلم باز ميکند.
امير قادري در ادامه بحث با ابراز مخالف خود بر مدرن ستيزي چاپلين عنوان کرد: هنرمنداني هستند که زبان جهاني دارند و همين مسئله کمکشان ميکند به موفقيت برسند. چاپلين در عصر جديد کارخانه و پيچ و مهره را به عنوان نماد پيشرفت و تمدن استفاده کرده و هر مخاطب در هر قشر و سني وقتي ميبيند صاحب کارخانه لاي چرخ دندههاي گير افتاده، متوجه منظور مولف و ستيز او با جامعه ماشيني ميشود.
در ادامه نشست مخاطبان نيز وارد بحث و گفتگو شدند و يکي از حضار به بيتوجهي چاپلين در تدوين برخي صحنهها و حضور اشياي زائد اشاره کرد. قادري با کنايه به خودشيفتگي چارلي چاپلين در پاسخ به نظر گفت: رابرت پريش يکي از بزرگترين مونتورهاي سينماي هاليوود در کتاب خاطرات خود نقل ميکند که يک بار چاپلين از او خواسته تا درباره تدوين نهايي يکي از فيلمهايش و انتخاب نماي نهايي نظر دهد. پريش از بين نماها يک نما را انتخاب ميکند و ميگويد نماي بسيار خوبي است اما حيف که سر سياهي لشکر براي لحظهاي پشت تير چراغ برق نمايان ميشود. چاپلين به شدت از اين حرف پريش عصباني ميشود و به او ميگويد يعني من انقدر جذاب نبودم که تو تير برق و سر سياهي لشکر را ديدهاي؟!
خوشخو در ادامه به حضور پررنگ کمديسازان در دروره کلاسيک اشاره و اظهار کرد: ما درباره يک نسل ويژه صحبت ميکنيم. نسلي که چارلي چاپلين، برادران مارس، لورل و هادري و … از دل آن بيرون آمدند. نسلي که از نظر فيزيکي و ميميک کاملا آماده بودند. دربرخي صحنهها ميبينيم که حتا مانند بازيگران تئاتر روي صحنه ميآيند و بدون حرکت زياد دوربين، صحنه به خوبي اجرا ميشود.
امير قادري نيز در ادامه بحث تصريح کرد: خوبي فيلم چاپلين اين است که مانند يه اعلاميه مثلا حزب جمهوري خواه حس ميکني پيام به مخاطب رسيد يا نه. درحالي که کمدي در لورل و هادري عميقتر است. البته وقتي سينماي کمدي او آدمهاي بزرگي را تحت تاثير قرار ميدهد يعني کمدي او امتيازاتي دارد.
وي در ادامه و در انتقاد از سينماي چاپلين ابراز کرد: چاپلين در فيلمهاي خود انگشت در چشم فرد پولدار ميکند، به فرد کت و شلواري لگد ميزند، سعي ميکند رييس زمين بخورد و … او ديدگاه کهنهاي دارد که برگرفته از گذران دوران کودکي او در لندن قرن نوزده است و فضايي که معاش امر سخت و مهمي بوده. براي همين فيلمهاي چاپلين مضامين کهنه و رو به گذشته دارد. اما به لحاظ فرم و تاثير روي مخاطب کمدي او انکار نشدني است. عصا و کلاه و سبيلهاي چاپلين را تمام دنيا ميشناسند
.
خوشخو اما در دفاع از سينماي چاپلين گفت: تاثير سينماي چاپلين سالهاي سال خواهد ماند و هنوز هم تماشاي فيلمهاي او جزو تفريحات بزرگ و براي ما درس زندگي است.
يادآور ميشود سه شنبه هفته آينده نيز نور، دوربين، صدا، خنده به نمايش و نقد «ديکتاتور بزرگ» چارلي چاپلين و جنبههاي ديگر سنماي کمدي وي خواهد پرداخت. طبق گفته منتقدان کمدي چاپلين جاي زيادي براي بحث و گفتگو دارد و ميتوان از ابهاد مختلفي راز ماندگاري سينماي او را بررسي کرد.


